دو روزنامهی شناختهشدهی آمریکایی، سیاتلتایمز و نیوزدی، رسماً از OpenAI و مایکروسافت شکایت کردهاند؛ ادعایی که بار دیگر بحث داغ کپیرایت در دنیای هوش مصنوعی مولد را به صدر اخبار فناوری بازگرداند.

لیست مطالب
۱. ماجرا از کجا شروع شد؟
روز پنجم سپتامبر ۲۰۲۶، دو نهاد رسانهای معتبر آمریکایی یعنی سیاتلتایمز و نیوزدی، دادخواستی رسمی در یکی از دادگاههای فدرال آمریکا علیه OpenAI و مایکروسافت ثبت کردند. موضوع اصلی این شکایت، استفادهی بهگفتهی این دو ناشر «غیرمجاز و سیستماتیک» از مقالههای خبریشان برای آموزش مدلهای زبانی بزرگ است؛ مدلهایی که امروز زیربنای محصولاتی مثل ChatGPT و Copilot را تشکیل میدهند. این اقدام حقوقی درست در روزهایی رخ داد که صنعت هوش مصنوعی همچنان زیر ذرهبین قانونگذاران و دادگاههای آمریکا قرار دارد و میتواند نمونهی تازهای از تنش فزاینده میان صنعت خبر و شرکتهای فناوری باشد.
این پرونده در بستری شکل گرفته که قانونگذاران آمریکایی و اروپایی نیز همزمان مشغول تدوین چارچوبهای تازهای برای نظارت بر هوش مصنوعی مولد هستند. از یک سو دولتها میخواهند نوآوری در این حوزه را تشویق کنند و از سوی دیگر، صنایع خلاق مثل رسانه، موسیقی و نشر کتاب بهطور فزاینده خواستار قوانین شفافتر دربارهی رضایت و غرامت برای استفاده از آثارشان در آموزش مدلها هستند. شکایت سیاتلتایمز و نیوزدی دقیقاً در همین نقطهی تنش قرار گرفته و به همین دلیل بازتاب گستردهای در رسانههای فناوری آمریکا پیدا کرده است.
۲. متن دقیق ادعای سیاتلتایمز و نیوزدی چیست؟
بر اساس گزارش رسانههای آمریکایی از جمله TechCrunch و Engadget، دادخواست این دو ناشر با لحنی بسیار تند نوشته شده است. در بخشی از این سند، هوش مصنوعی مولد به «ماری که دم خودش را میبلعد» تشبیه شده؛ استعارهای گویا برای فناوریای که به گفتهی شاکیان، دقیقاً همان صنعتی را که خوراک آموزشیاش را تأمین کرده، تضعیف میکند. جملهی کلیدی این پرونده این است: «محصولاتی مثل ChatGPT و Copilot را تولیدکنندهی محتوا معرفی میکنند، اما در واقع مصرفکنندههای حریصی هستند که محتوای انسانی را میبلعند.» شاکیان همچنین ادعا کردهاند شرکتهای هوش مصنوعی بهصورت سیستماتیک و با دور زدن دیوار پولی (پیوال) سایتهای خبری، مقالهها را استخراج کردهاند، اطلاعات مالکیت کپیرایت را از متن حذف کردهاند و در برخی موارد خروجی چتباتها اطلاعات نادرست را به نام این رسانهها منتشر کرده است.
۳. چرا این پرونده تا این حد نمادین است؟
نکتهای که این شکایت را از پروندههای مشابه متمایز میکند، پیشینهی همکاری مالی مایکروسافت و OpenAI با یکی از همین شاکیان است. هر دو شرکت پیشتر از چند پروژهی خبرنگاری و برنامههای بورسیهی آموزشی سیاتلتایمز حمایت مالی کرده بودند؛ موضوعی که به این دعوا بار احساسی و نمادین بیشتری بخشیده است. به بیان ساده، شرکتهایی که زمانی از تولید خبر مستقل حمایت مالی میکردند، اکنون متهم شدهاند که محصول همان خبرنگاران را بدون اجازه بلعیدهاند. اگر میخواهید بدانید OpenAI دقیقاً چه شرکتی است و چگونه به این جایگاه رسیده، میتوانید مقالهی اختصاصی ما را در این باره بخوانید.

۴. واکنش مایکروسافت و OpenAI به این شکایت
سخنگوی مایکروسافت در نخستین واکنش رسمی به این پرونده گفته است: «ما از این شکایت غافلگیر شدیم، اما همیشه خوشحال میشویم که برای پیدا کردن راهحل بنشینیم و گفتوگو کنیم.» این لحن نسبتاً آرام، در تضاد با لحن تند دادخواست قرار دارد و نشان میدهد مایکروسافت ترجیح میدهد این موضوع را در مسیر مذاکره پیش ببرد تا یک نبرد حقوقی طولانی و پرهزینه. تا لحظهی انتشار این گزارش، OpenAI واکنش رسمی جداگانهای منتشر نکرده بود، هرچند این شرکت در پروندههای مشابه پیشین معمولاً بر «استفادهی منصفانه» (Fair Use) از دادههای عمومی برای آموزش مدلها تأکید کرده است.
۵. این شکایت در کجای پروندهی بزرگتر دعاوی کپیرایت هوش مصنوعی قرار میگیرد؟
شکایت سیاتلتایمز و نیوزدی، تازهترین حلقه از زنجیرهای طولانی از دعاوی حقوقی ناشران خبری علیه OpenAI و شرکای آن است. این روند رسمی از دسامبر ۲۰۲۳ با شکایت نیویورکتایمز آغاز شد؛ پروندهای که هنوز در جریان است و به یکی از مهمترین پروندههای حقوقی حوزهی هوش مصنوعی تبدیل شده. از آن زمان، چند رسانه و ناشر دیگر نیز با ادعاهای مشابه به صف شاکیان پیوستهاند. کارشناسان حقوقی میگویند نتیجهی نهایی این پروندهها میتواند مرز میان «استفادهی منصفانه» و «نقض کپیرایت» را در آموزش مدلهای هوش مصنوعی برای سالهای آینده در آمریکا مشخص کند. برای آشنایی بیشتر با ریشه و ساختار این شرکتها، مطالعهی اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار امروز میتواند دید بهتری از ابعاد اقتصادی این نبرد حقوقی بدهد.
۶. چرا صنعت خبر و هوش مصنوعی اینقدر بههم گره خوردهاند؟
رابطهی صنعت خبر و هوش مصنوعی مولد از ابتدا دوسویه بوده است. از یک طرف، ابزارهایی مثل ChatGPT و Copilot میتوانند برای خلاصهسازی، ترجمه و حتی تولید محتوای کمکی در تحریریهها استفاده شوند. از طرف دیگر، همین ابزارها با پاسخ دادن مستقیم به سؤالهای کاربران، نیاز آنها به کلیک روی لینک خبرها و بازدید از سایت ناشران را کاهش میدهند؛ روندی که بهطور مستقیم روی درآمد تبلیغاتی و اشتراکی رسانهها اثر میگذارد. اگر به بحثهای عمیقتر دربارهی تواناییها و محدودیتهای واقعی این فناوری علاقه دارید، مقالهی پتانسیل واقعی و محدودیتهای هوش مصنوعی در سایت ما این موضوع را بهطور مفصل بررسی کرده است.
نقش «توهم» مدلها در این پرونده
یکی از ادعاهای جالب توجه در دادخواست این است که خروجی چتباتها گاهی اطلاعات نادرست یا ساختگی را به نام رسانههای شاکی منتشر کرده است؛ پدیدهای که در ادبیات فنی هوش مصنوعی به آن «توهم» یا Hallucination گفته میشود. این موضوع نشان میدهد نگرانی ناشران فقط به سرقت محتوا محدود نمیشود، بلکه به آسیب احتمالی به اعتبار برند خبریشان هم مربوط است، زمانی که کاربران گمان میکنند خروجی نادرست یک هوش مصنوعی واقعاً از زبان یک رسانهی معتبر بیان شده است.

۷. این پرونده چه معنایی برای کاربران عادی چتباتها دارد؟
برای کاربر معمولی که هر روز از ChatGPT یا Copilot برای نوشتن، جستوجو یا یادگیری استفاده میکند، اینگونه پروندههای حقوقی معمولاً در کوتاهمدت تغییری در تجربهی کاربری ایجاد نمیکنند؛ اما در بلندمدت میتوانند روی نحوهی دسترسی این ابزارها به منابع خبری تازه و بهروز اثر بگذارند. اگر شرکتهای هوش مصنوعی مجبور شوند برای استفاده از محتوای خبری هزینه بپردازند یا دسترسی به برخی منابع را محدود کنند، ممکن است پاسخهای مربوط به اخبار روز کمی متفاوت یا محدودتر شوند. کسانی که میخواهند بیشترین بهره را از این ابزارها ببرند، میتوانند نگاهی هم به راهنمای سادهی نوشتن پرامپت برای مبتدیان بیندازند تا با تکنیکهای بهتر تعامل با این مدلها آشنا شوند.
۸. مقایسه با رویکرد سایر شرکتهای هوش مصنوعی
OpenAI و مایکروسافت تنها بازیگران این میدان نیستند؛ رقبایی مثل جمینای گوگل، کلود از آنتروپیک، گراک از xAI و مدلهای چینی مثل دیپسیک هم به شکلهای مختلف با پرسشهای مشابه دربارهی منبع دادههای آموزشی روبهرو بودهاند. هرکدام از این شرکتها سیاست متفاوتی دربارهی قراردادهای محتوایی با ناشران در پیش گرفتهاند؛ برخی مثل OpenAI با چند رسانهی بزرگ قرارداد رسمی امضا کردهاند، در حالی که برخی دیگر همچنان با همان اتهام «استفادهی بدون اجازه» دستوپنجه نرم میکنند. برای مروری بر تفاوت رویکرد چند مدل مطرح در عمل، خواندن مقالهی مقایسهی ChatGPT و دیپسیک در سایت ما خالی از لطف نیست.
۹. جمعبندی؛ چه چیزی باید در ادامهی این پرونده دنبال کرد؟
در روزها و ماههای آینده باید منتظر واکنش رسمی OpenAI، پیشرفت مراحل دادرسی و احتمال دخالت سایر ناشران بزرگ در این پرونده بود. اگر دادگاه به نفع سیاتلتایمز و نیوزدی رأی بدهد، این تصمیم میتواند الگویی برای دهها پروندهی مشابه دیگر باشد و شرکتهای هوش مصنوعی را وادار کند مدل جدیدی برای پرداخت به ناشران محتوا طراحی کنند. در مقابل، اگر دادگاه از اصل «استفادهی منصفانه» دفاع کند، احتمالاً روند فعلی آموزش مدلها با دادههای عمومی وب بدون تغییر بزرگی ادامه پیدا خواهد کرد. در هر دو سناریو، احتمالاً شاهد فشار بیشتر افکار عمومی و رسانهها برای شفافسازی منابع دادهی آموزشی شرکتهای هوش مصنوعی خواهیم بود؛ چیزی که تا امروز اغلب این شرکتها از افشای کامل آن خودداری کردهاند. برای دنبال کردن آخرین تحولات اینگونه اخبار، صفحهی اخبار هوش مصنوعی سایت ما بهترین مرجع است و اگر تازه با دنیای ابزارهای هوش مصنوعی آشنا شدهاید، آموزشهای کاربردی چتجیپیتی میتواند نقطهی شروع خوبی باشد.
سوالات متداول
سیاتلتایمز و نیوزدی دقیقاً چه ادعایی مطرح کردهاند؟
این دو ناشر میگویند OpenAI و مایکروسافت بدون اجازه و بدون پرداخت غرامت، از محتوای خبریشان برای آموزش مدلهای هوش مصنوعی مثل ChatGPT و Copilot استفاده کردهاند و همین موضوع به کاهش ترافیک و درآمد تبلیغاتی آنها منجر شده است.
آیا این اولین شکایت رسانهای علیه OpenAI است؟
خیر. نخستین پروندهی مهم این حوزه را نیویورکتایمز در دسامبر ۲۰۲۳ ثبت کرد و از آن زمان چند ناشر دیگر هم شکایتهای مشابهی مطرح کردهاند؛ شکایت سیاتلتایمز و نیوزدی تازهترین مورد از این روند است.
مایکروسافت و OpenAI چه واکنشی نشان دادهاند؟
مایکروسافت اعلام کرده از این شکایت غافلگیر شده اما آمادهی گفتوگو برای یافتن راهحل است. OpenAI تا زمان انتشار این گزارش واکنش رسمی جداگانهای منتشر نکرده بود.
نتیجهی این پرونده چه تأثیری بر کاربران عادی خواهد داشت؟
در کوتاهمدت تغییر محسوسی در تجربهی کاربری ایجاد نمیشود، اما نتیجهی نهایی پرونده میتواند روی نحوهی دسترسی آیندهی چتباتها به محتوای خبری تازه و مدل پرداخت به ناشران اثر بگذارد.
