استارتاپی به نام اینستینکت که بنیانگذارش تنها ۲۳ سال دارد، در عرض یک ماه ارزشگذاریاش را چهار برابر کرد و حالا بهعنوان رقیب جدی دستیار Muse متا شناخته میشود.

لیست مطالب
۱. اینستینکت چیست و دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
اینستینکت یک دستیار شخصی هوش مصنوعی است که برخلاف اغلب چتباتهای معروف، تنها در قالب یک پنجرهی گفتگوی متنی کار نمیکند. کاربران با این دستیار از طریق پیامک یا تماس تلفنی ارتباط برقرار میکنند، دقیقاً مثل اینکه با یک دستیار شخصی واقعی صحبت کنند. این سرویس رایگان است و در حال حاضر فقط بهصورت دعوتنامهای و در دسترس گروهی محدود از کاربران قرار دارد.
کاربرد اصلی اینستینکت، انجام کارهایی است که معمولاً وقت زیادی میگیرند: برنامهریزی برای یک عروسی، لغو اشتراکهای فراموششده، رزرو هتل و پرواز، یا پیگیری قرارهای روزمره. نکتهی مهم اینجاست که این دستیار ترجیحات هر کاربر را در حافظهی خودش نگه میدارد تا پیشنهادهای بعدی، بهخصوص در حوزهی سفر، هرچه شخصیسازیشدهتر باشند. برای آشنایی بیشتر با منطق کار اینگونه دستیارها، میتوانید نگاهی به معرفی کامل OpenAI و فناوری پایهی چتباتهای مدرن بیندازید.
۲. از یک مقالهی دانشگاهی تا ارزشگذاری ۱۰ میلیارد دلاری
بنیانگذار اینستینکت، نوآ شین، داستانی شنیدنی دارد. او در منطقهی بیاریا در کالیفرنیا بزرگ شده و در دانشگاه نورثایسترن در بوستون تحصیل میکرد، اما در سال ۲۰۲۳ دانشگاه را نیمهکاره گذاشت. در همان دوران دانشجویی، او یکی از نویسندگان مقالهی معروف «Reflexion» بود؛ پژوهشی پراستناد دربارهی اینکه عاملهای هوش مصنوعی چگونه میتوانند از بازخورد کلامی برای بهبود عملکرد خودشان یاد بگیرند. پیش از راهاندازی اینستینکت، او مدتی در استارتاپ Sierra، که توسط برت تیلور، رئیس هیئتمدیرهی OpenAI تأسیس شده، فعالیت کرد.
طبق گزارشهای منتشرشده، اینستینکت در مرداد امسال با سرمایهی ۲۵۰ میلیون دلار در ارزشگذاری ۲.۵ میلیارد دلاری تأمین مالی شد. غافلگیری اصلی وقتی اتفاق افتاد که تنها یک ماه بعد، دور جدیدی از نوع سری C به ارزش یک میلیارد دلار، با مشارکت صندوقهای سرمایهگذاری معروفی مثل سکویا، بنچمارک و کوتیو، این ارزشگذاری را به ۱۰ میلیارد دلار رساند. مجموع سرمایهی جمعشدهی این شرکت تا امروز به بیش از ۱.۲۵ میلیارد دلار رسیده است؛ رقمی بزرگ برای شرکتی که هنوز محصولش را بهصورت عمومی عرضه نکرده.
چرا سرمایهگذاران اینقدر هیجانزدهاند؟
دلیل اصلی این هیجان، سرعت رشد واقعی اینستینکت است، نه فقط وعدههای آینده. در دنیای سرمایهگذاری خطرپذیر، معمولاً ارزشگذاری یک شرکت در چند ماه متوالی اینقدر رشد نمیکند، مگر اینکه شاخصهای واقعی مثل تعداد کاربران فعال و حجم تراکنش، سرمایهگذاران را قانع کند که این رشد پایدار است. صندوقهایی مثل سکویا و بنچمارک سالهاست روی استارتاپهای نرمافزاری سرمایهگذاری میکنند و ورود همزمانشان به یک دور تأمین مالی، معمولاً نشانهی اعتماد بالا به تیم و بازار هدف است. برای درک بهتر اینکه چرا شرکتهای بزرگ حاضرند روی چنین ایدههایی سرمایهگذاری کنند، مطلب چرا هوش مصنوعی برای کسبوکارها اینقدر اهمیت دارد را از دست ندهید.

۳. رشدی که بدون خرجکردن یک دلار تبلیغاتی اتفاق افتاد
نکتهای که اینستینکت را از بسیاری از رقبایش متمایز میکند، نحوهی رشد آن است. این شرکت تقریباً هیچ هزینهای برای تبلیغات رسمی نکرده و تمام محبوبیتش از طریق تعریفوتمجید کاربر به کاربر شکل گرفته. این محبوبیت آنقدر بالا رفته که دعوتنامههای محدود این سرویس در سایتهایی مثل eBay به فروش میرسند؛ پدیدهای که معمولاً فقط در مورد محصولات بسیار پرطرفدار دیده میشود.
از نظر عددی، اینستینکت در حال نزدیکشدن به حجم تراکنش سالانهی یک میلیارد دلار است، در حالی که دسترسی به اپلیکیشن هنوز محدود و دعوتنامهای است. تقریباً نیمی از این حجم تراکنش، مربوط به رزرو سفر و هتل است؛ موضوعی که نشان میدهد کاربران بیشترین اعتماد را در کارهایی به این دستیار میکنند که زمانبر و پرجزئیات هستند. کسانی که میخواهند بدانند چگونه باید از چنین دستیارهایی بهترین نتیجه را بگیرند، میتوانند مطلب آموزش نوشتن پرامپت برای مبتدیان را هم مطالعه کنند.
۴. غول متا وارد میدان میشود: دستیار Muse به صحنه میآید
موفقیت اینستینکت در خلأ اتفاق نیفتاده است. متا، یکی از شش بازیگر اصلی دنیای هوش مصنوعی، با دستیار شخصی خودش به نام Muse دقیقاً در همین حوزه فعالیت میکند. این دستیار در کمتر از دو هفته پس از عرضه، به صدر اپلیکیشنهای رایگان فروشگاه اپ آمریکا رسید و بیش از ۲.۸ میلیون نصب جدید را ثبت کرد؛ عددی که منابع مالی و شبکهی توزیع عظیم متا را بهخوبی نشان میدهد.
الکساندر وانگ، مدیر ارشد هوش مصنوعی متا، در شبکههای اجتماعی بیش از یکبار بهصورت علنی اینستینکت را به باد شوخی گرفته و برتری Muse را گوشزد کرده است. با اینحال، نوآ شین در واکنش به این فشار رقابتی گفته که وقت زیادی را صرف فکرکردن به رقبا نمیکند و تمرکزش روی ساختن محصولی است که کاربران واقعاً به آن اعتماد کنند. این نوع رویارویی میان یک استارتاپ کوچک و یک غول فناوری، یادآور رقابتهای مشابهی در صنعت هوش مصنوعی است؛ برای مثال میتوانید مقایسهی مشابهی را در مقالهی مقایسهی ChatGPT و DeepSeek بخوانید.
۵. وقتی دستیار هوش مصنوعی فروشنده میشود: بحران «پیشنهادهای ناخواسته»
در کنار این رشد چشمگیر، اینستینکت اخیراً با چالشی تازه هم روبهرو شده است. این شرکت ویژگی جدیدی به نام «Instinct Selections» معرفی کرد که قرار بود با همکاری سرآشپزها، طراحان و راهنماهای سفر محلی، پیشنهادهای باکیفیتتر و متفاوت از پیشنهادهای معمول چتباتها ارائه دهد. اما واکنش بخشی از کاربران شناختهشده، چیز دیگری بود.
یکی از سرمایهگذاران فعال در حوزهی فناوری، تجربهی خودش را از دریافت پیشنهادهایی برای خرید چمدان، عینک آفتابی و کلاه، «ناامیدکننده» توصیف کرد و آن را شبیه «پیشنهادهای ناخواستهی آمازون» نامید. کاربر دیگری هم گفت این اولین «لحظهی آزاردهندهی» او با یک دستیار هوش مصنوعی بود، وقتی که اینستینکت بر اساس ایمیلهای اشتراکی و سفرهای پیشرویش، پیشنهاد خرید یک فلاسک قهوه داد. کاربری دیگر هم تأکید کرد که چنین پیشنهادهایی باید با رضایت صریح کاربر همراه باشند، نه بهصورت نوتیفیکیشنهای تصادفی و ناخواسته.
مرز باریک میان کمک واقعی و مزاحمت تجاری
مسئلهی اصلی اینجاست که وقتی دستیاری بدون درخواست صریح کاربر شروع به پیشنهاد خرید میکند، حتی اگر پیشنهادها دقیق هم باشند، احساس مزاحمت میکنند. رقبای بزرگتری مثل متا و OpenAI تا امروز چنین مدل درآمدزایی مستقیمی را دنبال نکردهاند، و همین موضوع باعث شده این بحث به یک آزمون واقعی برای اعتماد کاربران به اینستینکت تبدیل شود. برای بررسی عمیقتر محدودیتها و خطرات احتمالی چنین فناوریهایی، مطلب پتانسیل واقعی و محدودیتهای هوش مصنوعی پیشنهاد خوبی است.

۶. چرا همهی شرکتهای بزرگ به دنبال دستیار شخصی هستند؟
رقابت اینستینکت و متا تنها نمونهی این میدان نیست. تقریباً تمام بازیگران اصلی صنعت هوش مصنوعی، از جمله OpenAI و گوگل، روی نسخهی خودشان از دستیار شخصی کار میکنند؛ دستیارهایی که بتوانند کارهای چندمرحلهای واقعی را بدون دخالت مستقیم کاربر انجام دهند. دلیل این هجوم روشن است: کسی که بتواند اعتماد کاربران را برای سپردن کارهای روزمرهشان به یک هوش مصنوعی جذب کند، به دادههای بسیار ارزشمندی دربارهی عادتها، ترجیحات و الگوهای خرید آنها دست پیدا میکند.
همین دادهها هستند که در آینده میتوانند پایهی مدلهای تبلیغاتی و تجاری تازهای شوند؛ چیزی که دقیقاً همان بحث داغ پیشنهادهای ناخواستهی اینستینکت را توضیح میدهد. برای درک بهتر اینکه چگونه داستان یک توسعهدهندهی مستقل میتواند به رقیب غولهای فناوری تبدیل شود، مطلب تفاوت توسعهدهندهی تنها و مهندس واقعی در عصر هوش مصنوعی خوانش جالبی خواهد بود.
تحلیلگران این حوزه معتقدند که دستیارهای شخصی هوش مصنوعی، نسل بعدی پلتفرمهای دیجیتال خواهند بود؛ یعنی جایگاهی که امروز اپلیکیشنهای تکمنظوره مثل اپلیکیشن رزرو هتل یا اپلیکیشن تاکسی دارند، در آینده ممکن است یک دستیار واحد و همهکاره پر کند. به همین دلیل، هم شرکتهای بزرگ و هم استارتاپهای تازهکار، حاضرند میلیاردها دلار برای تصاحب این جایگاه هزینه کنند؛ چون برندهی این میدان، عملاً دروازهی اصلی ارتباط کاربر با کل اینترنت را در دست خواهد گرفت.
۷. آیا استارتاپهای کوچک میتوانند در برابر غولها دوام بیاورند؟
تاریخ صنعت فناوری نمونههای زیادی از استارتاپهای کوچکی دارد که در برابر غولها دوام آوردهاند، و نمونههای زیادی هم از کسانی که در همین مسیر شکست خوردهاند. نقطهقوت اینستینکت تا امروز، سرعت و تمرکز بالای تیم کوچکش بوده؛ درحالیکه متا با منابع مالی، شبکهی توزیع و زیرساخت بسیار بزرگتری وارد میدان شده است. با اینحال، نمونههایی در صنعت نشان میدهند که محصولی با تجربهی کاربری بهتر و اعتماد بیشتر، حتی در برابر رقیب بزرگتر هم میتواند جایگاه خودش را حفظ کند.
موفقیت نهایی اینستینکت احتمالاً به این بستگی دارد که این شرکت بتواند بحران اخیر پیشنهادهای ناخواسته را مدیریت کند، بدون آنکه مدل درآمدزایی تازهاش را بهطور کامل کنار بگذارد. اگر دوست دارید بدانید چگونه با چنین دستیارهای هوش مصنوعی بهدرستی تعامل کنید تا بیشترین بهره را ببرید، آموزشهای عملی موجود در بخش آموزشهای ChatGPT سایت نقطهی شروع خوبی است.
برای کاربران فارسیزبان هم این ماجرا خالی از درس نیست. هنوز اینستینکت و Muse بهصورت رسمی در بسیاری از کشورها از جمله ایران در دسترس نیستند، اما همین رقابت نشان میدهد که ابزارهای هوش مصنوعی روزبهروز بیشتر به سمت انجامدادن کارها بهجای صرفاً پاسخدادن به سؤالها حرکت میکنند. آشنایی زودهنگام با نحوهی کار اینگونه دستیارها، چه از طریق ChatGPT و چه از طریق ابزارهای مشابه، میتواند در آیندهی نزدیک یک مزیت واقعی برای کاربران و کسبوکارهای ایرانی باشد.
۸. سؤالات متداول دربارهی اینستینکت
اینستینکت رایگان است؟
بله، در حال حاضر استفاده از اینستینکت رایگان است، اما دسترسی به آن فقط از طریق دعوتنامه و بهصورت محدود در دسترس قرار دارد.
چه تفاوتی میان اینستینکت و دستیار Muse متا وجود دارد؟
هر دو دستیار شخصی هوش مصنوعی هستند که کارهای روزمره را انجام میدهند، اما اینستینکت یک استارتاپ مستقل و کوچک است که از طریق پیامک و تماس کار میکند، درحالیکه Muse محصول مستقیم متا با منابع و پایگاه کاربری بسیار بزرگتر است.
آیا اینستینکت اطلاعات کاربران را ذخیره میکند؟
بله، این دستیار ترجیحات و اطلاعات مربوط به تعاملات قبلی کاربر را در حافظهی خودش نگه میدارد تا پیشنهادهای آینده، بهخصوص در حوزهی سفر، دقیقتر باشند.
۹. جمعبندی: آغاز یک میدان رقابتی تازه در هوش مصنوعی
داستان اینستینکت نشان میدهد که جنگ بعدی بزرگ فناوری احتمالاً نه فقط در مدلهای زبانی یا موتورهای جستوجو، بلکه در دستیارهای شخصی هوش مصنوعی رخ خواهد داد؛ جایی که غولهایی مثل متا با منابع نامحدود، در کنار استارتاپهای کوچک و سریع مثل اینستینکت، برای بهدستآوردن اعتماد و دادههای روزمرهی کاربران رقابت میکنند. برای کاربر عادی، این رقابت میتواند به معنای دستیارهای هوشمندتر و رایگانتر باشد، اما همانطور که بحث اخیر دربارهی پیشنهادهای ناخواسته نشان داد، مرز بین کمک واقعی و مزاحمت تجاری هنوز بهخوبی تعریف نشده است.
نسخهٔ فوری این مطلب در تلگرام: اینجا بخوانید
