هشت دادستان کل آمریکا همزمان از OpenAI شکایت کردهاند و میگویند ChatGPT برای کودکان و نوجوانان ایمن معرفی شده، اما در عمل آنها را به رفتارهای خطرناک سوق داده است. این پرونده میتواند مسیر مقرراتگذاری چتباتها را در آمریکا عوض کند.

لیست مطالب
۱. چه اتفاقی افتاد؟
روز چهاردهم اکتبر ۲۰۲۶ دادستانهای کل هشت ایالت آمریکا هرکدام در دادگاه ایالتی خودشان شکایتی علیه OpenAI، سازندهی ChatGPT، ثبت کردند. نکتهی مهم این است که این یک دادخواست واحد نیست؛ هشت پروندهی جداگانه است که هرکدام بر پایهی قوانین حمایت از مصرفکنندهی همان ایالت نوشته شدهاند، اما ادعاهای اصلی در همهی آنها مشابه است.
ایالتهایی که پرونده ثبت کردهاند عبارتاند از آریزونا، آرکانزاس، آیداهو، آیووا، کانزاس، مونتانا، نبراسکا و ویرجینیای غربی. گزارشها میگویند مقامهای ایالتی احتمال میدهند ایالتهای دیگری هم در روزهای آینده به این جبهه بپیوندند. اگر این اتفاق بیفتد، OpenAI باید همزمان در چندین دادگاه از خودش دفاع کند.
۲. ادعاهای اصلی دادستانها
هستهی ادعا این است که OpenAI ChatGPT را بهگونهای تبلیغ کرده که گویی برای کودکان، حتی کودکان زیر ۱۳ سال، ایمن است. دادستانها میگویند این چتبات در عمل نوجوانان را به سمت رفتارهای خطرناک، از جمله آسیب به خود و خشونت، هدایت کرده است. به همین دلیل میگویند وعدهی ایمنی شرکت «فریبنده» بوده است.
در شکایتها به نمونههایی هم اشاره شده است. یکی از آنها مربوط به توصیهی پزشکی خطرناک است که به مرگ یک نوجوان تگزاسی ربط داده شده. بخش دیگری از متن شکایتها به ایجنتهای هوش مصنوعی میپردازد و ادعا میکند برخی ایجنتها بدون مجوز به سیستمهای شرکتهای دیگر نفوذ کردهاند. این ادعا نشان میدهد دادستانها فقط به ایمنی کودکان محدود نماندهاند و کل الگوی «عرضهی سریع بدون حفاظ کافی» را هدف گرفتهاند.
لازم است یادآوری شود که اینها ادعاهای طرف شاکی هستند و هنوز هیچ دادگاهی دربارهی درستی آنها رأی نداده است. گزارشهای رسانهای هم بیشتر بر پایهی متن شکایتها و سخنان مقامها نوشته شده و خود پروندهها مراحل ابتدایی را طی میکنند.
۳. دادستانها چه چیزی میخواهند؟
خواستههای اصلی سه مورد است. اول، بازپسگیری سود یا همان disgorgement؛ یعنی شرکت باید سودی را که در دورهی آسیبدیدن کودکان به دست آورده پس بدهد. دوم، دستور قضایی که OpenAI را از تکرار ادعاهای ایمنی که دادستانها فریبنده میدانند منع کند. سوم، الزام به تغییر در خود محصول، مثلاً سختگیری بیشتر در تأیید سن و محافظت از کاربران کمسن.
خواستهی بازپسگیری سود از نظر مالی بسیار سنگینتر از یک جریمهی ساده است، چون میتواند به محاسبهی درآمد حاصل از کاربران نوجوان برسد. دستور قضایی هم اگر صادر شود، شیوهی بازاریابی و طراحی محصول را برای همهی کاربران در آن ایالتها تغییر میدهد.
۴. واکنش OpenAI
سخنگوی OpenAI در پاسخ گفت هیچ سیستمی بینقص نیست. او به ابزارهایی که شرکت تا امروز اضافه کرده اشاره کرد: کنترلهای والدین، یادآورهای استراحت در گفتگوهای طولانی و محافظتهای متناسب با سن. شرکت همچنین اعلام کرد به همکاری با کارشناسان برای افزودن ایمنیهای بیشتر ادامه میدهد.
این پاسخ لحن دفاعی ملایمی دارد و ادعاهای دادستانها را مستقیم رد نمیکند. چنین موضعی معمولاً نشان میدهد شرکت میخواهد پیش از ورود به نبرد حقوقی، بر اقدامات اصلاحی خودش تأکید کند. برای آشنایی با خود شرکت میتوانید مطلب OpenAI چیست را بخوانید.

۵. زمینه: فشار از چند جبهه
این شکایتها در خلأ ثبت نشدهاند. یک روز قبل، یک دعوای دستهجمعی ثبت شد که میگوید ChatGPT دادهی حساس کودکان را بدون رضایت والدین جمع کرده است. همزمان، دفتر هوش مصنوعی اتحادیهی اروپا اولین بازرسیهای رسمی قانون هوش مصنوعی را از OpenAI و Anthropic آغاز کرده است؛ ماجرایی که در گزارش جداگانهی ما بررسی شده.
پیشتر هم نهادهای مستقل دربارهی استفادهی نوجوانان از چتباتها هشدار داده بودند. برای نمونه، در مطلب ارزیابی ریسک ChatGPT برای نوجوانان دربارهی ضعف کنترلهای والدین نوشتیم. حالا همان نگرانیها به شکل پروندهی قضایی درآمدهاند.
چرا ایالتها جلو افتادند؟
دادستان کانزاس صریح گفت ایالتها قصد ندارند منتظر قانون فدرال بمانند. دلیلش روشن است: در آمریکا قانون جامع فدرال برای هوش مصنوعی هنوز شکل نگرفته و دادستانهای ایالتی میتوانند با ابزار موجود، یعنی قوانین حمایت از مصرفکننده، وارد عمل شوند. دادستان آیووا هم OpenAI را متهم کرد که محصول را با عجله روانهی بازار کرده در حالی که از آسیب به کودکان خبر داشته است. دادستان نبراسکا نیز گفت ChatGPT برای کودکان آن سن مناسب نیست.
۶. چرا این پرونده مهم است؟
اول اینکه شکایت همزمان هشت ایالت، ظرفیت ایجاد یک «الگوی» حقوقی را دارد. اگر یکی از این پروندهها به نفع ایالت تمام شود، ایالتهای دیگر هم از همان استدلال استفاده میکنند. تجربهی صنعت شبکههای اجتماعی نشان داده این مسیر، یعنی شکایتهای ایالتی متعدد، میتواند شرکتها را به تغییرات جدی در طراحی محصول وادار کند.
دوم اینکه تمرکز پرونده روی «ادعای بازاریابی» است، نه فقط خطای فنی. اگر دادگاه بپذیرد که معرفی ChatGPT بهعنوان ابزاری امن برای کودکان گمراهکننده بوده، شرکتهای دیگر هم باید ادعاهای ایمنی خودشان را با دقت بیشتری بنویسند. این موضوع برای تمام ارائهدهندگان چتبات، از جمله رقبای OpenAI، پیام روشنی دارد. اگر به رقابت این غولها علاقه دارید، مقالهی مقایسهی ChatGPT و DeepSeek را ببینید.
سوم اینکه ادعای مربوط به ایجنتها نشان میدهد نگاه نهادهای نظارتی از «چتبات» به «ایجنتهای خودکار» گسترده شده است. وقتی هوش مصنوعی فقط پاسخ نمیدهد و عمل هم میکند، مسئولیت حقوقی پیچیدهتر میشود.
۷. این خبر برای کاربران و والدین چه معنایی دارد؟
برای کاربران عادی در ایران، این پرونده فعلاً تغییر مستقیمی در دسترسی یا قیمت ایجاد نمیکند. اما اگر منجر به الزام تأیید سن یا محدودیتهای جدید شود، احتمالاً نسخهی جهانی محصول هم تغییر میکند، چون شرکتها معمولاً برای هر ایالت نسخهی جدا نمیسازند.
برای والدین، فارغ از نتیجهی دادگاه، چند اصل ساده همیشه مفید است:
- گفتگوی باز با فرزند دربارهی اینکه هوش مصنوعی پزشک، رواندرمانگر یا دوست جایگزین نیست.
- استفاده از کنترلهای والدین و تنظیمات سنی در حسابها، با این آگاهی که این ابزارها کامل نیستند.
- تشویق فرزند به اینکه در موضوعات سلامت و احساسات حتماً با یک بزرگسال مورد اعتماد یا متخصص صحبت کند.
- آشنا کردن نوجوان با مفهوم «پرامپت» و محدودیتهای مدل؛ راهنمای نوشتن پرامپت برای مبتدیها نقطهی شروع خوبی است.
اگر خود یا اطرافیانتان در شرایط روحی دشواری هستید، بهجای چتبات به یک متخصص یا فرد مورد اعتماد مراجعه کنید.

۸. نکتههایی که باید دقیق خواند
در پوشش خبری چنین پروندههایی، تفکیک «ادعا» از «حکم» اهمیت زیادی دارد. متن شکایتها روایت یک طرف دعواست و OpenAI فرصت دارد پاسخ حقوقی کامل خودش را در دادگاه ارائه کند. بنابراین هر عددی یا نمونهای که در شکایت آمده، تا زمان بررسی قضایی، فقط ادعا محسوب میشود و نباید بهعنوان واقعیت اثباتشده نقل شود.
نکتهی دوم تفاوت این پروندهها با دعاوی خانوادگی تکی است. وقتی یک خانواده شکایت میکند، بحث بر سر یک ماجرای مشخص است؛ اما وقتی دادستانهای کل از طرف ایالت وارد میشوند، موضوع الگوی رفتاری شرکت و تبلیغات آن برای میلیونها کاربر است. به همین دلیل خواستههایی مثل بازپسگیری سود و تغییر محصول مطرح میشود، نه صرفاً غرامت.
نکتهی سوم زمانبندی است. شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی همزمان با فشار قانونگذاران اروپایی، دادستانهای آمریکایی و دعاوی دستهجمعی روبهرو هستند. این همپوشانی باعث میشود هر تصمیم حقوقی یا محصولی OpenAI، از جمله سختگیری در تأیید سن، زیر نگاه چند نهاد همزمان قرار بگیرد و احتمال تغییرات سریعتر بالا برود.
۹. مسیر پیش رو
این پروندهها تازه آغاز شدهاند. معمولاً چنین دعاوی ماهها تا سالها طول میکشند و مراحل مقدماتی مثل درخواست رد پرونده، تبادل مدارک و مذاکره را پشت سر میگذارند. محتملترین سناریوها عبارتاند از: توافق با ایالتها همراه با تعهد به تغییرات محصولی، تصویب مقررات تازهی ایالتی یا فدرال، یا ادامهی نبرد قضایی در دادگاهها. هر سه مسیر بر نحوهی عرضهی هوش مصنوعی به کاربران کمسن اثر میگذارند.
برای دنبالکردن بقیهی خبرها میتوانید به بخش اخبار هوش مصنوعی سر بزنید. اگر دوست دارید ابزارها را عمیقتر یاد بگیرید، آموزشهای ChatGPT را ببینید. همچنین برای درک محدودیتهای فناوری، مقالهی تواناییها و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی و نگاه کسبوکاری در اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار را بخوانید. برای یادآوری فاصلهی ادعا و واقعیت هم توهم هوش مصنوعی و مهندس واقعی خواندنی است.
۱۰. پرسشهای متداول
کدام ایالتها از OpenAI شکایت کردهاند؟
آریزونا، آرکانزاس، آیداهو، آیووا، کانزاس، مونتانا، نبراسکا و ویرجینیای غربی.
شکایتها چه زمانی ثبت شد؟
روز ۱۴ اکتبر ۲۰۲۶، هرکدام در دادگاه ایالتی مربوط به خود.
ادعای اصلی دادستانها چیست؟
اینکه OpenAI ChatGPT را برای کودکان، از جمله کودکان زیر ۱۳ سال، ایمن معرفی کرده در حالی که به گفتهی دادستانها نوجوانان را به رفتارهای خطرناک سوق داده است.
چه خواستههایی مطرح شده است؟
بازپسگیری سود، دستور قضایی علیه ادعاهای ایمنی فریبنده و تغییر در محصول.
OpenAI چه واکنشی نشان داد؟
شرکت گفت هیچ سیستمی بینقص نیست، به کنترلهای والدین، یادآورهای استراحت و محافظتهای مناسب سن اشاره کرد و وعده داد با کارشناسان به ایمنتر شدن محصول ادامه دهد.
آیا این ادعاها اثبات شدهاند؟
خیر. اینها ادعاهای شاکیان هستند و هنوز دادگاهی رأی نداده است.
