نیویورکتایمز و ناشران بزرگ آمریکا اوپنایآی را به پنهانکاری و حذف مدارک متهم کردهاند؛ پروندهای که میتواند قواعد آموزش هوش مصنوعی را برای همیشه تغییر دهد.

لیست مطالب
۱. چه اتفاقی افتاد؟ درخواست جریمه علیه اوپنایآی
تازهترین فصل از یکی از مهمترین نبردهای حقوقی عصر هوش مصنوعی، در دادگاهی در نیویورک ورق خورد. در تاریخ ۹ ژوئیه ۲۰۲۶، وکلای نیویورکتایمز و روزنامهی نیویورک دیلینیوز — بههمراه چند نشریهی وابسته — لایحهای رسمی تسلیم دادگاه کردند و از قاضی خواستند اوپنایآی، سازندهی چتجیپیتی، را بهخاطر آنچه «سوءرفتار در فرآیند کشف مدارک» (Discovery Misconduct) نامیدهاند، مجازات کند.
«کشف مدارک» مرحلهای کلیدی در دعاوی حقوقی آمریکاست که در آن هر طرف موظف است اسناد و شواهد مرتبط را در اختیار طرف مقابل بگذارد. ادعای اصلی ناشران این است که اوپنایآی در این مرحله صادق نبوده و اطلاعاتی را که میتوانست پاشنهی آشیل دفاعش باشد، پنهان یا نابود کرده است. این درخواست، یک تشدید جدی در پروندهای است که از سال ۲۰۲۳ ادامه دارد و اکنون به نقطهی حساسی رسیده است.
چرا این موضوع مهم است؟ چون در دعاوی پیچیده، اغلب هرکس که کنترل افشای مدارک را در دست داشته باشد، عملاً سرنوشت پرونده را هم تعیین میکند. اگر دادگاه ادعای ناشران را بپذیرد، اوپنایآی میتواند بخش مهمی از توان دفاعی خود را از دست بدهد. برای دنبالکردن اینگونه تحولات، همیشه میتوانید به بخش اخبار هوش مصنوعی سایت ما سر بزنید.
۲. ریشهی ماجرا: شکایت تاریخی نیویورکتایمز از اوپنایآی
برای درک اهمیت این خبر، باید به اواخر سال ۲۰۲۳ برگردیم؛ زمانی که نیویورکتایمز شکایتی سنگین علیه اوپنایآی و شریک اصلیاش مایکروسافت مطرح کرد. ادعای محوری این بود که مدلهای هوش مصنوعی مانند چتجیپیتی روی میلیونها مقالهی این روزنامه — بدون اجازه و بدون پرداخت هیچ هزینهای — آموزش دیدهاند و حالا با بازتولید محتوای آن، عملاً به رقیب مستقیم ناشر تبدیل شدهاند.
این پرونده از همان ابتدا فراتر از یک دعوای ساده تلقی شد. پرسش بنیادین آن این بود: آیا آموزش یک مدل زبانی روی محتوای دارای کپیرایت، مصداق «استفادهی منصفانه» (Fair Use) است یا نقض آشکار حقوق مؤلف؟ پاسخ به این پرسش میتواند کل مدل کسبوکار صنعت هوش مصنوعی مولد را دگرگون کند.
در طول دو سال گذشته، این پرونده مسیر پرفرازونشیبی را طی کرده است؛ از دستورهای دادگاه برای حفظ و ارائهی لاگهای گفتگو گرفته تا جلسات بازجویی از کارکنان. مطابق اسناد، یکی از جلسات مهم بازجویی (Deposition) در آوریل ۲۰۲۶ برگزار شد و بهگفتهی ناشران، همانجا بود که تناقضهایی میان ادعاهای پیشین شرکت و واقعیت آشکار شد.
۳. اتهامهای دقیق ناشران چیست؟
ناشران فهرست بلندی از رفتارهای مورد ادعا را مقابل دادگاه گذاشتهاند. مهمترین آنها این است که اوپنایآی بهمدت حدود دو سال اصرار داشت که «توانایی جستوجو در دادههای آموزشی خود را ندارد»، در حالیکه — طبق ادعای ناشران — در عمل بهطور داخلی همین جستوجوها و ارزیابیها را انجام میداده است. بهبیان ساده، ناشران میگویند شرکت چیزی را «غیرممکن» جلوه میداد که خودش پشت درهای بسته انجامش میداد.
اتهام دوم به ابزارهای فنی برمیگردد. بنا بر لایحه، اوپنایآی اندکی پس از آغاز شکایت، سازوکارهایی مانند پروژهای با نام رمز «Project Giraffe» و یک فیلتر موسوم به «Bloom» را برای تشخیص «بازتولید» (Regurgitation) محتوا بهکار گرفت؛ یعنی ابزارهایی که دقیقاً نشان میدادند مدل چه زمانی متنهای ناشران را کلمهبهکلمه بازمیگرداند. ناشران میگویند وجود چنین ابزارهایی خودش گواهی بر آگاهی شرکت از مسئله است.
اتهام سوم و شاید سنگینترین آنها، تخریب مدارک است. ناشران مدعیاند اوپنایآی پس از ثبت شکایت، میلیاردها خروجی چتجیپیتی را حذف کرده و بدینترتیب دستورهای دادگاه برای «حفظ مدارک» را نقض کرده است. باید تأکید کرد که اینها همگی ادعا هستند و هنوز در دادگاه اثبات نشدهاند؛ اوپنایآی نیز آنها را رد میکند.
۴. پایگاهدادهی ۷۸ میلیون گفتگو و نمونهی «غیرقابلاستفاده»
یکی از عددهای تکاندهندهی این پرونده، رقم ۷۸ میلیون است. ناشران ادعا میکنند اوپنایآی پایگاهدادهای شامل حدود ۷۸ میلیون گفتگوی ناشناسسازیشدهی کاربران چتجیپیتی را در اختیار داشته و از آن بهصورت داخلی برای سنجش میزان نقض کپیرایت استفاده میکرده است — همان کاری که بهطور علنی میگفت قادر به انجامش نیست.
ماجرای نمونهی مدارک هم جالب است. اوپنایآی در دسامبر ۲۰۲۵ نمونهای شامل حدود ۲۰ میلیون لاگ گفتگو را در اختیار دادگاه گذاشت. اما بهگفتهی ناشران، این نمونه چنان با سانسور و ویرایش سنگین همراه بود که دادگاه آن را عملاً «غیرقابلاستفاده» ارزیابی کرد. ناشران حتی مدعیاند بخشی از لاگهای درخواستی با دادههای دیگری جایگزین شدهاند.
این جزئیات فنی نشان میدهند که نبرد اصلی نه بر سر «آیا مدل گاهی محتوا را بازتولید میکند»، بلکه بر سر «چه کسی به شواهدِ این بازتولید دسترسی دارد» است. برای درک بهتر اینکه هوش مصنوعی واقعاً چه میتواند و چه نمیتواند بکند، پیشنهاد میکنیم نگاهی به مقالهی توان و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی بیندازید.

۵. ناشران دقیقاً از دادگاه چه میخواهند؟
درخواست ناشران صرفاً یک شکایت اخلاقی نیست؛ آنها اقدامهای مشخص و سنگینی از قاضی طلب کردهاند. نخست اینکه دادگاه اجازه ندهد اوپنایآی از همان نمونهی ۲۰ میلیونیِ مخدوش بهعنوان مدرک دفاعی استفاده کند، چون بهادعای آنها غیرقابلاعتماد است.
دوم و مهمتر، ناشران میخواهند دادگاه بهعنوان یک «واقعیت اثباتشده» بپذیرد که آن لاگها در صورت ارائهی کامل، بازتولید گستردهی محتوای ناشران را نشان میدادند. در حقوق آمریکا به این ابزار «استنتاج منفی» (Adverse Inference) گفته میشود؛ یعنی وقتی طرفی مدرکی را نابود میکند، دادگاه میتواند فرض کند آن مدرک به ضررش بوده است. اگر قاضی این را بپذیرد، ضربهی سنگینی به دفاع اوپنایآی خواهد بود.
سوم، ناشران خواستار آن شدهاند که اوپنایآی از استدلال «لاگهای ارائهشده بازتولید قابلتوجهی نشان نمیدهند» منع شود، و در نهایت هزینههای حقوقی مرحلهی کشف مدارک را نیز بپردازد. مجموع این درخواستها میتواند مسیر کل پرونده را به سود ناشران تغییر دهد.
۶. پاسخ و دفاع اوپنایآی
اوپنایآی بهسرعت و با قاطعیت این اتهامها را رد کرد. سخنگوی این شرکت، درو پوساتری، ادعاها را «کاملاً نادرست» توصیف کرد و گفت شرکت همچنان از دو اصل دفاع میکند: حریم خصوصی کاربران و اصل جاافتادهی «استفادهی منصفانه». از نگاه اوپنایآی، ارائهی کامل لاگهای گفتگو بهمعنای فاشکردن مکالمات خصوصی میلیونها کاربر است.
روایت اوپنایآی این است که نیویورکتایمز، حالا که پروندهی اصلیاش ضعیفتر شده، تلاش میکند با بزرگنمایی اختلافهای فنیِ مرحلهی کشف مدارک، فضا را علیه شرکت سنگین کند و به دادههای خصوصی کاربران دست پیدا کند. این شرکت تأکید میکند که هرگز بهعمد مدرکی را پنهان نکرده است.
در این میان، ناظران بیطرف یادآوری میکنند که تنش میان شرکتهای فناوری و رسانهها ریشهدار است و هر دو طرف انگیزههای اقتصادی قدرتمندی دارند. این نبرد بخشی از تصویر بزرگتری است که در آن هوش مصنوعی بهسرعت به قلب مدلهای کسبوکار مدرن تبدیل میشود و ارزش داده و محتوا را از نو تعریف میکند.
۷. چرا این پرونده برای کل صنعت هوش مصنوعی سرنوشتساز است؟
اهمیت این ماجرا بسیار فراتر از دعوای دو شرکت است. پاسخ دادگاه به این پرسش که «آیا آموزش مدل روی محتوای دارای کپیرایت قانونی است یا نه»، میتواند به یک مرجع (Precedent) تاریخی تبدیل شود که دست همهی آزمایشگاههای هوش مصنوعی را میبندد یا باز میگذارد.
نمونهی زندهی این خطر را پیشتر دیدهایم. در سپتامبر ۲۰۲۵، شرکت آنتروپیک — سازندهی چتبات کلود — پذیرفت مبلغ خیرهکنندهی ۱٫۵ میلیارد دلار به گروهی از نویسندگان بپردازد تا پروندهی نقض کپیرایت را تسویه کند؛ رقمی که بهعنوان بزرگترین تسویهی کپیرایت تاریخ آمریکا ثبت شد. این توافق به همهی شرکتها هشدار داد که بیتوجهی به منشأ دادههای آموزشی میتواند میلیاردها دلار هزینه داشته باشد.
اگر پروندهی نیویورکتایمز نیز با شکست اوپنایآی همراه شود، احتمالاً موجی از شکایتهای مشابه علیه دیگر بازیگران بزرگ به راه میافتد و شرکتها ناچار میشوند برای دادهها قرارداد ببندند و هزینه بپردازند. این همان جایی است که مرز میان توهم و واقعیت در دنیای فناوری مشخص میشود؛ موضوعی که در مقالهی توهم هوش مصنوعی: توسعهدهندهی تنها در برابر مهندس واقعی به آن پرداختهایم. رقابت میان مدلها نیز روزبهروز شدیدتر میشود؛ چیزی که در تحلیل چتجیپیتی در برابر دیپسیک بیشتر دربارهاش خواندهاید.
۸. این ماجرا برای کاربران چتجیپیتی چه معنایی دارد؟
شاید بپرسید یک دعوای حقوقی در آمریکا چه ربطی به کاربر روزمرهی چتجیپیتی دارد. پاسخ این است که پیامدها میتوانند مستقیم باشند. اگر دادگاهها آموزش روی محتوای کپیرایتدار را محدود کنند، هزینهی ساخت مدلها بالا میرود و این هزینه در نهایت میتواند به قیمت اشتراکها و محدودیتهای تازه در خروجی مدل منتقل شود.
از سوی دیگر، بحث حریم خصوصی هم برای کاربران مهم است. این پرونده نشان داد که مکالمات کاربران با چتباتها میتوانند به بخشی از دعاوی حقوقی تبدیل شوند. بنابراین بهتر است کاربران همیشه با آگاهی از اینکه چه اطلاعاتی را با این ابزارها بهاشتراک میگذارند، رفتار کنند. برای استفادهی حرفهایتر و ایمنتر، میتوانید از آموزشهای چتجیپیتی ما کمک بگیرید.
در نهایت، خبر خوب برای کاربران این است که رقابت و فشار حقوقی معمولاً بهنفع کیفیت و شفافیت تمام میشود. مهارت واقعی این است که بدانید چطور از این ابزارها بهترین نتیجه را بگیرید؛ برای شروع، راهنمای پرامپتنویسی برای مبتدیان نقطهی خوبی است.
پرسش و پاسخ کوتاه (FAQ)
آیا اوپنایآی واقعاً مدارک را حذف کرده است؟
این فقط یک ادعاست که ناشران مطرح کردهاند و هنوز در دادگاه اثبات نشده است. اوپنایآی این اتهام را «کاملاً نادرست» میداند و میگوید هرگز بهعمد مدرکی را نابود نکرده است. تصمیم نهایی با قاضی پرونده است.
عدد ۷۸ میلیون به چه چیزی اشاره دارد؟
ناشران ادعا میکنند اوپنایآی پایگاهدادهای شامل حدود ۷۸ میلیون گفتگوی ناشناسسازیشدهی چتجیپیتی را برای ارزیابی داخلیِ نقض کپیرایت در اختیار داشته، در حالیکه علناً میگفت توان چنین جستوجویی را ندارد.
اگر ناشران برنده شوند چه میشود؟
یک رأی به سود ناشران میتواند به یک مرجع قانونی تبدیل شود و همهی شرکتهای هوش مصنوعی را وادار کند برای دادههای آموزشی مجوز بگیرند و هزینه بپردازند؛ درست مانند تسویهی ۱٫۵ میلیارد دلاری آنتروپیک.
این خبر روی کاربران ایرانی چتجیپیتی اثر دارد؟
بهطور مستقیم خیر، اما تغییر قواعد آموزش مدلها میتواند بر قیمت، کیفیت و سیاستهای حریم خصوصی همهی کاربران در سراسر جهان اثر بگذارد. به همین دلیل پیگیری این پرونده ارزشمند است.
نسخهٔ فوری این مطلب در تلگرام: اینجا بخوانید
