بیشتر کسانی که هر روز از چتجیپیتی استفاده میکنند، هر بار از صفر شروع میکنند و همان درخواستها را با جملههای متفاوت تکرار میکنند. راه بهتر این است که چند پرامپت پرکاربرد را یکبار درست بنویسی و همیشه دم دستت داشته باشی. این شش پرامپت، شش کار تکراری روزمره را پوشش میدهند: سادهسازی متن، مرتبکردن یادداشت، خلاصهٔ ویدیو، ایدهپردازی، بازنویسی متن انگلیسی و ساخت جدول مقایسه.

لیست مطالب
۱) چرا داشتن پرامپت آماده مهم است
پرامپت آماده صرفاً صرفهجویی در تایپ نیست. سه فایدهٔ واقعی دارد.
یکنواختی خروجی. وقتی هر بار درخواستت را با جملهای متفاوت مینویسی، خروجی هم هر بار شکل متفاوتی دارد. پرامپت ثابت یعنی خروجی قابلپیشبینی.
کیفیت بالاتر. پرامپتی که یکبار با دقت نوشته شده و چند بار اصلاح شده، همیشه بهتر از چیزی است که در لحظه تایپ میکنی.
قابلبهبود بودن. وقتی پرامپت جایی ذخیره شده باشد، هر بار که خروجی ناقص گرفتی میتوانی یک جمله به آن اضافه کنی. بعد از چند هفته، به نسخهای میرسی که دقیقاً برای تو کار میکند.
اگر تازه با اصول پرامپتنویسی آشنا میشوی، خواندن آموزش پرامپتنویسی از صفر کمک میکند بفهمی چرا این شش پرامپت اینطور نوشته شدهاند.
۲) پرامپت اول: تبدیل متنهای پیچیده به زبان ساده
کاربردش برای وقتی است که با یک متن حقوقی، مقالهٔ علمی، قرارداد یا مستندات فنی روبهرو میشوی و میخواهی سریع سرِ اصل ماجرا بروی.
Explain the following text as if I'm 12 years old. Use simple language, examples, and analogies.
معادل فارسیاش: «این متن را طوری توضیح بده که انگار دوازده سالهام. از زبان ساده، مثال و تشبیه استفاده کن.»
چرا «دوازده ساله» کار میکند؟ چون یک سطح مشخص تعیین میکند. اگر فقط بنویسی «ساده توضیح بده»، مدل نمیداند ساده یعنی چقدر ساده. عدد سن، این ابهام را حذف میکند.
نسخهٔ پیشرفتهترش این است که بعد از توضیح ساده، یک درخواست دوم بدهی: «حالا همان را برای یک متخصص همین حوزه بازنویسی کن.» مقایسهٔ دو نسخه معمولاً نقاطی را نشان میدهد که در ترجمهٔ ساده از دست رفتهاند.
۳) پرامپت دوم: تبدیل یادداشتهای نامرتب به متن حرفهای
این پرامپت برای بعد از جلسه، بعد از تماس با مشتری یا بعد از یک جلسهٔ طوفان فکری است، جایی که چند خط پراکنده داری و باید سندی قابلارائه بسازی.
Organize these notes into a clean, professional document with headings, bullet points, and action items.
معادل فارسی: «این یادداشتها را به یک سند تمیز و حرفهای تبدیل کن با عنوانبندی، فهرست نکات و کارهای قابلاقدام.»
مهمترین بخش این پرامپت عبارت «action items» است. بدون آن، خروجی فقط یک خلاصهٔ مرتب است. با آن، سند به چیزی تبدیل میشود که میشود بر اساسش کار کرد.
یک اضافهٔ مفید: «هر کار قابلاقدام را با نام مسئول و مهلت پیشنهادی بنویس و اگر مسئول مشخص نبود، بنویس نامشخص.» این جمله جلوی حدسزدن مدل را میگیرد.
۴) پرامپت سوم: خلاصهکردن ویدیوهای یوتیوب
برای وقتی که یک ویدیوی یکساعته داری و بیست دقیقه وقت.
Summarize this YouTube transcript. Include key ideas, timestamps, and actionable insights.
معادل فارسی: «این متن پیادهٔ ویدیو را خلاصه کن. ایدههای کلیدی، زمانبندی و نکات قابلاجرا را بیاور.»
نکتهٔ فنی مهم: مدل خودش ویدیو را نمیبیند؛ تو باید متن پیادهشدهٔ ویدیو را در اختیارش بگذاری. اگر ویدیو زیرنویس دارد، همان زیرنویس کافی است.
عبارت «timestamps» کاری میکند که خلاصه از حالت خواندنی به حالت ناوبریپذیر دربیاید؛ یعنی میتوانی مستقیم به همان دقیقه بروی. اگر میخواهی خروجی مرتبتر باشد، اضافه کن: «خروجی را بهصورت جدول با دو ستون زمان و ایده بده.»

۵) پرامپت چهارم: تولید ایده برای محتوا
کاربردش برای هر کسی است که بهطور منظم محتوا تولید میکند و به دیوار خالیبودن ذهن خورده است.
Generate 50 viral content ideas about [TOPIC]. Sort them from beginner to advanced.
معادل فارسی: «پنجاه ایدهٔ محتوای پرمخاطب دربارهٔ [موضوع] بده و آنها را از مبتدی به پیشرفته مرتب کن.»
عدد پنجاه عمدی است. وقتی از مدل ده ایده میخواهی، ده ایدهٔ بدیهی میدهد. وقتی پنجاه تا میخواهی، مجبور میشود از ایدههای بدیهی عبور کند؛ ایدههای جالب معمولاً بعد از شمارهٔ بیست ظاهر میشوند. این همان منطقی است که پشت خیلی از تکنیکهای پرامپتنویسی شرکتهای بزرگ هم هست؛ برای آشنایی با بازیگر اصلی این حوزه معرفی اوپنایآی را ببین.
مرتبسازی از مبتدی به پیشرفته هم کارکرد دارد: به تو کمک میکند تقویم محتوایی بسازی که مخاطب را پلهپله جلو ببرد، نه اینکه از موضوع پیشرفته به مقدماتی بپرد.
یک هشدار: کلمهٔ «پرمخاطب» تضمین نیست. مدل نمیداند چه چیزی وایرال میشود؛ فقط الگوهای موضوعی رایج را تولید میکند. انتخاب نهایی با تو است.
۶) پرامپت پنجم: طبیعیکردن متن انگلیسی
برای وقتی که ایمیل، پیام لینکدین یا مستند انگلیسی مینویسی و میخواهی از حالت ترجمهشده دربیاید.
Rewrite this text like a native English speaker. Keep the meaning but improve clarity and flow.
معادل فارسی: «این متن را مثل یک انگلیسیزبان بومی بازنویسی کن. معنا را حفظ کن ولی وضوح و روانی را بهتر کن.»
عبارت «Keep the meaning» را حذف نکن. بدون آن، مدل گاهی متن را «بهتر» میکند به قیمت عوضکردن چیزی که واقعاً میخواستی بگویی.
برای متنهای رسمی یک جمله اضافه کن: «Keep a formal, professional tone.» و برای پیامهای کوتاه: «Keep it under 100 words.» بدون این قید، خروجی معمولاً طولانیتر از ورودی میشود.
۷) پرامپت ششم: ساخت جدول مقایسه
هر وقت باید بین چند ابزار، چند سرویس یا چند گزینه انتخاب کنی.
Compare these tools in a table. Include features, pricing, pros, cons, and best use case.
معادل فارسی: «این ابزارها را در یک جدول مقایسه کن. امکانات، قیمت، مزایا، معایب و بهترین کاربرد هرکدام را بیاور.»
ستون «best use case» مهمترین ستون این جدول است، چون سؤال واقعی تو معمولاً «کدام بهتر است؟» نیست، بلکه «کدام برای من بهتر است؟» است.
یک هشدار جدی: قیمتها و امکانات سرویسها مدام عوض میشوند و مدل ممکن است اطلاعات قدیمی بدهد. ستون قیمت را همیشه از سایت رسمی همان سرویس راستیآزمایی کن. برای پیگیری تغییرات ابزارها، جدیدترین اخبار هوش مصنوعی را دنبال کن.

۸) چطور این شش پرامپت را به یک سیستم تبدیل کنی
داشتن شش پرامپت خوب فایدهای ندارد اگر هر بار دنبالشان بگردی. سه راه عملی برای دمدست نگهداشتنشان هست.
راه اول، دستور سفارشی. چتجیپیتی بخشی به نام Custom Instructions دارد که در آن میتوانی ترجیحات دائمیات را بنویسی؛ مثلاً «همیشه خروجیهای مقایسهای را بهصورت جدول بده».
راه دوم، حافظه. قابلیت حافظه اجازه میدهد مدل چیزهایی را که دربارهٔ تو و کارت گفتهای بین گفتگوها نگه دارد. اگر حوزهٔ کاریات را یکبار توضیح بدهی، لازم نیست در هر پرامپت تکرارش کنی.
راه سوم، یک فایل ساده. سادهترین و قابلاعتمادترین راه: یک یادداشت روی گوشی یا کامپیوتر با همین شش پرامپت. هر بار که نسخهٔ بهتری پیدا کردی، همانجا بهروزش کن.
آموزشهای گامبهگام بیشتر دربارهٔ این قابلیتها را در بخش آموزشهای چتجیپیتی پیدا میکنی.
۹) چهار اشتباه رایج در استفاده از پرامپتهای آماده
اشتباه اول، شخصیسازینکردن. این شش پرامپت نقطهٔ شروعاند، نه نقطهٔ پایان. اولین باری که خروجی ناقص گرفتی، همانجا یک جمله به پرامپت اضافه کن.
اشتباه دوم، ندادن زمینه. پرامپت خوب با ورودی بد، خروجی بد میدهد. اگر یادداشتهایت مبهم است، سند نهایی هم مبهم میشود.
اشتباه سوم، راستیآزمایینکردن. مخصوصاً در جدول مقایسه و خلاصهٔ ویدیو. مدل ممکن است چیزی بسازد که در منبع نبوده است. دربارهٔ اینکه این محدودیتها از کجا میآیند، تواناییها و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی توضیح کاملی دارد.
اشتباه چهارم، انتظار جادو. این پرامپتها کارهای تکراری را سریع میکنند؛ قضاوت حرفهای را جایگزین نمیکنند. کسی که خودش موضوع را نمیفهمد، با پرامپت خوب هم خروجی قابلاتکا نمیگیرد؛ نکتهای که در توهم هوش مصنوعی: توسعهدهندهٔ تنها در برابر مهندس واقعی مفصلتر بررسی شده است.
پرسشهای پرتکرار دربارهٔ پرامپتهای کاربردی چتجیپیتی
چرا این پرامپتها به انگلیسی نوشته شدهاند؟
هر دو زبان کار میکنند. متن انگلیسی را به این دلیل آوردهایم که اگر با ابزارها و افزونههای انگلیسیزبان کار میکنی، بتوانی مستقیم کپی کنی. معادل فارسی هرکدام هم در همان بخش آمده است.
روی مدلهای دیگر مثل کلود و جمینای هم جواب میدهند؟
بله. این پرامپتها به قابلیت خاصی وابسته نیستند و ساختارشان عمومی است؛ فقط ممکن است سبک خروجی هر مدل کمی متفاوت باشد.
آیا نسخهٔ رایگان کافی است؟
برای این شش کار، بله. هیچکدام به قابلیتهای پیشرفته نیاز ندارند. تفاوت نسخهها بیشتر در محدودیت تعداد پیام، سرعت و دسترسی به مدلهای جدیدتر است.
چطور بفهمم پرامپتم به بهبود نیاز دارد؟
معیار سادهای هست: اگر بعد از گرفتن جواب مجبور شدی درخواست اصلاحی بدهی، همان اصلاح را به متن پرامپت اضافه کن. بعد از چند بار، دیگر لازم نیست اصلاح کنی.
پرامپت طولانیتر همیشه بهتر است؟
نه. پرامپت باید دقیق باشد، نه طولانی. جملههایی که چیزی به دستور اضافه نمیکنند فقط توجه مدل را پخش میکنند. هر جمله باید یک قید مشخص اضافه کند.
