یکی از شناختهشدهترین پلتفرمهای مدیریت کار جهان، یکپنجم نیرویش را کنار گذاشت تا خودش را دوباره حول هوش مصنوعی بسازد. مدیران شرکت میگویند این تصمیم برای کاهش هزینه نبوده، اما همزمان پیشبینی حاشیه سود را بالا بردهاند. این تناقض ظاهری، دقیقاً همان چیزی است که ماجرا را خواندنی میکند. در این گزارش، عددها، ادعاها و تصویر بزرگتر بازار کار را کنار هم میگذاریم.

لیست مطالب
۱) چه اتفاقی افتاد؟ روایت خشک ماجرا
در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶، شرکت Monday.com اعلام کرد ۶۳۰ نفر از کارکنانش را کنار میگذارد. این رقم حدود ۲۰ درصد از کل نیروی کار شرکت است؛ یعنی از هر پنج نفر، یک نفر.
توضیح رسمی شرکت این بود که میخواهد به «مدل عملیاتی سبکتر و متمرکزتر» برسد و تمرکزش را روی پلتفرم کاری مبتنی بر هوش مصنوعی بگذارد. طبق گزارشها، حدود ۳۵۰ نفر از افراد کنارگذاشتهشده در دفتر مرکزی شرکت در تلآویو مستقر بودهاند.
هزینهی این بازسازی هم اعلام شده است: مجموع بار مالی آن میان ۴۵ تا ۵۵ میلیون دلار برآورد شده که بخش عمدهی آن به پرداختهای پایان کار و مزایا و بخشی هم به کاهش ارزش دفاتر مربوط میشود.
۲) تناقضی که همه به آن اشاره کردند
مدیران ارشد شرکت در بیانیهای صریح گفتند: «این تصمیم برای کاهش هزینه یا جایگزینی افراد با هوش مصنوعی گرفته نشد. ما پذیرش داخلی هوش مصنوعی را شتابدهندهی رشدمان میدانیم.»
اما در همان بازه، شرکت پیشبینی حاشیه سود عملیاتی سال ۲۰۲۶ خود را از ۱۳ درصد به ۱۵ درصد افزایش داد، در حالی که پیشبینی رشد درآمد را در همان محدودهی پیشین نگه داشت. به زبان ساده: درآمد قرار است مثل قبل رشد کند، اما سود بیشتری از آن باقی بماند. این دقیقاً همان الگویی است که از کاهش هزینهی نیروی انسانی انتظار میرود.
این تناقض ظاهری لزوماً به معنای نادرست بودن ادعای مدیران نیست. ممکن است هر دو گزاره همزمان درست باشند: شرکت واقعاً بخواهد ساختارش را حول محصولات عاملی بازطراحی کند و همین بازطراحی بهطور طبیعی هزینهها را هم پایین بیاورد. اما فاصلهی میان روایت رسمی و عدد صورت مالی، چیزی است که هر تحلیلگری آن را میبیند.
۳) چرا یک شرکت در حال رشد نیرو کم میکند؟
نکتهی غیرمنتظرهی این خبر آن است که Monday.com شرکتی در حال افت درآمد نیست. طبق ارقام منتشرشده، درآمد فصل نخست ۲۰۲۶ این شرکت ۳۵۱.۳ میلیون دلار و رشد آن نسبت به سال پیش حدود ۲۴ درصد بوده است. نرخ نگهداشت دلاری مشتریان هم بالای ۱۰۰ درصد گزارش شده؛ یعنی مشتریان فعلی سالبهسال بیشتر خرج میکنند.
پاسخ را باید در بازار سهام جستوجو کرد، نه در صورت سود و زیان. سهام این شرکت در سال ۲۰۲۶ بیش از ۵۰ درصد سقوط کرده و طبق گزارشها ارزش بازار آن بهشدت از اوج خود فاصله گرفته است. سرمایهگذاران نگراناند که پلتفرمهای مدیریت کار، خودشان قربانی بعدی هوش مصنوعی باشند.
وقتی بازار به یک شرکت برچسب «قربانی احتمالی» میزند، مدیریت دو انتخاب دارد: یا ثابت کند که برندهی این موج است، یا تماشا کند که ارزشش آب میرود. کنار گذاشتن ۲۰ درصد نیرو و اعلام تمرکز کامل بر هوش مصنوعی، تلاشی برای تغییر همین روایت است.

۴) پلتفرم کاری هوش مصنوعی؛ دقیقاً چه چیزی؟
محصولی که شرکت روی آن شرط بسته، ترکیبی از چند قطعه است: یک ابزار ساخت اپلیکیشن بدون کدنویسی، عاملهای هوش مصنوعی قابل سفارشیسازی، خودکارسازی گردش کار، و چتباتی که میتواند کارهایی مانند ساخت گزارش و بهروزرسانی داشبورد را انجام دهد.
طبق گزارشها، عاملهای فعلی شرکت بیشتر روی حوزهی فروش و مدیریت ارتباط با مشتری متمرکزند. زیرساخت دادهای تازهای هم برای پشتیبانی از این حجم پردازش معرفی شده است.
مسئله اینجاست که رقبای بزرگتر زودتر وارد این میدان شدهاند. طبق گزارشها، پلتفرم عاملی سیلزفورس دهها هزار استقرار و درآمد سالانهی صدها میلیون دلاری ثبت کرده است. یعنی Monday.com نه در یک زمین خالی، بلکه در بازاری وارد شده که غولها پیشاپیش در آن جا خوش کردهاند.
۵) الگویی که فقط مربوط به یک شرکت نیست
این ماجرا یک استثنا نیست. طبق گزارشها، در سال ۲۰۲۶ بیش از بیست شرکت بزرگ فناوری اخراجهای گستردهای داشتهاند که در توضیح آنها مستقیماً به هوش مصنوعی اشاره شده است. حجم کل مشاغل فناوری حذفشده در این سال، طبق برآوردها، از مرز صد هزار گذشته است.
الگوی مشترک این موارد جالب است: شرکتها معمولاً نمیگویند «هوش مصنوعی جای این افراد را گرفت». آنها میگویند «ما داریم حول هوش مصنوعی بازسازی میشویم». تفاوت این دو جمله بیشتر حقوقی و ارتباطی است تا واقعی؛ نتیجه برای کارمند کنارگذاشتهشده یکسان است.
پیشتر هم نمونههای مشابهی دیده شده بود؛ برای نمونه در پروندهی هوش مصنوعی و بازار کار ۲۰۲۶ که در آن یک شرکت نرمافزاری بیپرده هوش مصنوعی را دلیل تعدیل نیرو اعلام کرد. مقایسهی این دو روایت نشان میدهد شفافیت در بیان دلیل، خودش به یک انتخاب راهبردی تبدیل شده است.
۶) آیا هوش مصنوعی واقعاً جای این ۶۳۰ نفر را میگیرد؟
پاسخ کوتاه: نه به آن شکلی که در عنوانهای خبری تصویر میشود. آنچه در عمل اتفاق میافتد، جایگزینی یکبهیک نیست، بلکه بازتعریف ساختار است.
وقتی بخشی از کارهای تکرارشونده — تهیهی گزارش، بهروزرسانی وضعیت، پاسخ به پرسشهای تکراری مشتری — به ابزارهای خودکار سپرده میشود، نیاز به لایهی میانی هماهنگی کاهش پیدا میکند. حذف نیرو معمولاً از همین لایه شروع میشود، نه از متخصصان اصلی.
در سوی مقابل، همین تحول تقاضا برای نقشهای تازهای میسازد: طراحی و نظارت بر عاملها، ارزیابی کیفیت خروجی، و مدیریت ریسک. اما این نقشها نه به همان تعداداند و نه لزوماً به همان افراد میرسند. برای درک بهتر این تصویر، مرور اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار کمککننده است.

۷) درسی که برای شاغلان دارد
واکنش طبیعی به چنین خبرهایی اضطراب است، اما اضطراب استراتژی نیست. چند نکتهی عملی از دل این پرونده بیرون میآید.
نخست، نقشهایی بیشتر در معرضاند که خروجیشان استاندارد، تکرارشونده و قابل توصیف با قاعده باشد. هرچه کارتان به قضاوت در شرایط مبهم، مذاکره یا مسئولیتپذیری نزدیکتر باشد، جایگزینیاش سختتر است.
دوم، مهارت کار کردن با این ابزارها بهسرعت از مزیت به انتظار پایه تبدیل میشود. کسی که بتواند خروجی مفیدی از یک مدل بگیرد، بهرهوریاش چند برابر میشود؛ چیزی که در راهنمای پرامپتنویسی و مجموعهی آموزشهای چتجیپیتی گامبهگام توضیح داده شده است.
سوم، لازم است میان قابلیت واقعی و تبلیغات تفکیک قائل شوید. بخش بزرگی از آنچه امروز بهعنوان جایگزینی کامل انسان معرفی میشود، در عمل به بازبینی انسانی نیاز دارد؛ موضوعی که در تحلیل توهم هوش مصنوعی؛ توسعهدهندهی تنها در برابر مهندس واقعی بررسی شده است.
۸) این خبر برای کسبوکارهای فارسیزبان چه پیامی دارد؟
برای شرکتهای کوچک و متوسط، درس اصلی این نیست که باید نیرو کم کنند. درس این است که ساختار کار در حال تغییر است و بهتر است این تغییر را زودتر و در مقیاس کوچک آزمود.
مسیر منطقی معمولاً از خودکارسازی کارهای پرتکرار و کمریسک شروع میشود: پاسخ اولیه به مشتری، تهیهی پیشنویس گزارش، دستهبندی درخواستها. هر یک از اینها بدون تغییر ساختار سازمانی قابل اجرا هستند و اثرشان قابل اندازهگیری است.
نکتهی مهم دیگر پرهیز از تصمیم شتابزده است. Monday.com شرکتی با درآمد چند صد میلیون دلاری و تیم تحلیل داخلی است و باز هم تصمیمش با تردید تحلیلگران روبهرو شده. کپی کردن چنین تصمیمی بدون دادهی داخلی، ریسک بالایی دارد. برای پیگیری تحولات این حوزه میتوانید بخش اخبار هوش مصنوعی را دنبال کنید.
۹) جمعبندی روند؛ در ادامه چه انتظاری داشته باشیم؟
پروندهی Monday.com نمونهی فشردهای از وضعیت صنعت نرمافزار در ۲۰۲۶ است: رشد درآمد ادامه دارد، اما بازار به آیندهی مدل کسبوکار مشکوک شده و شرکتها با بازسازی سریع تلاش میکنند این تردید را برطرف کنند.
معیار قضاوت دربارهی موفقیت این تصمیم، چند فصل آینده است: اگر درآمد ناشی از محصولات عاملی رشد معناداری نشان دهد، این بازسازی موفق ارزیابی میشود؛ اگر نه، ۶۳۰ شغل حذفشده صرفاً هزینهای بوده که برای آرام کردن بازار پرداخت شده است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی اخراجهای Monday.com
چند نفر و چه زمانی از کار برکنار شدند؟
شرکت در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ اعلام کرد ۶۳۰ نفر معادل حدود ۲۰ درصد نیروی کارش را کنار میگذارد. طبق گزارشها حدود ۳۵۰ نفر از آنها در دفتر مرکزی تلآویو بودهاند.
آیا واقعاً هوش مصنوعی جای این افراد را گرفته است؟
مدیران شرکت این را رد کردهاند و گفتهاند تصمیم برای کاهش هزینه یا جایگزینی افراد نبوده است. اما افزایش همزمان پیشبینی حاشیه سود عملیاتی از ۱۳ به ۱۵ درصد، این ادعا را در نگاه تحلیلگران محل بحث کرده است.
وضعیت مالی شرکت چگونه است؟
درآمد همچنان در حال رشد گزارش شده است؛ اما سهام شرکت در سال ۲۰۲۶ بیش از ۵۰ درصد افت کرده و همین فشار بازار، محرک اصلی این بازسازی بهشمار میرود.
آیا این اتفاق در شرکتهای دیگر هم تکرار شده است؟
بله. طبق گزارشها بیش از بیست شرکت بزرگ فناوری در سال ۲۰۲۶ اخراجهایی داشتهاند که در توضیحشان به بازسازی حول هوش مصنوعی اشاره شده است.
چه کسانی بیشتر در معرض این تغییراتاند؟
بر پایهی الگوهای مشاهدهشده، نقشهایی که خروجی استاندارد و تکرارشونده دارند بیشتر در معرضاند؛ در حالی که نقشهای نیازمند قضاوت در شرایط مبهم و پذیرش مسئولیت، دیرتر تحت تأثیر قرار میگیرند.
