درآمد سالانهی OpenAI برای اولینبار از ۴۰ میلیارد دلار عبور کرد؛ درست در لحظهای که درآمد سازمانی از مصرفکننده پیشی گرفت و دو مدیر ارشد شرکت همزمان استعفا دادند.

لیست مطالب
۱. عبور از مرز ۴۰ میلیارد دلار؛ دو فصل زودتر از برنامه
شرکت OpenAI اعلام کرده درآمد سالانهی آن از مرز ۴۰ میلیارد دلار عبور کرده؛ رقمی که در ماه ژوئیه بهتنهایی بیش از ۲۰ درصد رشد کرده و از حدود ۲۰ میلیارد دلار در ابتدای سال ۲۰۲۶ دقیقاً دو برابر شده است. این جهش در حالی رخ داده که شرکت تنها چند ماه پیش در دور تازهی تأمین مالی تخمین میزد به این سطح از درآمد تا پایان سال برسد؛ یعنی این نقطه عطف تقریباً دو فصل زودتر از برنامهریزی رسمی محقق شده است. گرگ بروکمن، رئیس شرکت، در اطلاعیهی داخلی این رشد را «شتابی غیرمنتظره» توصیف کرده است.
برای درک بهتر مقیاس این رشد، کافی است بدانیم OpenAI کمتر از دو سال پیش هنوز عمدتاً روی درآمد اشتراک فردی چتجیپیتی تکیه داشت. کسانی که تازه با ماهیت و پیشینهی این شرکت آشنا میشوند، میتوانند برای شناخت دقیقتر به معرفی کامل OpenAI و مسیر شکلگیری آن سر بزنند. این پیشینه کمک میکند بفهمیم چرا این جهش درآمدی برای شرکتی که چند سال پیش هنوز یک آزمایشگاه پژوهشی کوچک بود، اینقدر چشمگیر است.
۲. جابهجایی تاریخی: سازمانی بر مصرفکننده پیشی گرفت
نکتهی مهمتر ماجرا یک جابهجایی ساختاری در ترکیب درآمدی است: برای اولینبار از زمان تأسیس، درآمد مشتریان سازمانی از درآمد کاربران عادی چتجیپیتی پیشی گرفته است. سارا فرایر، مدیر مالی شرکت، در جمعبندی داخلی گفته که شرکت سال را با نسبت ۶۰ به ۴۰ به نفع مصرفکننده آغاز کرد، اما اکنون «بیشتر درآمد از بخش سازمانی میآید». این چرخش در مقایسه با اکتبر ۲۰۲۴ که حدود ۷۵ درصد درآمد از اشتراکهای فردی تأمین میشد، یک تغییر جهت کامل استراتژیک محسوب میشود.
چرا این جابهجایی مهم است؟
درآمد سازمانی معمولاً پایدارتر، قابلپیشبینیتر و کمریسکتر از اشتراکهای فردی است؛ چون شرکتها معمولاً قراردادهای بلندمدت میبندند و بهسادگی اشتراک را لغو نمیکنند. همین ویژگی باعث میشود سرمایهگذاران پیش از عرضهی اولیه سهام این نوع درآمد را باکیفیتتر ارزیابی کنند؛ موضوعی که بارها در تحلیلهای مربوط به اهمیت هوش مصنوعی برای کسبوکار امروز برجسته شده است. شرکتهایی که زودتر روی این فناوری سرمایهگذاری کردهاند، حالا در جایگاه بهتری برای مذاکرهی قراردادهای بلندمدت با تأمینکنندههای هوش مصنوعی قرار دارند.
۳. موتورهای رشد: از GPT-5.6 تا Codex و ChatGPT Work
سه محصول اصلی موتور این رشد سازمانی بودهاند: نسل مدلهای GPT-5.6 که در وظایف کدنویسی حدود ۵۴ درصد کارآمدتر شدهاند، ابزار سازمانی ChatGPT Work برای مدیریت گردش کار تیمها، و Codex بهعنوان دستیار کدنویسی هوش مصنوعی که اینروزها در بسیاری از تیمهای مهندسی جای خودش را باز کرده است. شرکت در آبان ۱۴۰۴ (نوامبر ۲۰۲۵) از مرز یک میلیون مشتری تجاری پولی عبور کرد و تعداد صندلیهای ChatGPT Enterprise نُه برابر رشد کرده است.
برای تیمهایی که میخواهند از همین ابزارها بهدرستی استفاده کنند، شناخت اصول نوشتن پرامپت مؤثر همچنان مهمترین پیشنیاز است؛ چون بدون یک پرامپت دقیق، حتی قویترین مدل هم نتیجهی مطلوب نمیدهد. علاقهمندان به یادگیری کاربردیتر میتوانند سری آموزشهای عملی چتجیپیتی را هم دنبال کنند تا با کاربردهای روزمرهی این ابزارها در محیط کار بیشتر آشنا شوند.
۴. مشتریان بزرگ: از مورگان استنلی تا کامنولث بانک
نامهای بزرگی مثل مورگان استنلی، تارگت، تیموبایل و کامنولث بانک اکنون در فهرست مشتریان سازمانی OpenAI دیده میشوند. حضور این شرکتها نشان میدهد ابزارهای هوش مصنوعی دیگر صرفاً آزمایشهای داخلی تیمهای فناوری نیستند، بلکه بخشی جدی از زیرساخت عملیاتی صنایع مالی، خردهفروشی و مخابرات شدهاند.
این روند البته با یک هشدار همراه است: صرف خرید یک ابزار هوش مصنوعی، شرکت را متحول نمیکند. تفاوت میان تیمهایی که واقعاً از این فناوری بهره میبرند و تیمهایی که فقط ظاهر مدرنسازی را دارند، در همان سطح مهارت مهندسی و طراحی فرایند نهفته است؛ موضوعی که در مقالهی توسعهدهندهی واقعی در برابر توهم مهندسی هوش مصنوعی بهتفصیل بررسی شده است.

۵. تبلیغات؛ ستون سوم درآمدی OpenAI
در کنار اشتراکها و ابزارهای سازمانی، تبلیغات هم بهعنوان ستون سوم درآمدی OpenAI درحال شکلگیری است. این بخش که از بهمن ۱۴۰۴ (فوریه ۲۰۲۶) بهصورت آزمایشی راه افتاد، اکنون به نرخ سالانهی نزدیک به یک میلیارد دلار رسیده است. برای شرکتی که تا همین چند سال پیش کاملاً روی اشتراک تکیه داشت، ورود جدی به بازار تبلیغات نشانهی دیگری از بلوغ مدل کسبوکار آن است.
۶. کوچ مدیران در بحبوحهی رشد
این خبر خوب اما با یک تلاطم مدیریتی عجیب همزمان شد. دنیز درسر، مدیر ارشد درآمد شرکت، و برد لایتکپ، مدیرعامل عملیاتی، هر دو ظرف چند روز از شرکت خارج شدند؛ دقیقاً در همان لحظهای که کسبوکار سازمانی از نقطه عطف درآمدی خودش عبور میکرد. درسر که تنها هشت ماه پیش برای شتابدهی به رشد سازمانی استخدام شده بود، درست در اوج موفقیت همان مأموریت رفت.
دالی راجیچ، رئیس و مدیرعملیاتی پیشین شرکت Wiz (که به قیمت ۳۲ میلیارد دلار به گوگل فروخته شد)، جای درسر را گرفت و بهعنوان مدیر ارشد جدید درآمد مشغول شد. گرگ بروکمن، رئیس OpenAI، هم بخشی از مسئولیتهای مدیریتی گستردهتری را در این دورهی حساس بر عهده گرفته است؛ زمانبندیای که درست همزمان با آمادهسازی روندشوی عرضه اولیه سهام رخ داده و میتواند برای سرمایهگذاران بالقوه نگرانکننده باشد.
۷. واقعیت سودآوری: زیان بزرگ در پس صحنه
با وجود این رقمهای چشمگیر، OpenAI هنوز سودآور نیست. صورتهای مالی حسابرسیشدهی سال ۲۰۲۵ نشان میدهد شرکت با وجود ۱۳.۰۷ میلیارد دلار درآمد، حدود ۲۰.۹۲ میلیارد دلار زیان عملیاتی داشته است. تنها هزینهی پرداختی به مایکروسافت برای زیرساخت Azure در همان سال به ۱۷.۲ میلیارد دلار رسید. بیشتر تحلیلگران معتقدند این شرکت زودتر از سالهای ۲۰۲۹ تا ۲۰۳۰ به نقطهی سربهسر نخواهد رسید؛ واقعیتی که محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی در مقیاس تجاری امروز را بهخوبی نشان میدهد و در بررسیهای مربوط به پتانسیل و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی هم بارها به آن اشاره شده است. به بیان دیگر، رشد درآمد بهتنهایی تضمینی برای پایداری مالی بلندمدت نیست، مگر آنکه با کنترل دقیق هزینههای زیرساخت همراه شود.

۸. رقابت داغ با آنتروپیک
رقابت در این میان یک لحظه هم متوقف نشده. درست همان روزی که خبر عبور از ۴۰ میلیارد دلار منتشر شد، آنتروپیک هم گزارش داد درآمد سهماههی دوم آن به ۱۱.۵ میلیارد دلار رسیده؛ رشدی ۱۴برابری نسبت به سال گذشته و تقریباً دو برابر نسبت به سهماههی اول. آنتروپیک برای اولینبار در تاریخش به سودآوری فصلی هم رسیده است. اگر این دو رقم را کنار هم بگذاریم، OpenAI و Anthropic رویهمرفته به مرز ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد سالانه نزدیک شدهاند؛ رقابتی به همان اندازه فشرده که در نبردهای مدلمحور مثل مقایسهی چتجیپیتی و دیپسیک در شطرنج دیده بودیم، با این تفاوت که اینبار میدان نبرد، ترازنامهی مالی دو غول فناوری است. برای پیگیری روزانهی این رقابت و سایر خبرهای صنعت هوش مصنوعی، صفحهی اخبار هوش مصنوعی مستر چتجیپیتی بهترین مرجع فارسیزبان است.
۹. مسیر تا IPO؛ فرصت یا ریسک؟
همهی این رخدادها در بستر آمادهسازی OpenAI برای عرضهی اولیه سهام در بورس نزدک رخ میدهد؛ رویدادی که بهاحتمال زیاد در فصل چهارم سال جاری برگزار خواهد شد. رشد سریع درآمد سازمانی برای این شرکت یک برگ برنده مهم پیش از روزشوی سرمایهگذاران محسوب میشود، اما تلاطم مدیریتی همزمان میتواند نگرانیهایی دربارهی ثبات تیم رهبری در ذهن سرمایهگذاران ایجاد کند. کارشناسان بازار هشدار میدهند تمایز میان رشد واقعی مبتنی بر مهندسی محصول و رشدی که صرفاً روی کاغذ زیباست، دقیقاً همان چیزیست که سرمایهگذاران باید پیش از IPO ارزیابی کنند؛ موضوعی که در تحلیلهای مربوط به تفاوت توسعهدهندهی واقعی و توهم مهندسی هوش مصنوعی هم بارها بررسی شده است.
سوالات متداول
درآمد سالانهی OpenAI دقیقاً چقدر است؟
طبق آخرین اعلام، نرخ درآمد سالانهی (annualized run rate) OpenAI از مرز ۴۰ میلیارد دلار عبور کرده که نسبت به ابتدای سال ۲۰۲۶ دقیقاً دو برابر شده است.
چرا درآمد سازمانی از مصرفکننده پیشی گرفت؟
رشد ابزارهایی مثل Codex و ChatGPT Work، همراه با افزایش تعداد مشتریان تجاری پولی به بیش از یک میلیون، باعث شده درآمد بخش سازمانی برای اولینبار از اشتراکهای فردی سبقت بگیرد.
آیا OpenAI سودآور شده؟
خیر. با وجود رشد درآمد، شرکت در سال ۲۰۲۵ حدود ۲۰.۹۲ میلیارد دلار زیان عملیاتی داشته و اکثر تحلیلگران زودتر از ۲۰۲۹ تا ۲۰۳۰ سودآوری کامل را پیشبینی نمیکنند.
چرا دو مدیر ارشد همزمان از شرکت رفتند؟
مدیر ارشد درآمد و مدیرعامل عملیاتی هر دو ظرف چند روز استعفا دادند؛ زمانبندیای که با نقطه عطف درآمدی و آمادهسازی IPO همزمان شد و علت دقیق آن هنوز بهطور رسمی اعلام نشده است.
نسخهٔ فوری این مطلب در تلگرام: اینجا بخوانید
