لیست مطالب
قالب CO-STAR و چه زمانی بهتر از قالب ششجزئی است
قالب ششجزئی تنها ساختار موجود نیست. CO-STAR شش حرف دارد اما تأکیدش جای دیگری است. در این قسمت هر دو را روی یک وظیفهٔ کاملاً یکسان امتحان میکنیم و میبینیم کدام کجا برنده است.

۱) دو قالب، دو فلسفهٔ متفاوت
پیش از هر مقایسهای باید بدانیم دو قالب سر چه چیزی با هم اختلاف دارند. قالب ششجزئی — که در قسمت اول این سری معرفی شد — ساختاری اجرایی است: میخواهد مطمئن شود مدل دقیقاً چه کاری، با چه دادهای و در چه قالبی انجام میدهد. جهتگیریاش به سمت درستی خروجی است.
CO-STAR جهتگیری دیگری دارد. این قالب فرض میگیرد وظیفه کموبیش روشن است و مسئلهٔ واقعی، جاافتادن پیام نزد یک مخاطب مشخص است. به همین دلیل دو بخش کامل از شش بخش خود را به سبک و لحن اختصاص میدهد و یک بخش جدا هم به مخاطب. این نسبت تصادفی نیست؛ نشان میدهد قالب برای چه چیزی ساخته شده.
۲) شش حرف CO-STAR به زبان ساده
حرف اول، زمینه است: موقعیتی که این متن در آن نوشته میشود. حرف دوم، هدف: نتیجهای که قرار است این متن ایجاد کند، نه صرفاً کاری که مدل انجام میدهد. سومی سبک است: نوع نگارش، مثلاً روایی، تحلیلی، خبری یا آموزشی.
حرف چهارم لحن است و با سبک اشتباه گرفته میشود؛ سبک شکل نوشتن است و لحن حسی که به خواننده منتقل میشود. حرف پنجم مخاطب است: چه کسی این را میخواند و چه چیزی از قبل میداند. و حرف ششم پاسخ است: شکل و ظرف خروجی.
تفاوت مهم را اینجا ببینید: در CO-STAR هیچ بخشی مخصوص قید یا معیار پذیرش وجود ندارد. اگر خروجی شما مرزهای سختی دارد — سقف طول، منبع مجاز، ممنوعیتهای حقوقی — این قالب بهتنهایی جای نوشتنشان را برایتان باز نمیکند. جزئیات نوشتن این مرزها موضوع قسمت چهارم سری است.
۳) آزمایش: یک وظیفهٔ واحد برای هر دو قالب
برای اینکه مقایسه منصفانه باشد، هر دو قالب باید یک کار را انجام دهند. وظیفهٔ آزمایشی ما این است: نوشتن متن معرفی یک دورهٔ آنلاین حسابداری برای صفحهٔ فرود، برای کسانی که تازه وارد بازار کار شدهاند.
نسخهٔ ششجزئی چنین چیزی میشود: نقش یک کپیرایتر آموزشی، زمینه شامل مشخصات دوره و مخاطب، وظیفه نوشتن متن معرفی در سه پاراگراف، قید سقف صد و پنجاه کلمه و پرهیز از وعدهٔ درآمد، قالب خروجی یک تیتر و سه پاراگراف، و معیار پذیرش اینکه هر پاراگراف به یک نگرانی مشخص تازهواردها جواب دهد.
نسخهٔ CO-STAR اینطور میشود: زمینه همان موقعیت دوره، هدف اینکه خواننده احساس کند این دوره فاصلهٔ او تا اولین شغل را کم میکند، سبک آموزشی و بدون اغراق تبلیغاتی، لحن همدلانه و مطمئن، مخاطب فارغالتحصیل بیتجربهای که از رد شدن در مصاحبه میترسد، و پاسخ در قالب یک تیتر و سه پاراگراف کوتاه.

۴) نتیجهٔ آزمایش: تفاوت خروجیها کجاست
خروجی نسخهٔ ششجزئی دقیقتر است: طول رعایت میشود، ساختار سر جایش است و هر پاراگراف واقعاً به یک نگرانی جواب میدهد، چون معیار پذیرش این را الزام کرده. اما لحن آن معمولاً خنثی و کمی خشک درمیآید؛ متنی که درست است ولی خواننده را جذب نمیکند.
خروجی CO-STAR گرمتر و همدلانهتر است و بهوضوح با همان مخاطب حرف میزند. در عوض بیشتر از سقف طول میگذرد و گاهی به جای سه نگرانی، حول یک ایدهٔ احساسی میچرخد؛ چون هیچجا نگفتهایم چه چیزی جواب را غیرقابل قبول میکند.
پس تفاوت را میشود در یک جمله خلاصه کرد: قالب ششجزئی خطای اجرایی را کم میکند، CO-STAR خطای ارتباطی را. این دو، رقیب نیستند؛ دو نوع خطای متفاوت را هدف گرفتهاند.
۵) قاعدهٔ تصمیم: کدام قالب برای کدام کار
سه پرسش کوتاه از خودتان بپرسید. اول: اگر خروجی لحن نامناسبی داشته باشد، کار خراب میشود؟ برای متن بازاریابی، پست شبکهٔ اجتماعی، ایمیل به مشتری ناراضی و متن صفحهٔ فرود، جواب معمولاً بله است و CO-STAR انتخاب بهتری است.
دوم: خروجی مرز سختی دارد که رد شدن از آن پذیرفتنی نیست؟ سقف کلمه، فقط استفاده از دادهٔ دادهشده، ساختار جدولی ثابت. اگر بله، قالب ششجزئی مناسبتر است چون جای مشخصی برای قید و معیار پذیرش دارد.
سوم: کار بیشتر تحلیلی است یا ارتباطی؟ خلاصهسازی گزارش، استخراج داده، بازبینی کد و مقایسهٔ گزینهها کارهای تحلیلیاند و قالب ششجزئی روی آنها قابل اتکاتر است. متنهایی که قرار است کسی را قانع یا آرام کنند، ارتباطیاند.
۶) ترکیب دو قالب برای کارهای دشوار
در عمل، بهترین نتیجه برای متنهای مهم از ترکیب میآید: اسکلت CO-STAR را بردارید و دو بخش به آن اضافه کنید، یکی برای قید و یکی برای معیار پذیرش. این کار همان نقطهضعف اصلی CO-STAR را میپوشاند بدون اینکه مزیت لحن و مخاطبش از دست برود.
قالب زیر همین نسخهٔ ترکیبی است. جاهای خالی را با کار خودتان پر کنید:
زمینه: [موقعیتی که این متن در آن منتشر میشود و چه اتفاقی افتاده است].
هدف: بعد از خواندن این متن، خواننده باید [چه احساس یا چه اقدامی] داشته باشد.
سبک: [آموزشی / تحلیلی / روایی / خبری]، بدون اغراق تبلیغاتی.
لحن: [همدلانه / قاطع / آرام / صمیمی].
مخاطب: [چه کسی]، که [چه چیزی میداند] و [نگرانی اصلیاش چیست].
پاسخ: [شکل خروجی؛ مثلاً یک تیتر و سه پاراگراف کوتاه].
قید: حداکثر [تعداد] کلمه. از [این موارد] استفاده نکن. فقط به اطلاعات بالا تکیه کن.
معیار پذیرش: جواب وقتی قابل قبول است که [شرط اول] و [شرط دوم] برقرار باشد. پیش از ارائه، خروجی را با همین دو شرط بسنج و در صورت لزوم اصلاحش کن.
اگر هنوز با مفاهیم پایهٔ پرامپتنویسی راحت نیستید، راهنمای نوشتن پرامپت برای مبتدیها پیشنیاز خوبی است. برای آشنایی با شرکتی که بسیاری از این مدلها را ساخته، معرفی اوپنایآی را ببینید.
پرسش و پاسخ کوتاه
آیا باید یکی از این دو قالب را انتخاب کنم و همیشه با همان کار کنم؟ نه. انتخاب قالب مثل انتخاب ابزار است. کسی که فقط یک ابزار دارد مجبور میشود همهٔ کارها را با همان انجام دهد. سه پرسش بخش پنجم را روی هر کار جدید مرور کنید؛ بعد از مدتی این تصمیم خودکار میشود.
سبک و لحن واقعاً دو چیز جدا هستند؟ بله. سبک به ساختار و شکل نوشتن مربوط است، مثلاً جملههای کوتاه و مثالمحور. لحن به حسی که منتقل میشود، مثلاً دوستانه یا رسمی. میشود متنی سبک آموزشی داشته باشد اما لحنش سرد باشد؛ همین ترکیب است که خیلی از متنهای آموزشی را بیجان میکند.
اگر بخش «هدف» را ننویسم چه میشود؟ مدل هدف را با وظیفه یکی میگیرد و متنی مینویسد که کار را انجام میدهد ولی اثری ندارد. هدف در CO-STAR دربارهٔ نتیجه در ذهن خواننده است، نه کاری که مدل انجام میدهد؛ حذف آن مهمترین امتیاز این قالب را از بین میبرد.
قسمت بعدی سری چیست؟ در قسمت سوم سراغ بخش زمینه میرویم؛ اینکه چه چیزی را باید گفت، چه چیزی نویز است و اطلاعات را به چه ترتیبی بچینیم. فهرست کامل قسمتها در صفحهٔ سری پرامپتنویسی هست.

کدام گزینه مهمترین چیزی است که قالب CO-STAR نسبت به قالب ششجزئی کم دارد؟
این تمرین ویژهٔ اعضاست
برای دیدن این بخش باید عضو ویژه (VIP) باشی. با شمارهٔ موبایلت وارد شو تا ۱۴ روز دسترسی رایگان فعال شود.
🎁 ورود / ثبتنام و شروع ۱۴ روز رایگان