لیست مطالب
چکلیست نهایی و بازنویسی یک پرامپت ضعیف
پایان سری. اینبار چیز تازهای یاد نمیگیریم؛ یک پرامپت واقعاً بد را برمیداریم و مرحلهبهمرحله جلوی چشم شما به یک پرامپت حرفهای تبدیلش میکنیم.

۱) پرامپت اولیه و اینکه چرا بد است
این پرامپت را در نظر بگیرید: «یه متن خوب برای معرفی محصول جدیدمون بنویس، حرفهای باشه.» این جمله نه غلط است و نه بیادبانه؛ فقط تقریباً هیچ اطلاعاتی ندارد.
چهار مشکل همزمان دارد. محصول ناشناخته است، پس مدل باید محتوا را از خودش بسازد. مخاطب مشخص نیست، پس متن برای هیچکس نوشته میشود. «حرفهای» یک صفت است، پس لحن قفل نمیشود. و هیچ شکل و اندازهای برای خروجی تعیین نشده، پس نتیجه هر چیزی میتواند باشد.
نکتهٔ مهم این است که خروجی چنین پرامپتی معمولاً بد به نظر نمیرسد. متنی روان و بیایراد میگیرید که فقط به درد کار شما نمیخورد. همین است که تشخیص مشکل را سخت میکند.
۲) مرحلهٔ اول: وظیفهٔ روشن
اولین کار، تبدیل موضوع به وظیفه است. بهجای «یه متن خوب بنویس»، مینویسیم: «متن معرفی محصول برای صفحهٔ فرود بنویس؛ یک تیتر و سه پاراگراف.»
همین یک تغییر، خروجی را از حالت شناور خارج میکند. حالا مدل میداند چه چیزی تحویل بدهد. اما هنوز نمیداند محصول چیست و برای چه کسی مینویسد، پس محتوا همچنان ساختگی خواهد بود.
۳) مرحلهٔ دوم: زمینهٔ واقعی
حالا اطلاعاتی را اضافه میکنیم که مدل امکان ندارد بداند: محصول یک اپلیکیشن مدیریت هزینه برای فریلنسرهاست، سه ماه است منتشر شده، مزیت اصلیاش دستهبندی خودکار تراکنشهاست و رقیبها معمولاً برای شرکتها ساخته شدهاند نه افراد.
طبق قاعدهای که در قسمت سوم دیدیم، هر جملهٔ زمینه باید واقعیتی باشد که خروجی را تغییر میدهد. تاریخچهٔ شرکت و اسم بنیانگذار را اضافه نمیکنیم چون هیچ اثری روی این متن ندارند.
بعد از این مرحله، خروجی برای اولین بار دربارهٔ محصول واقعی حرف میزند. اما هنوز شبیه هر متن معرفی دیگری است، چون نمیداند با چه کسی حرف میزند.

۴) مرحلهٔ سوم: مخاطب و لحن
مخاطب را با همان نمایهای که در قسمت پنجم ساختیم تعریف میکنیم: فریلنسری که حسابداری بلد نیست، برای آمادگی اظهارنامهٔ مالیاتی دنبال راهحل است، و نگرانی اصلیاش این است که وارد کردن دستی تراکنشها وقتگیر باشد.
لنگر لحن هم بهجای صفت «حرفهای» میآید: طوری بنویس که انگار به یک فریلنسر باتجربه که از کاغذبازی خسته است توضیح میدهی این ابزار چه بار مشخصی را از دوشش برمیدارد.
اثر این مرحله معمولاً بزرگترین اثر کل فرایند است. متن از حالت تبلیغاتی عمومی خارج میشود و شروع میکند به حرفزدن با یک آدم مشخص دربارهٔ یک درد مشخص.
۵) مرحلهٔ چهارم: قید و مرزها
حالا مرزها را میگذاریم: حداکثر صد و شصت کلمه؛ بدون وعدهٔ درآمد یا صرفهجویی عددی که در ورودی نیامده؛ بدون نامبردن از رقیب؛ و بهجای واژههای تبلیغاتی مثل بینظیر، توصیف کاری که ابزار انجام میدهد.
دقت کنید که هر ممنوعیت جایگزین مثبت دارد — همان قاعدهٔ قسمت چهارم. و یک خط اولویت هم اضافه میکنیم: اگر رعایت همزمان طول و پوشش نگرانی مخاطب ممکن نبود، نگرانی مخاطب مقدم است.
۶) مرحلهٔ پنجم و ششم: اسکلت خروجی و معیار پذیرش
اسکلت را مینویسیم: یک تیتر حداکثر ده کلمهای، پاراگراف اول دربارهٔ نگرانی مخاطب، پاراگراف دوم دربارهٔ کاری که ابزار انجام میدهد، پاراگراف سوم یک دعوت به اقدام مشخص. و میگوییم هیچ متن اضافهای بیرون از این اسکلت نوشته نشود.
معیار پذیرش هم سه شرط دارد: پاراگراف اول باید به نگرانی وقتگیر بودن اشاره کند؛ هیچ عددی که در ورودی نیست نباید بیاید؛ و هیچ دو پاراگرافی نباید یک حرف را تکرار کنند. در انتها میخواهیم مدل پیش از تحویل، خروجی را با همین سه شرط بسنجد و گزارش بررسی را چاپ نکند.
نسخهٔ نهایی از یک جملهٔ چهاردهکلمهای به پرامپتی حدود صد و پنجاه کلمهای رسیده است. این افزایش طول هزینه نیست؛ هر بند آن یک دور بازنویسی را حذف میکند. جزئیات این دو بخش را در قسمت ششم کامل توضیح دادهایم.

۷) چکلیست نُهسؤالی پیش از ارسال
پیش از فرستادن هر پرامپت مهم، این نُه پرسش را مرور کنید. اگر بیش از دو جواب منفی داشتید، پرامپت هنوز آماده نیست:
۱) وظیفه با یک فعل روشن شروع میشود و تعداد یا نوع خروجی مشخص است؟
۲) هر جملهٔ زمینه واقعیتی است که مدل نمیداند و خروجی را تغییر میدهد؟
۳) مخاطب با دانش قبلی، انگیزه و نگرانی اصلی تعریف شده است؟
۴) لحن با لنگر یا جملهٔ نمونه مشخص شده، نه با صفت؟
۵) اندازهها با عدد نوشته شدهاند، نه با واژههایی مثل کوتاه؟
۶) هر ممنوعیت یک جایگزین مثبت دارد؟
۷) اسکلت خروجی نوشته شده و فقط یک واحد تکرارشونده را نشان میدهد؟
۸) دو تا چهار شرط پذیرش قابل سنجش نوشته شده است؟
۹) اگر قیدها با هم تعارض پیدا کنند، اولویت مشخص شده است؟
اگر تازه شروع کردهاید، راهنمای پرامپتنویسی برای مبتدیها پیشنیاز خوبی است و معرفی اوپنایآی تصویر کلیتری از این ابزارها میدهد.
۸) سه نشانهٔ اینکه مشکل از پرامپت است، نه از مدل
نشانهٔ اول: خروجی روان و بیایراد است ولی برای هر کسی میتوانست نوشته شده باشد. این یعنی زمینه و مخاطب کم است، نه اینکه مدل ضعیف است.
نشانهٔ دوم: هر بار اجرا، جواب کاملاً متفاوتی میگیرید. تنوع زیاد معمولاً یعنی پرامپت فضای انتخاب بسیار بزرگی باز گذاشته و مدل هر بار گوشهٔ دیگری از آن را برمیدارد.
نشانهٔ سوم: مدل بخشی از خواسته را مدام نادیده میگیرد. تقریباً همیشه یعنی آن بخش با بخش دیگری از پرامپت تعارض دارد؛ بهجای تأکید بیشتر، دنبال تعارض بگردید.
پرسش و پاسخ کوتاه
هر بار باید همهٔ این مراحل را طی کنم؟ نه. برای کارهای روزمره دو مرحلهٔ اول کافی است. این فرایند کامل برای پرامپتهایی است که قرار است بارها استفاده شوند یا خروجیشان جایی منتشر میشود. یک بار وقت گذاشتن روی چنین پرامپتی، دهها اجرای بعدی را بهتر میکند.
پرامپتهای خوبم را کجا نگه دارم؟ در یک فایل ساده با نام و یک خط توضیح دربارهٔ اینکه برای چه کاری ساخته شده. مهمتر از ابزار، این است که هر بار پرامپتی جواب خوبی داد همانجا ذخیرهاش کنید؛ بیشتر پرامپتهای خوب گم میشوند نه اینکه ساخته نشوند.
آیا با عوضشدن مدلها این چکلیست هم منسوخ میشود؟ بعید است. هیچکدام از این نُه پرسش به قابلیت خاصی وابسته نیست؛ همه دربارهٔ کمکردن ابهاماند. مدلهای قویتر ابهام کمتری را تحمل میکنند، ولی ابهام صفر همچنان بهترین حالت است.
بعد از این سری چه چیزی بخوانم؟ این آخرین قسمت سری آناتومی پرامپت است. برای ادامه، از صفحهٔ سری پرامپتنویسی سریهای دیگر را انتخاب کنید؛ و اگر میخواهید همین ساختار را با نمونههای عملی ترکیب کنید، مروری دوباره بر قسمت اول نقطهٔ خوبی برای جمعبندی است.
خروجی هر بار اجرا کاملاً متفاوت است. محتملترین علت چیست؟
این تمرین ویژهٔ اعضاست
برای دیدن این بخش باید عضو ویژه (VIP) باشی. با شمارهٔ موبایلت وارد شو تا ۱۴ روز دسترسی رایگان فعال شود.
🎁 ورود / ثبتنام و شروع ۱۴ روز رایگان