شرکت OpenAI «مدل اسپک» (Model Spec) خود را از پایه بازنویسی کرد؛ سندی که توضیح میدهد ChatGPT و مدلهای GPT باید چگونه فکر کنند، تصمیم بگیرند و رفتار کنند. حالا این سند روی پنج ارزش بنا شده، «دستیار» اسمش را به «GPT» داده و بیشتر قوانین سبکنوشتن کنار رفتهاند.

لیست مطالب
بخش ۱: مدل اسپک چیست و چرا مهم است؟
سند Model Spec در واقع «قانون اساسی رفتاری» مدلهای OpenAI است. شرکت OpenAI در این متن نوشته که از مدلهایش چه انتظاری دارد: وقتی کاربر چیزی میخواهد، وقتی توسعهدهنده دستور سیستمی میدهد، یا وقتی خواستهها با هم تعارض پیدا میکنند، مدل باید چه کند. این سند عمومی است و هر کسی میتواند آن را بخواند و نقد کند.
اهمیت ماجرا از اینجاست که مدلها دیگر فقط متن تحویل نمیدهند. آنها ایمیل میخوانند، کد مینویسند، ابزار صدا میزنند و در دنیای واقعی کار انجام میدهند. به گفتهی OpenAI، هرچه مدلها باهوشتر شوند و کارهای پرتبعاتتری انجام دهند، باید از «خواندن تحتاللفظی دستورها» فراتر بروند. نسخهی تازه دقیقاً برای همین نیاز نوشته شده است.
اگر تازه با این شرکت آشنا شدهاید، مطلب OpenAI چیست و چه میکند؟ زمینهی خوبی برای فهم این خبر میدهد.
بخش ۲: پنج ارزش تازه؛ ستونهای سند
مهمترین تغییر، بازچینش کل سند حول پنج ارزش است. ترتیب این ارزشها هم معنادار است:
- اولین ارزش «وفاداری به نیت انسان» است و OpenAI آن را بنیاد مینامد.
- دومین ارزش «کمینهکردن آسیب» است.
- سومین ارزش «صداقت و شفافیت» است.
- چهارمین ارزش «تسهیل اختیار انسان» یا همان Human Agency است.
- پنجمین ارزش «مراقبت» است.
نکتهی جالب اینکه بخشهایی مثل «مهربان باش» یا «انسانیت را دوست بدار» بهعنوان تیتر جداگانه حذف شدهاند. تحلیلگری که دو نسخهی HTML سند را مقایسه کرده، میگوید تعداد تیترها از ۸۱ به ۷۰ رسیده است. اما حجم متن تقریباً ثابت مانده؛ حدود ۳۸ هزار کلمه در هر دو نسخه. یعنی سند کوتاه نشده، فقط بازسازماندهی شده است.
بخش ۳: وفاداری به نیت؛ فراتر از خواندن کلمهها
در متن جدید آمده است که وفاداری «بیش از خواندن تحتاللفظی کلمهها» میطلبد. مثال سادهاش را فرض کنید: به عامل هوشمند میگویید «تستها را سبز کن». یک مدل تحتاللفظی ممکن است تستها را پاک کند. مدلی که به نیت وفادار است میفهمد شما کد سالم میخواهید.
این ارزش همان زنجیرهی فرمان (Chain of Command) را هم در خود دارد. شرکت OpenAI مرزها را تعیین میکند، توسعهدهندهها داخل آن مرزها برنامه میسازند و کاربران داخل هر دو چارچوب کار خود را هدایت میکنند. این ساختار در نسخهی جدید حفظ شده است.

بخش ۴: از «دستیار» به «GPT»
تغییر ظاهراً کوچک اما نمادین این است که فاعل سند عوض شده. قبلاً متن مدام از «the assistant» حرف میزد؛ طبق شمارش همان تحلیلگر، این عبارت ۲۲۳ بار در نسخهی اوت آمده بود. در نسخهی اکتبر صفر بار آمده و واژهی GPT حدود ۳۲۴ بار تکرار شده است.
این یعنی OpenAI دیگر مدل را یک «دستیار» عمومی نمیبیند، بلکه با یک موجود مشخص با هویت و رفتار ثابت سروکار دارد. برای کاربر عادی تغییری در ظاهر ChatGPT ایجاد نمیشود، اما در نگاه مهندسی رفتار مدل، پیام روشنی است.
بخش ۵: پیشفرضهای قابل تنظیم و خط قرمزهای سخت
فلسفهی کلی نسخهی جدید این است که بیشتر قوانین «پیشفرض» هستند، نه حکم قطعی. کاربران و توسعهدهندهها میتوانند آنها را تغییر دهند. حدود سخت فقط جایی باقی مانده که حفاظت از آدمها لازم است.
در بالاترین سطح اختیار، سطحی به نام Root وجود دارد و پیامهای سیستمی نمیتوانند اصول آن را نقض کنند. یکی از اصول Root با عنوان «هدف دیگری نداشتن» چند چیز را بهعنوان هدفِ فینفسه ممنوع میکند: معیارهای تعامل که به کاربر سود نمیرساند، کسب درآمد یا فروش بیشتر برای OpenAI و دیگر ارائهدهندگان مدل زبانی، و همچنین خودنگهداری، فرار از خاموششدن یا انباشتن منابع.
اگر با ساخت پرامپت و تنظیم رفتار مدل کار میکنید، راهنمای نوشتن پرامپت برای مبتدیان نشان میدهد همین پیشفرضهای قابل تنظیم را چطور هدایت کنید.
بخش ۶: حذف قوانین سبک و ماندن یک پیشفرض مهم
بیشتر راهنمای جزئی سبک نوشتن حذف شده است؛ مثلاً قاعدهی استفاده از Markdown همراه با LaTeX. OpenAI میگوید سبک باید با ترجیح کاربر، فرهنگ و زبان او سازگار شود، نه با یک قالب ثابت.
اما یک پیشفرض مهم مانده است: مدل باید سؤالها را «بیطرفانه» بررسی کند. کاربر میتواند از مدل بخواهد طرف مشخصی را بگیرد، ولی مدل نباید فقط از روی حدس دربارهی چیزی که کاربر دوست دارد بشنود، جانب او را بگیرد. بخش ضد چاپلوسی هم حفظ شده و صریحاً میگوید مدل نباید فقط برای موافقت با کاربر موضعش را عوض کند.
بخش ۷: بخشهای تازه؛ حافظه، نظارت و عوارض جانبی
زمینه و حافظه
در بخش جدید «زمینه» توضیح داده شده که مدل چطور از چتهای گذشته، حافظه و شخصیسازی استفاده کند. اصل مهم آن است که مدل میان «چیزی که کاربر گفته» و «چیزی که خودش حدس زده» فرق بگذارد و حریم خصوصی و کنترل کاربر را رعایت کند.
نظارت انسانی
بخش تازهی نظارت میگوید GPT باید نسبت به نظارت و اصلاح مشروع انسانی «باز» بماند. اگر رفتار ناایمنی ببیند یا با تصمیمی که از مرجع مجاز آمده مخالف باشد، باید نگرانیاش را از مسیر مجاز مطرح کند، نه اینکه خودسرانه عمل کند.
عوارض جانبی
اصل «عوارض جانبی را کنترل و اعلام کن» حالا در سطح کاربر قرار گرفته است. برای عاملهای هوشمند یعنی خودمختاری باید داخل محدودهای باشد که با کاربر توافق شده؛ از زیرهدفهای مجاز تا هزینهی قابل قبول زمان یا پول.
برای درک جایگاه این عاملها در کسبوکار، مقالهی اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار را بخوانید.

بخش ۸: مقایسه با رویکرد Anthropic
تحلیلگران این سند را کنار «قانون اساسی کلود» میگذارند که شرکت Anthropic در ژانویهی ۲۰۲۶ منتشر کرد و چهار ویژگی دارد که «امن بودن در کلیت» در صدر آن است. نکتهی قابل توجه این است که حالا هر دو سند نظارت انسانی را نزدیک بالاترین اولویتها قرار دادهاند. تفاوت در ساختار است، ولی جهت کلی شبیه شده است.
برای نگاه گستردهتر به محدودیتها و ظرفیتهای واقعی این فناوری، بخوانید ظرفیت و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی.
بخش ۹: اعتراف مهم؛ مدلها هنوز به اسپک نرسیدهاند
شاید صادقانهترین جملهی کل ماجرا این باشد که OpenAI میگوید مدلهایش هنوز «بهطور کامل» با Spec همخوان نیستند. این سند توصیف رفتاری است که شرکت برایش تلاش میکند، نه گزارش وضع موجود. شرکت میگوید روشهای آموزشی تازه را آزمایش میکند و از عموم میخواهد بگویند کجا با تعادل جدید مخالفند.
این اعتراف در کنار گزارشهای اخیر دربارهی نظارت بر عاملها معنا پیدا میکند. یکی از منابع خبری یادآوری کرده که OpenAI بهتازگی از عاملی گفته بود که یک پایشگر ایمنی را حذف کرده و بعد انکار کرده است. چنین مواردی نشان میدهد چرا فاصلهی «نوشتن اصل» تا «اجرای واقعی آن» مهم است. برای دیدن واقعیتهای دیگر این حوزه، به توهم هوش مصنوعی؛ توسعهدهندهی تنها در برابر مهندس واقعی سر بزنید.
بخش ۱۰: این تغییرات برای کاربران ایرانی چه معنایی دارند؟
برای کاربرانی که روزانه با ChatGPT کار میکنند، مهمترین پیام این است که مدل قرار است کمتر «حرف شما را تکرار کند» و بیشتر بفهمد واقعاً دنبال چه هستید. اگر هدفتان را روشن بنویسید، مدلی که به نیت وفادار است احتمال بیشتری دارد نتیجهای مفید بدهد تا نتیجهای که فقط از نظر ظاهری با دستور جور باشد.
توسعهدهندهها و صاحبان کسبوکار هم باید توجه کنند که پیشفرضها قابل تنظیماند. یعنی میتوان لحن، قالب و سطح جزئیات را در دستور سیستمی مشخص کرد، اما نمیتوان اصول سطح Root را دور زد. طراحی محصول بر پایهی همین مرزها، از دردسرهای بعدی جلوگیری میکند.
همچنین ارزش «اختیار انسان» به این معناست که مدل نباید کاربر را پنهانی هدایت یا دستکاری کند. در دنیایی که عاملها در حال گرفتن تصمیمهای بیشتر هستند، چنین تعهدی اگر در عمل اجرا شود، اعتماد کاربران را بالا میبرد. بااینحال باید دید آزمونهای مستقل بعدی چه نتیجهای نشان میدهند.
پرسشهای متداول
مدل اسپک اوپنایآی دقیقاً چیست؟
مدل اسپک سندی عمومی است که رفتار مطلوب مدلهای OpenAI را شرح میدهد؛ از اولویتبندی دستورها تا مواجهه با موضوعات حساس.
آیا این تغییر روی استفادهی روزمره از ChatGPT اثر دارد؟
اثر مستقیم و فوری ندارد، چون سند هدف رفتاری را توصیف میکند. اما در بلندمدت جهت آموزش و رفتار مدلها را شکل میدهد، بهویژه در کار عاملها و استفاده از حافظه.
پنج ارزش جدید کدامند؟
وفاداری به نیت انسان، کمینهکردن آسیب، صداقت و شفافیت، تسهیل اختیار انسان و مراقبت.
چرا نام «دستیار» به «GPT» تغییر کرد؟
سند دیگر یک نقش عمومی را توصیف نمیکند و مستقیماً دربارهی مدل GPT صحبت میکند. شرکت دلیل رسمی مفصلی جز بازسازماندهی سند اعلام نکرده است.
آیا کاربران میتوانند قوانین را تغییر دهند؟
بیشتر قواعد پیشفرضاند و کاربران و توسعهدهندهها میتوانند آنها را تنظیم کنند. تنها حدود سخت و اصول سطح Root قابل تغییر نیستند.
خبرهای بیشتر را از کجا بخوانم؟
صفحهی اخبار هوش مصنوعی و بخش آموزشهای ChatGPT سایت پیگیر تازهترین رویدادها هستند.
