شرکتی که سود خالصش نسبت به سال قبل بیش از یکچهارم رشد کرده، معمولاً استخدام میکند نه اخراج. اما اوراکل کاری کرد که منطق قدیمی را به هم میریزد: نزدیک به سی هزار نفر را کنار گذاشت، آن هم درست وقتی دفترچهی سفارشهایش رکورد میزند. دلیل این تناقض ظاهری یک چیز است و همهی صنعت آن را میشناسند. سرمایه باید از جایی بیاید تا صرف تراشه و دیتاسنتر شود.

لیست مطالب
۱) چه اتفاقی افتاد
اوراکل، یکی از قدیمیترین و بزرگترین شرکتهای نرمافزاری جهان، طی سال مالی ۲۰۲۶ موج پیوستهای از تعدیل نیرو را اجرا کرد. طبق گزارشها مجموع این تعدیلها تا حدود ۳۰ هزار نفر رسیده که با احتساب نیروی کار حدوداً ۱۶۲ هزار نفری شرکت، چیزی نزدیک به ۱۸ درصد کل پرسنل است.
یکی از سنگینترین مراحل این روند در سیویکم مارس ۲۰۲۶ اجرا شد؛ طبق گزارشها ایمیلهای قطع همکاری ساعت شش صبح ارسال شد، بدون هشدار قبلی و بدون گفتوگوی مدیران با کارکنان. بخشهایی مانند واحد درآمد و علوم سلامت و همچنین واحد خدمات نرمافزار بهعنوان سرویس و عملیات مجازی بیشترین آسیب را دیدند؛ در برخی تیمها کاهش نیرو از سی درصد فراتر رفت.
۲) عددهایی که تناقض را میسازند
آنچه این خبر را غیرعادی میکند، وضعیت مالی شرکت است. اوراکل در فصل سوم سال مالی ۲۰۲۶ سود خالص حسابداری حدود ۳٫۷ میلیارد دلار ثبت کرد که نسبت به مدت مشابه سال قبل ۲۷ درصد رشد نشان میدهد.
مهمتر از سود، رقم تعهدات عملکردی باقیمانده است: حدود ۵۵۳ میلیارد دلار، یعنی رشدی در حدود ۳۲۵ درصد نسبت به سال قبل. این عدد در واقع حجم قراردادهایی است که امضا شده اما هنوز به درآمد تبدیل نشده؛ به زبان ساده، دفترچهی سفارش شرکت پر است.
پس مسئله کمبود تقاضا نیست. مسئله این است که برای پاسخدادن به این تقاضا باید دیتاسنتر ساخت و دیتاسنتر با حقوق و مزایا رقابت میکند، نه با درآمد.
۳) ریاضیات سادهی این تصمیم
هزینهی برنامهی بازساختاردهی حدود ۲٫۱ میلیارد دلار برآورد شده و بخش عمدهای از آن در نهماههی نخست سال مالی ۲۰۲۶ ثبت شده است. در مقابل، انتظار میرود این اقدام سالانه بین ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد کند.
یعنی شرکت دو میلیارد دلار خرج میکند تا سالانه چند برابر آن پول در اختیار داشته باشد؛ پولی که مستقیم به سمت خرید تراشه، اجارهی زمین، تأمین برق و ساخت مرکز داده میرود. در فوریهی ۲۰۲۶ هم شرکت طبق گزارشها حدود ۳۰ میلیارد دلار از طریق بدهی و سهام ممتاز قابلتبدیل جذب کرد.
این الگو مختص اوراکل نیست. بحث بدهی سنگین غولهای فناوری برای تأمین مالی زیرساخت هوش مصنوعی یکی از داغترین موضوعات مالی امسال بوده است.

۴) پیوند با اوپنایآی و پروژه استارگیت
بخش بزرگی از این تقاضا از یک مشتری خاص میآید. طبق گزارشها اوراکل قراردادی چندساله و بسیار بزرگ برای تأمین قدرت پردازش اوپنایآی امضا کرده که ارقام اعلامشده برای آن در محدودهی صدها میلیارد دلار است، و بخشی از پروژهی زیرساختی موسوم به «استارگیت» محسوب میشود.
معنای عملی چنین قراردادی این است که اوراکل باید پیش از دریافت درآمد، حجم عظیمی سرمایهگذاری کند. این همان چیزی است که ساختار هزینهی شرکت را از یک شرکت نرمافزاری با حاشیهی سود بالا، به چیزی شبیه یک شرکت زیرساختی سرمایهبر تغییر میدهد. برای درک بهتر جایگاه اوپنایآی در این معادله، مطلب اوپنایآی چیست تصویر روشنی میدهد.
۵) نقش هوش مصنوعی در خود تصمیم
دو روایت موازی دربارهی این اخراجها وجود دارد. روایت اول مالی است: پول لازم است، پس هزینهی نیروی انسانی کم میشود. روایت دوم عملیاتی است: بخشی از کارهایی که این نیروها انجام میدادند، حالا با ابزارهای هوش مصنوعی خودکار شده است.
مدیرعامل شرکت، مایک سیسیلیا، طبق گزارشها در این باره گفته است ابزارهای هوش مصنوعی در صورتی تهدید بودند که ما آنها را به کار نمیگرفتیم، اما ما داریم بهسرعت از آنها استفاده میکنیم. لری الیسون، رئیس هیئتمدیره، هم با اشاره به موج نگرانی دربارهی آیندهی صنعت نرمافزار بهعنوان سرویس گفته است این بحران برای دیگران است، نه برای ما.
واقعیت احتمالاً ترکیبی از هر دو روایت است. اما نتیجه برای کارمند اخراجشده یکسان است. تصویر کلیتر از تأثیر این فناوری بر ساختار شرکتها را در مطلب اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار بررسی کردهایم.
۶) این الگو در کجای صنعت تکرار میشود
اوراکل تنها نیست. طی همین دوره چند شرکت فناوری دیگر هم تعدیل نیرو را با بازآرایی حول هوش مصنوعی توضیح دادهاند. الگوی مشترک این است: شرکت سودده است، رشد دارد، اما ساختار هزینهاش را به نفع سرمایهگذاری در محاسبات بازتعریف میکند.
نکتهی مهم برای تحلیلگر بازار کار این است که این اخراجها لزوماً نشانهی «جایگزینی مستقیم انسان با ربات» نیستند. بیشتر شبیه جابهجایی بودجهاند: از هزینهی عملیاتی به هزینهی سرمایهای. اما اثر نهایی روی بازار کار، بدون توجه به علت، واقعی است.
۷) ریسکهایی که پشت این شرطبندی پنهان است
مدل کسبوکاری که اوراکل انتخاب کرده وابستگی شدیدی به تحقق قراردادهای بزرگ دارد. اگر تقاضا برای محاسبات هوش مصنوعی کند شود یا مشتریان کلیدی برنامههای خود را تغییر دهند، شرکت با داراییهای سنگین و بدهی بالا روبهرو میماند.
ریسک دوم عملیاتی است: با از دست دادن بخش بزرگی از نیروی باتجربه، اجرای پروژههای پیچیده دشوارتر میشود. تجربه نشان داده که فاصلهی میان وعده و اجرا در پروژههای فناوری کوتاه نیست؛ نکتهای که در یادداشت توهم هوش مصنوعی و تفاوت توسعهدهنده با مهندس واقعی هم به آن پرداختهایم.

۸) برای نیروی کار چه درسی دارد
پیام این خبر برای شاغلان حوزهی فناوری روشن است: سودآوری شرکت دیگر تضمینکنندهی امنیت شغلی نیست. متغیر تعیینکننده این است که نقش تو در کدام سمت معادله قرار دارد — هزینهای که باید کم شود، یا قابلیتی که باید ساخته شود.
عملیترین واکنش، نزدیکشدن به همان فناوریای است که دارد ساختارها را جابهجا میکند. آشنایی کاربردی با ابزارهای هوش مصنوعی و مهارتهایی مانند پرامپتنویسی امروز دیگر مهارت جانبی نیست. مجموعهی آموزشهای چتجیپیتی برای همین مسیر آماده شده است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی تعدیل نیروی اوراکل
چند نفر واقعاً اخراج شدند؟
طبق گزارشها مجموع تعدیلها در سال مالی ۲۰۲۶ تا حدود ۳۰ هزار نفر برآورد شده است. برخی گزارشهای میاندورهای رقم کمتری مانند ۲۱ هزار نفر را برای بازهی یکساله ذکر کردهاند، چون این روند مرحلهبهمرحله اجرا شده است.
اگر شرکت سودده است چرا اخراج میکند؟
چون منابع نقدی را به سمت ساخت زیرساخت هوش مصنوعی هدایت میکند. کاهش هزینهی نیروی انسانی طبق برآوردها سالانه ۸ تا ۱۰ میلیارد دلار جریان نقدی آزاد میکند.
آیا هوش مصنوعی مستقیماً جای این کارمندان را گرفته است؟
تا حدی. مدیران شرکت به کاربرد سریع ابزارهای هوش مصنوعی اشاره کردهاند، اما محرک اصلی بیشتر جابهجایی بودجه از هزینهی عملیاتی به هزینهی سرمایهای است.
تعهدات عملکردی باقیمانده یعنی چه؟
یعنی ارزش قراردادهایی که امضا شده ولی هنوز خدماتش ارائه و درآمدش شناسایی نشده است. رقم حدوداً ۵۵۳ میلیارد دلاری اوراکل نشان میدهد تقاضا برای ظرفیت پردازشیاش بسیار بالاست.
این روند ادامه پیدا میکند؟
تا زمانی که چرخهی سرمایهگذاری سنگین در زیرساخت ادامه دارد، فشار بر هزینههای عملیاتی هم باقی میماند. برای پیگیری، بخش اخبار هوش مصنوعی را دنبال کن.
