وقتی همه از قدرت هوش مصنوعی حرف میزنند، موج تازهای در کتابخانههای عمومی آمریکا شکل گرفته است: کلاسهایی که به مردم یاد میدهند چطور هوش مصنوعی را از گوشی و لپتاپشان بیرون کنند. این کارگاهها که تابستان ۲۰۲۶ ویروسی شدند، صندلیهای خالی کتابخانهها را پر کرده و فهرست انتظار ساختهاند. ماجرا فقط دربارهی خاموشکردن چند گزینه نیست؛ دربارهی بازپسگیری حس کنترل است.

لیست مطالب
۱) موجی که از قفسههای کتاب شروع شد
تصور رایج این است که مقاومت در برابر فناوری از دل جنبشهای سیاسی یا کمپینهای حقوق دیجیتال بیرون میآید. اما داستانی که تابستان ۲۰۲۶ در آمریکا شکل گرفت، از جای غیرمنتظرهای آغاز شد: میز مرجع کتابخانههای عمومی.
گزارش تککرانچ در ۲۵ ژوئیه ۲۰۲۶ نشان داد کتابدارانی در چند ایالت آمریکا کارگاههایی برگزار کردهاند که هدفشان آموزش «اجتناب از هوش مصنوعی» است؛ یعنی به مردم یاد میدهند چطور قابلیتهای هوش مصنوعی را که بدون اجازهی آنها روی دستگاههایشان فعال شده، شناسایی و خاموش کنند. استقبال از این کلاسها آنقدر زیاد بود که کتابداران خودشان هم غافلگیر شدند.
نکتهی مهم این است که این کارگاهها ضدفناوری نیستند. کتابداران آنها را ادامهی همان کاری میدانند که دهههاست انجام میدهند: آموزش سواد دیجیتال. تفاوت اینجاست که اینبار موضوع درس، نه یاد گرفتن یک ابزار تازه، بلکه یاد گرفتن روش خاموشکردن آن است.
۲) بنگورِ مین؛ وقتی صندلیها کم میآید
هانا سایرس، کتابدار کتابخانهی عمومی بنگور در ایالت مین، یکی از چهرههای اصلی این موج است. طبق گزارش تککرانچ، دو کارگاه نخست او با احتساب شرکتکنندگان آنلاین در زوم، هرکدام حدود ۷۰ نفر را جذب کرد؛ در حالی که ظرفیت حضوری روی ۳۰ نفر بسته شده بود و فهرست انتظار هم تشکیل شد.
سایرس دربارهی این استقبال گفته است: «چنین چیزی هرگز برای هیچکدام از کارهایی که انجام دادهام اتفاق نیفتاده بود. هیچوقت کسی به من ایمیل نزده بود که اسلایدهای کلاس مقدماتی کامپیوترت را برایم بفرست.» همین جمله شاید بهترین توصیف از فاصلهی میان انتظار و واقعیت باشد.
کتابخانهی عمومی بنگور در کنار این کارگاهها برنامههای دیگری هم دربارهی هوش مصنوعی، اطلاعات نادرست و انتخابهای دیجیتال برگزار کرده است؛ یعنی رویکرد آنها صرفاً «خاموش کن» نیست، بلکه «بفهم و بعد تصمیم بگیر» است.
۳) جنوب فیلادلفیا و کتابداری که ظرفیت را دو برابر کرد
در سوی دیگر، چارلی بیلی، کتابدار کتابخانهی جنوب فیلادلفیا، جلسهی مشابهی برگزار کرد. نخستین نشست او حدود بیستواندی شرکتکنندهی بزرگسال داشت و بهدلیل تقاضای بیشتر، برنامهی دومی هم به تقویم اضافه شد.
واکنش شبکههای اجتماعی از خود جلسه هم گویاتر بود: پست اینستاگرام کتابخانه دربارهی این کارگاه بیش از دو هزار لایک و حدود ۲۲۰ بازنشر گرفت، در حالی که پستهای معمول کتابخانهها معمولاً چند ده لایک میگیرند. این اختلاف چند دهبرابری نشان میدهد موضوع، عصب حساسی را لمس کرده است.
بیلی دربارهی انگیزهاش گفته است: «بهعنوان یک کتابدار، فکر میکنم مهم است که این را پیشبردِ سواد دیجیتال و کمک به مردم برای بازپسگیری خودمختاریشان ببینیم.» او همچنین گفته دیدن اینکه چه تعداد آدم این حس مشترک را دارند، حس خوبی به او داده است.

۴) در این کلاسها دقیقاً چه چیزی آموزش داده میشود؟
برخلاف تصور، محتوای این کارگاهها فنی و پیچیده نیست. ساختار کلی آنها سه بخش دارد:
توضیح سادهی سازوکار چتباتها
پیش از هر چیز، شرکتکنندگان یاد میگیرند مدلهای زبانی چطور کار میکنند: اینکه خروجی آنها پیشبینی آماری کلمهی بعدی است، نه بازیابی حقیقت از یک پایگاه داده. همین درک ساده باعث میشود کاربر بداند چرا نباید به هر پاسخ اعتماد کند. اگر میخواهید تصویر دقیقتری از این موضوع داشته باشید، مرور تواناییها و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی نقطهی شروع خوبی است.
خاموشکردن قابلیتهای پیشفرض
بخش عملی کلاس، آموزش گامبهگام غیرفعالکردن قابلیتهای هوش مصنوعی روی پلتفرمهای پرکاربرد است؛ از جمله خاموشکردن اپل اینتلیجنس روی آیفون و مک، و کنار گذاشتن جمینای در سرویسهای گوگل. نکتهی جذاب برای بسیاری از شرکتکنندگان این است که این گزینهها اصلاً وجود دارند و فقط پیدا کردنشان سخت است.
ترفند حذف نتایج هوش مصنوعی از جستوجو
یکی از پرتکرارترین آموزشهای این کلاسها، افزودن پارامتر &udm=14 به انتهای نشانی جستوجوی گوگل است؛ ترفندی که خلاصههای هوش مصنوعی را کنار میگذارد و نتیجهی جستوجو را به شکل کلاسیک ده لینک آبی برمیگرداند. همین یک ترفند کوچک، بارها در گزارشها بهعنوان محبوبترین بخش کلاس نام برده شده است.
۵) چرا مردم میخواهند هوش مصنوعی را خاموش کنند؟
شرکتکنندگان این کارگاهها معمولاً مخالف فناوری نیستند؛ بسیاری از آنها کاربران قدیمی گوشی هوشمند و اینترنتاند. آنچه آزارشان میدهد، شیوهی ورود هوش مصنوعی به زندگیشان است: بدون پرسش، بدون گزینهی انصراف روشن، و اغلب با یک بهروزرسانی خودکار.
دلایلی که در گزارشها بارها تکرار شدهاند، سه دستهاند: نگرانی دربارهی حریم خصوصی و اینکه چه دادههایی برای پردازش به سرورها میرود؛ نگرانی زیستمحیطی دربارهی مصرف انرژی و آب مراکز داده؛ و مهمتر از همه، حس از دست دادن کنترل روی دستگاهی که خودشان خریدهاند.
این احساس بیاختیاری، هستهی اصلی ماجراست. کاربر وقتی نمیتواند تصمیم بگیرد ابزارش چه کاری انجام دهد، رابطهاش با آن ابزار از همکاری به تحمل تغییر میکند. کتابداران دقیقاً همینجا وارد میشوند و به جای بحث ایدئولوژیک، یک راهحل عملی روی میز میگذارند.

۶) سواد دیجیتال یا فناوریهراسی؟
منتقدان میگویند آموزش «خاموشکردن» هوش مصنوعی، مردم را از ابزاری محروم میکند که در آینده به مهارتی پایه تبدیل خواهد شد. این نقد بیپایه نیست؛ در بازار کاری که اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار هر سال بیشتر میشود، بیبهره ماندن از این ابزارها میتواند هزینه داشته باشد.
اما استدلال کتابداران متفاوت است: انتخاب آگاهانه با اجتناب کور فرق دارد. کسی که میداند چطور یک قابلیت را خاموش کند، همانقدر هم میداند چطور آن را روشن کند. سواد دیجیتال یعنی توانایی تصمیمگیری، نه صرفاً توانایی استفاده. از این زاویه، این کلاسها دقیقاً همان کاری را میکنند که کتابخانهها همیشه کردهاند: دادن اطلاعات کافی برای انتخاب.
واقعیت میانه احتمالاً این است که هر دو مهارت لازم است. کاربری که هم بلد است پرامپت درست بنویسد و هم میداند کجا باید ابزار را کنار بگذارد، در موقعیت بهتری از کسی است که فقط یکی از این دو را بلد است.
۷) چرا شرکتها این قابلیتها را پیشفرض روشن میکنند؟
از نگاه شرکتهای بزرگ فناوری، فعال بودن پیشفرض یک تصمیم اقتصادی است. هر قابلیتی که کاربر باید خودش فعالش کند، معمولاً نرخ استفادهی بسیار پایینتری دارد. وقتی سرمایهگذاری در زیرساخت هوش مصنوعی به مقیاس دهها میلیارد دلار رسیده، شرکتها به نمایش دادن ارقام بزرگ استفاده نیاز دارند.
اما این استراتژی هزینهای هم دارد و کارگاههای کتابخانهای دقیقاً نمود همان هزینهاند: وقتی کاربر حس کند چیزی به او تحمیل شده، حتی اگر آن چیز مفید باشد، واکنش دفاعی نشان میدهد. تاریخ فناوری پر از نمونههایی است که در آنها اجبارِ نرم به مقاومت سازمانیافته انجامیده است.
برای درک بهتر بازیگران این میدان و انگیزههایشان، میتوانید نگاهی به پروندهی اوپنایآی چیست بیندازید و ببینید چطور رقابت میان غولها به فشار بر کاربر نهایی ترجمه میشود.
۸) این ماجرا برای کاربران فارسیزبان چه معنایی دارد؟
برای کاربر فارسیزبان، درس اصلی این ماجرا نه «هوش مصنوعی بد است» بلکه «تنظیمات را بشناس» است. بسیاری از قابلیتهای هوش مصنوعی در گوشیها و مرورگرها بهصورت پیشفرض روشناند و دادههایی را پردازش میکنند که کاربر لزوماً از آن خبر ندارد.
سه اقدام عملی که همین امروز میتوانید انجام دهید: نخست، منوی تنظیمات حریم خصوصی گوشی و مرورگرتان را یک بار کامل مرور کنید. دوم، مشخص کنید کدام سرویسها اجازهی استفاده از مکالمات شما برای آموزش مدل را دارند و در صورت تمایل آن را غیرفعال کنید. سوم، اگر خلاصههای هوش مصنوعی در جستوجو آزارتان میدهد، از همان ترفند سادهای که در این کلاسها آموزش داده میشود استفاده کنید.
در سوی مقابل، اگر تصمیم گرفتید از این ابزارها استفاده کنید، بهتر است آگاهانه استفاده کنید. مجموعهی آموزشهای چتجیپیتی برای همین هدف تدوین شده و تازهترین تحولات این حوزه هم در بخش اخبار هوش مصنوعی پیگیری میشود.
۹) جمعبندی روند؛ در ادامه چه انتظاری داشته باشیم؟
موج کارگاههای «اجتناب از هوش مصنوعی» احتمالاً به سرعتی که آمد فروکش نخواهد کرد، چون ریشهاش در یک نارضایتی ساختاری است، نه یک خبر گذرا. تا زمانی که شرکتها گزینهی انصراف روشن و در دسترس ارائه نکنند، تقاضا برای این نوع آموزش باقی میماند.
سناریوی محتملتر این است که خود شرکتها بهتدریج کنترلهای دقیقتری اضافه کنند؛ همانطور که در مورد ردیابی تبلیغاتی و اعلانها هم سرانجام اتفاق افتاد. تا آن روز، کتابخانهی محله نقشی را بازی میکند که هیچکس انتظارش را نداشت: میدان آموزشِ بازپسگیری کنترل.
پرسشهای پرتکرار دربارهی کلاسهای اجتناب از هوش مصنوعی
این کارگاهها دقیقاً کجا برگزار میشوند؟
گزارشهای منتشرشده به کتابخانهی عمومی بنگور در ایالت مین و کتابخانهی جنوب فیلادلفیا اشاره کردهاند. طبق گزارشها، کتابخانههای دیگری هم پس از ویروسی شدن این خبر برنامههای مشابهی را در دستور کار قرار دادهاند.
آیا شرکت در این کلاسها یعنی باید کلاً از هوش مصنوعی دور شد؟
خیر. کتابداران برگزارکننده تأکید کردهاند هدفشان افزایش سواد دیجیتال و بازگرداندن حق انتخاب به کاربر است، نه تشویق به کنار گذاشتن کامل فناوری.
ترفند حذف خلاصههای هوش مصنوعی از گوگل چیست؟
افزودن پارامتر &udm=14 به انتهای نشانی صفحهی نتایج جستوجو، خلاصههای هوش مصنوعی را کنار میگذارد و فهرست کلاسیک لینکها را نمایش میدهد. این ترفند نیازی به نصب هیچ افزونهای ندارد.
چرا استقبال از این کلاسها اینقدر زیاد بوده است؟
بر پایهی گزارشها، سه دلیل اصلی مطرح شده است: نگرانی دربارهی حریم خصوصی، نگرانی دربارهی مصرف انرژی مراکز داده، و مهمتر از همه احساس از دست رفتن کنترل روی دستگاه شخصی.
آیا مشابه این کلاسها برای کاربران فارسیزبان هم وجود دارد؟
تاکنون گزارش رسمی از برگزاری چنین کارگاههایی به زبان فارسی منتشر نشده است؛ اما همان محتوا از طریق راهنماهای آنلاین و آموزشهای تنظیمات حریم خصوصی قابل دنبال کردن است.
