لیست مطالب
قید و محدودیت: هنر گفتن «چه کاری نکن»
گفتن اینکه چه میخواهید نصف کار است. نصف دیگر، بستن راههایی است که نمیخواهید مدل برود. این قسمت دربارهٔ همان نصف دوم است.

۱) چرا فقط گفتن «این کار را نکن» کافی نیست
یادآوری کوتاه: در قسمت اول این سری قید یکی از شش جزء بود. حالا فقط همان یک جزء موضوع کار است.
وقتی مینویسید «از اصطلاحات فنی استفاده نکن»، مسیر بسته را مشخص کردهاید ولی مسیر باز را نه. مدل میداند کجا نرود ولی نمیداند کجا برود، و معمولاً به نزدیکترین حالت میانگین پناه میبرد. نتیجه متنی است که واقعاً اصطلاح فنی ندارد اما بیرمق هم هست.
هر قید منفی مؤثر، یک همراه مثبت لازم دارد. بهجای «طولانی ننویس» بنویسید «حداکثر صد و بیست کلمه». بهجای «از اصطلاح فنی استفاده نکن» بنویسید «هر اصطلاح فنی را با یک معادل روزمره جایگزین کن». در هر دو مثال، مرز حفظ شده ولی مسیر جایگزین هم مشخص شده است.
قاعدهٔ عملی این است: هر جا نوشتید «نکن»، بلافاصله از خودتان بپرسید بهجایش چه کند. اگر جوابی نداشتید، آن قید احتمالاً هنوز پخته نیست.
۲) چهار خانوادهٔ قید
خانوادهٔ اول، قیدهای اندازه: سقف و کف کلمه، تعداد بند، تعداد گزینه. اینها سادهترین و در عین حال بیشترین قیدهای نادیدهگرفتهشده هستند. عدد بنویسید، نه واژههایی مثل کوتاه یا مختصر که هرکسی تعبیر خودش را دارد.
خانوادهٔ دوم، قیدهای منبع: خروجی فقط بر پایهٔ چه چیزی ساخته شود. جملهٔ «فقط از دادهٔ دادهشده استفاده کن و چیزی از دانش عمومی اضافه نکن» مؤثرترین قید برای کاهش اطلاعات ساختگی است.
خانوادهٔ سوم، قیدهای محتوایی: چه چیزهایی نباید در خروجی باشد. وعدهٔ قطعی، ادعای پزشکی، نام رقیب، توصیهٔ سرمایهگذاری. این خانواده در کارهای سازمانی مهمترین است چون معمولاً پای مسئولیت در میان است.
خانوادهٔ چهارم، قیدهای شکلی: زبان، جهت متن، اینکه از فهرست استفاده نشود یا حتماً بشود. حواستان باشد این خانواده با قالب خروجی همپوشانی دارد و اگر هر دو را بنویسید باید هماهنگ باشند.

۳) چند قید کافی است
قید بیشتر همیشه بهتر نیست. وقتی تعداد قیدها از حدی میگذرد، مدل شروع میکند به معاملهکردن بین آنها و بعضی را قربانی بعضی دیگر میکند؛ معمولاً آنهایی را که آخر نوشته شدهاند یا مبهمترند.
در عمل، سه تا پنج قید فعال برای بیشتر کارها کافی است. اگر فهرست شما بلندتر شد، احتمالاً بعضی از آنها اصلاً قید نیستند و باید به بخش زمینه یا قالب خروجی منتقل شوند. تشخیص این تفاوت را در قسمت سوم این سری با یک آزمون سهمرحلهای مرور کردهایم.
راه دیگر برای کوتاهکردن فهرست، اولویتدادن صریح است. اگر واقعاً چند قید دارید که همه لازماند، بنویسید کدامشان در صورت تعارض مقدم است. یک جملهٔ ساده مثل اینکه در تعارض بین رعایت طول و پوشش کامل موضوع، طول مقدم است، از بیشتر بازنویسیها جلوگیری میکند.
۴) قیدهای متناقض و چطور پیدایشان کنیم
شایعترین تناقض، تعارض میان سقف طول و حجم خواسته است. وقتی میگویید حداکثر صد کلمه و در عین حال هفت نکته را پوشش بده، یکی از این دو باید بشکند و شما تعیین نکردهاید کدام. مدل معمولاً طول را نگه میدارد و نکتهها را سطحی میکند.
تناقض دوم، همزمانی لحن صمیمی و ممنوعیت جملههای کوتاه یا واژههای محاورهای است. لحن از جایی میآید و اگر ابزارهایش را ببندید، فقط اسم لحن باقی میماند. تناقض سوم، خواستن خلاقیت همراه با فهرست بلندی از ممنوعیتهاست.
روش پیداکردنشان ساده است: هر قید را کنار خواستهٔ اصلی بگذارید و بپرسید آیا این دو با هم شدنیاند. اگر برای رعایت هر دو باید چیزی را فدا کرد، همانجا بنویسید کدام مقدم است. این کار سی ثانیه وقت میگیرد و یک دور بازنویسی را حذف میکند.
یک تناقض کمتردیدهشده هم هست: قید منبع در کنار خواستهٔ پیشنهاد و ایده. وقتی میگویید فقط از دادهٔ دادهشده استفاده کن و همزمان میخواهید مدل راهکار تازه پیشنهاد دهد، عملاً از او خواستهاید چیزی بسازد که در ورودی نیست. راهحل این است که مرز را دقیقتر بکشید: بگویید ادعاهای واقعی فقط از ورودی بیایند، ولی پیشنهادها میتوانند فراتر بروند به شرطی که صراحتاً برچسب پیشنهاد بخورند.
۵) قید در برابر معیار پذیرش
این دو شبیه به نظر میرسند ولی کارشان فرق دارد. قید پیش از تولید عمل میکند و مسیر را محدود میکند؛ معیار پذیرش پس از تولید عمل میکند و خروجی را میسنجد. یکی راه را میبندد، دیگری نتیجه را بازرسی میکند.
در عمل بهترین کار این است که قیدهای حیاتی را در هر دو جا بیاورید. یک بار بهعنوان مرز بنویسید و یک بار در معیار پذیرش بهعنوان شرط سنجش تکرارش کنید. این تکرار عمدی است و اثر محسوسی روی رعایت قیدها دارد، بهخصوص در پرامپتهای بلند که مرزهای ابتدایی کمرنگ میشوند.
۶) بلوک قید آمادهٔ کپی
این بلوک را میتوانید داخل قالب ششجزئی یا داخل قالب CO-STAR که در قسمت دوم دیدیم بگذارید:
قید:
اندازه: حداکثر [عدد] کلمه و دقیقاً [عدد] بند.
منبع: فقط از اطلاعات بالا استفاده کن. اگر چیزی در دادهٔ ورودی نیست، ننویس و بهجایش عبارت «در ورودی نیامده» را بگذار.
محتوا: [این موارد] را نیاور. بهجای [رفتار ناخواسته]، [رفتار جایگزین] را انجام بده.
شکل: زبان فارسی، بدون واژهٔ انگلیسی مگر جایی که معادل فارسی رایج ندارد.
اولویت: اگر رعایت همهٔ قیدها ممکن نبود، [این قید] مقدم است و باقی را با کمترین انحراف رعایت کن.
عبارت «در ورودی نیامده» در خط منبع، سادهترین راه برای دیدن جای خالیهاست؛ بهجای اینکه مدل با حدس پرشان کند، خودشان را نشان میدهند. اگر تازهکار هستید، راهنمای پرامپتنویسی برای مبتدیها نقطهٔ شروع مناسبی است و معرفی اوپنایآی تصویر کلیتری از این ابزارها میدهد.

پرسش و پاسخ کوتاه
چرا مدل گاهی قید طول را رعایت نمیکند؟ معمولاً چون خواستهٔ شما در آن طول جا نمیشود. قبل از افزودن تأکید بیشتر، حجم خواسته را کم کنید یا صریح بگویید در تعارض، طول مقدم است. تأکید بیشتر روی همان قید بدون حل تعارض، تقریباً هیچ اثری ندارد.
قیدها را کجای پرامپت بنویسم؟ بعد از وظیفه. تا مدل نداند چه کاری قرار است انجام دهد، محدودیت معنای روشنی ندارد. در پرامپتهای خیلی بلند، تکرار یک یا دو قید حیاتی در انتها هم کمک میکند.
آیا قید گذاشتن جلوی خلاقیت مدل را نمیگیرد؟ قیدهای شکلی و اندازهای معمولاً نه؛ حتی کمک میکنند چون فضای انتخاب را کوچک و متمرکز میکنند. آنچه خلاقیت را میکشد، فهرست بلند ممنوعیتهای محتوایی بدون هیچ جایگزین مثبت است. برای همین قاعدهٔ بخش اول اینجا هم برقرار است.
قسمت بعدی چیست؟ در قسمت پنجم سراغ تعریف مخاطب و قفلکردن لحن میرویم. فهرست کامل قسمتها در صفحهٔ سری پرامپتنویسی در دسترس است.
کدامیک نمونهٔ درستِ تبدیل یک قید منفی به قید مؤثر است؟
این تمرین ویژهٔ اعضاست
برای دیدن این بخش باید عضو ویژه (VIP) باشی. با شمارهٔ موبایلت وارد شو تا ۱۴ روز دسترسی رایگان فعال شود.
🎁 ورود / ثبتنام و شروع ۱۴ روز رایگان