لیست مطالب
بخش «زمینه» را چطور بنویسیم
زمینه جایی است که بیشترین کلمه نوشته میشود و کمترین فکر پشتش است. این قسمت دربارهٔ این است که چه چیزی واقعاً به مدل کمک میکند، چه چیزی فقط نویز است و اطلاعات را به چه ترتیبی بچینیم.

۱) زمینه دقیقاً چه چیزی است و چه چیزی نیست
یادآوری کوتاه: در قالب ششجزئی که در قسمت اول این سری دیدیم، زمینه یکی از شش جزء بود. حالا فقط همان یک جزء را باز میکنیم.
سادهترین تعریف عملی: زمینه هر اطلاعاتی است که اگر ننویسید، مدل مجبور میشود جای شما تصمیم بگیرد. اسم محصول، عدد فروش سه ماه گذشته، اینکه مخاطب قبلاً چه چیزی شنیده، اینکه متن قرار است کجا منتشر شود. همهٔ اینها زمینهاند.
و مهمتر، چه چیزی زمینه نیست: دستور. جملههایی مثل «حرفهای بنویس» یا «خلاقانه باش» اطلاعات نیستند، درخواستاند و جایشان در بخش قید یا وظیفه است. قاطیکردن این دو، شایعترین دلیل بلندشدن بیفایدهٔ بخش زمینه است.
۲) آزمون سهمرحلهای برای هر جملهٔ زمینه
هر جملهای که میخواهید در بخش زمینه بنویسید را از این سه پرسش رد کنید. اول: آیا مدل میتواند این را از جای دیگر پرامپت حدس بزند؟ اگر بله، تکراری است و حذف میشود.
دوم: اگر این جمله نباشد، خروجی تغییر میکند؟ این سختگیرانهترین آزمون است و بیشتر جملهها در آن رد میشوند. توضیح تاریخچهٔ شرکت در پرامپتی که فقط یک ایمیل پیگیری میخواهد، خروجی را تغییر نمیدهد.
سوم: این جمله واقعیت است یا سلیقه؟ واقعیتها زمینهاند و سلیقهها قید. «مخاطب ما مدیران مالی هستند» واقعیت است؛ «متن نباید شوخی داشته باشد» سلیقه است و باید در بخش قید بنشیند. جزئیات نوشتن این بخش دوم را در قسمت چهارم سری میبینید.
۳) چهار نوع زمینه که تقریباً همیشه لازماند
نوع اول، مخاطب: چه کسی این خروجی را میبیند و چه چیزی از قبل میداند. نوشتن سطح دانش قبلی مخاطب معمولاً بیشتر از نوشتن عنوان شغلی او اثر دارد، چون مستقیم روی مقدار توضیحی که مدل میدهد اثر میگذارد.
نوع دوم، موقعیت: چرا این کار همین حالا انجام میشود. ایمیلی که بعد از یک اشتباه نوشته میشود با ایمیلی که برای معرفی روتین نوشته میشود، حتی با متن یکسان، باید کاملاً متفاوت باشد.
نوع سوم، دادهٔ مرجع: متن، عدد یا فهرستی که خروجی باید بر پایهٔ آن ساخته شود. این تنها نوع زمینهای است که هرچه دقیقتر باشد بهتر است، چون مستقیماً مادهٔ خام کار است.
نوع چهارم، محدودیتهای واقعی: چیزهایی که هستند و نمیشود تغییرشان داد. بودجهٔ مشخص، مهلت مشخص، ابزاری که در دسترس است. اینها با قیدهای سلیقهای فرق دارند؛ واقعیتاند و در زمینه مینشینند.

۴) اندازهٔ درست زمینه
پرسش رایج این است که چند کلمه زمینه بنویسیم. جواب عددی وجود ندارد، اما یک قاعدهٔ عملی هست: زمینه باید بهاندازهای باشد که کسی که هیچچیز از کار شما نمیداند، بتواند با خواندنش تصمیمهای اصلی را بگیرد؛ نه یک کلمه بیشتر.
نشانهٔ زمینهٔ کم این است که خروجی درست است ولی عمومی؛ انگار برای هر کسی نوشته شده. نشانهٔ زمینهٔ زیاد جالبتر است: خروجی روی یک جزئیات فرعی که شما گذری اشاره کرده بودید قفل میشود و خواستهٔ اصلی را کمرنگ میکند. اگر این را دیدید، دنبال جملهای بگردید که ناخواسته پررنگتر از بقیه نوشته شده.
راه سنجش ساده است. یک بار پرامپت را با زمینهٔ کامل اجرا کنید، بار دوم یک بند از زمینه را حذف کنید و همان را دوباره اجرا کنید. اگر خروجی عملاً فرق نکرد، آن بند از ابتدا اضافه بوده.
۵) ترتیب اطلاعات: چه چیزی اول بیاید
ترتیب مهم است، چون اطلاعاتی که زودتر میآید چارچوب فهم بقیه را میسازد. ترتیبی که در عمل قابل اتکاست این است: اول مخاطب، بعد موقعیت، بعد دادهٔ مرجع، و در آخر محدودیتهای واقعی.
دلیلش این است که مخاطب و موقعیت تعیین میکنند دادهٔ مرجع چطور تفسیر شود. اگر عددها را اول بیاورید و بعد بگویید مخاطب غیرمتخصص است، احتمال بیشتری هست که مدل توضیح فنی بنویسد و بعد سعی کند سادهاش کند.
استثنای این ترتیب وقتی است که کار شما صرفاً پردازش یک متن است، مثل ویرایش یا استخراج. آنجا دادهٔ مرجع خودش موضوع کار است و میتواند زودتر بیاید، به شرطی که بلافاصله پیش از آن گفته باشید این متن چیست و قرار است با آن چه کار شود. بدون این جملهٔ معرفی، مدل چند خط اول متن ورودی را با دستور اشتباه میگیرد؛ اتفاقی که وقتی متن ورودی خودش شبیه یک درخواست باشد بیشتر رخ میدهد.
یک نکتهٔ عملی دیگر: دادهٔ مرجع طولانی را با یک برچسب مشخص جدا کنید و در پرامپت به همان برچسب ارجاع دهید. وقتی متنی چندصد کلمهای وسط زمینه رها میشود، مرز بین «اطلاعاتی که باید استفاده شود» و «دستوری که باید اجرا شود» گم میشود.
۶) قالب زمینهٔ آمادهٔ کپی
این قالب فقط بخش زمینه است و در هر ساختاری — چه ششجزئی و چه قالب CO-STAR که در قسمت دوم دیدیم — قابل استفاده است:
زمینه:
مخاطب: [چه کسی]، که [چه چیزی از قبل میداند] و [چه چیزی برایش مهم است].
موقعیت: این کار الان انجام میشود چون [دلیل واقعی]. خروجی قرار است [کجا و برای چه کاری] استفاده شود.
دادهٔ مرجع (فقط از این استفاده کن):
«««
[متن، اعداد یا فهرست ورودی]
»»»
محدودیتهای واقعی: [بودجه، مهلت، ابزار یا هر چیزی که قابل تغییر نیست].
اگر برای انجام کار اطلاعاتی کم داری، پیش از نوشتن جواب فقط همان موارد کم را فهرست کن.
خط آخر قالب کوچک ولی مهم است. بهجای اینکه مدل جای نبود اطلاعات را با حدس پر کند، از او میخواهید کمبود را اعلام کند. اگر تازه شروع کردهاید، راهنمای پرامپتنویسی برای مبتدیها پایهٔ خوبی میدهد و معرفی اوپنایآی تصویر کلیتری از این ابزارها به دست میدهد.

پرسش و پاسخ کوتاه
اگر متن مرجع خیلی طولانی باشد چه کنم؟ اول خلاصهاش نکنید؛ خلاصهکردن دستی یعنی شما تصمیم گرفتهاید چه چیزی مهم است. بهجایش متن را کامل بدهید ولی وظیفه را باریک کنید، مثلاً بگویید فقط بخشهای مربوط به قیمتگذاری را استخراج کند. اگر متن از ظرفیت ورودی بیشتر بود، آن را به بخشهای منطقی تقسیم کنید و هر بار یکی را بدهید.
آیا اطلاعات محرمانه را باید در زمینه بنویسم؟ اطلاعاتی که برای کار لازم نیست را ننویسید، حتی اگر مربوط باشد. نام واقعی افراد، شمارهٔ قرارداد و جزئیات حساس را میتوانید با برچسب جایگزین کنید؛ خروجی معمولاً هیچ تفاوتی نمیکند چون مدل به الگو نیاز دارد، نه به هویت.
چرا با اینکه زمینهٔ زیادی دادم جواب باز هم کلی است؟ معمولاً به این دلیل که زمینه دربارهٔ خودتان است نه دربارهٔ مخاطب و کار. توصیف بلند شرکت و سابقه، چیزی به مدل نمیدهد که خروجی را مشخصتر کند. آن بندها را حذف کنید و بهجایشان بنویسید مخاطب چه چیزی میداند و چه چیزی برایش تصمیمساز است.
قسمت بعدی چیست؟ در قسمت چهارم سراغ قیدها میرویم؛ همان جایی که باید بگویید چه کاری نباید انجام شود. فهرست کامل قسمتها در صفحهٔ سری پرامپتنویسی است.
کدام جمله را باید از بخش زمینه بیرون برد و جای دیگری نوشت؟
این تمرین ویژهٔ اعضاست
برای دیدن این بخش باید عضو ویژه (VIP) باشی. با شمارهٔ موبایلت وارد شو تا ۱۴ روز دسترسی رایگان فعال شود.
🎁 ورود / ثبتنام و شروع ۱۴ روز رایگان