رمزگشایی انیگما با هوش مصنوعی: وقتی GPT-6 Astra و Claude Opus 5 راز هفتادسالهٔ جنگ را برملا کردند

اخبار · هوش مصنوعی

دو مدل رقیب هوش مصنوعی، بدون آنکه بدانند طرف مقابل هم مشغول همین کار است، دو پیام رمزی برجا‌مانده از جنگ جهانی دوم را که دهه‌ها هیچ کارشناسی نتوانسته بود بخواند، رمزگشایی کردند.

چکیده. شرکت OpenAI با مدل تازه‌اش GPT-6 Astra و آزمایشگاه Anthropic با Claude Opus 5، هرکدام جداگانه، یکی از پیام‌های رمزگذاری‌شده با دستگاه انیگمای ارتش نازی در جنگ جهانی دوم را شکستند؛ یکی از این پیام‌ها از سال ۲۰۰۵ بدون پاسخ مانده بود. فرود ویرود، نگهدارندهٔ آرشیو معتبر Crypto Cellar، هر دو نتیجه را تأیید کرده، هرچند تأکید دارد این رمزگشایی‌ها بدون راهنمایی و دانش تخصصی انسان ممکن نبود.

مدل هوش مصنوعی GPT-6 Astra در حال رمزگشایی پیام رمزنگاری‌شده با دستگاه انیگمای ارتش نازی در جنگ جهانی دوم

۱. ماجرا از کجا شروع شد؟

دستگاه انیگما یکی از پیچیده‌ترین سامانه‌های رمزنگاری مکانیکی-الکتریکی بود که ارتش آلمان نازی در جنگ جهانی دوم برای مخفی نگه‌داشتن ارتباطات نظامی خود از آن استفاده می‌کرد. شکستن رمز انیگما توسط ریاضی‌دان بریتانیایی آلن تورینگ و همکارانش در بلچلی پارک، یکی از مهم‌ترین دستاوردهای علمی قرن بیستم به شمار می‌رود و نقش بزرگی در پایان‌دادن سریع‌تر به جنگ داشت. با این حال، هزاران پیام رمزی از آن دوران هرگز رمزگشایی نشدند و برخی از آن‌ها تا همین امروز در آرشیوهای تاریخی خاک می‌خورند. داستان تازه از جایی آغاز شد که یک توسعه‌دهندهٔ نرم‌افزار به‌نام Carter Leffen تصمیم گرفت مدل تازهٔ OpenAI یعنی GPT-6 Astra را با یک چالش واقعی و بسیار دشوار محک بزند: پیدا کردن و رمزگشایی یکی از پیام‌های باقی‌ماندهٔ جنگ جهانی دوم که هنوز خوانده نشده بود. برای این کار، پایگاه‌دادهٔ تاریخی و معتبر Crypto Cellar -که سال‌هاست اسناد و پیام‌های رمزی نظامی آلمان نازی را گردآوری و آرشیو می‌کند- منبع اصلی مدل قرار گرفت. نکته‌ای که این آزمایش را از تست‌های معمول هوش مصنوعی متمایز می‌کند، این است که هیچ داده‌ی از پیش آماده‌شده‌ای در اختیار مدل قرار نگرفت؛ مدل باید خودش پیام مناسب را انتخاب می‌کرد، پیشینهٔ آن را پیدا می‌کرد و روش رمزگشایی را طراحی می‌کرد.

۲. مدل GPT-6 Astra چطور پیام شمارهٔ ۱۷۲ را شکست؟

مدل هوش مصنوعی OpenAI از میان ده‌ها پیام حل‌نشدهٔ باقی‌مانده، پیامی با شمارهٔ ۱۷۲ و نشان فراخوان MVUEH را به‌عنوان امیدوارکننده‌ترین گزینه انتخاب کرد. این مدل با جست‌وجو در آرشیوهای دیجیتال، به عبارت تکراری «ROSENOW ROSENOW» -نام یک منطقه- برخورد کرد و آن را به‌عنوان یک سرنخ متنی یا اصطلاحاً «کریب» شناسایی کرد. کریب در دنیای رمزنگاری کلاسیک به بخشی از متن اصلی گفته می‌شود که از قبل حدس زده یا شناخته شده و می‌تواند نقطهٔ شروع رمزگشایی باشد. سپس مدل با نوشتن کدهای اختصاصی به زبان‌های پایتون و سی‌پلاس‌پلاس، یک شبیه‌ساز کامل از دستگاه رمزنگاری انیگما و همچنین دستگاه رمزیاب تاریخی موسوم به Bombe ساخت و با اجرای این شبیه‌سازی، کلید رمزنگاری روزانه را بازسازی کرد. نتیجه، بازیابی کامل متن اصلی پیام ۱۷۲ بود؛ کاری که برای آموزش بیشتر می‌توانید سری آموزشی آموزش‌های ChatGPT در مرچت‌جی‌پی‌تی را هم دنبال کنید تا با نحوهٔ کار مدل‌های استدلالی بیشتر آشنا شوید.

۲.۱. چرا این روش اهمیت دارد؟

روشی که مدل Astra در پیش گرفت، دقیقاً همان الگویی است که رمزشناسان انسانی در دوران جنگ و پس از آن دنبال می‌کردند: پیدا کردن یک سرنخ متنی، ساخت ابزار محاسباتی برای آزمودن حالت‌های ممکن، و در نهایت تأیید نتیجه با منطق زبانی. تفاوت اصلی اینجاست که مدل هوش مصنوعی این مراحل را در عرض تقریباً دو روز طی کرد، در حالی که به گفتهٔ فرود ویرود، انجام همین کار برای یک پژوهشگر انسانی معمولاً هفته‌ها یا حتی ماه‌ها زمان می‌برد.

هوش مصنوعی Claude Opus 5 ساخته‌ی Anthropic در حال تحلیل و رمزگشایی یک پیام رمزی نظامی از جنگ جهانی دوم

۳. نقش Claude Opus 5 و امضای یک افسر آلمانی

چند روز پس از موفقیت مدل OpenAI، این‌بار آزمایشگاه رقیب یعنی Anthropic وارد میدان شد. یک کارشناس امنیت سایبری به‌نام Jack Willis با استفاده از مدل Claude Opus 5 سراغ یک پیام دیگر رفت: پیامی ۶۳ حرفی و مربوط به ژوئیهٔ سال ۱۹۴۱ که در آرشیو با شناسهٔ ۲۰۵ یا ۲۸۵ و نشان فراخوان FMNGI ثبت شده بود. نقطهٔ ورود این‌بار امضای شناخته‌شدهٔ یکی از افسرهای ارتش آلمان بود؛ عبارتی که به‌عنوان کریب دوم عمل کرد و به مدل کمک کرد کلید صحیح را در میان میلیون‌ها حالت ممکن پیدا کند. برخلاف مورد Astra، این رمزگشایی به دخالت و راهنمایی مستقیم‌تری از سوی متخصص انسانی نیاز داشت؛ موضوعی که خود گویای تفاوت در سبک کار دو مدل و دو تیم است.

۴. چرا تأیید فرود ویرود این‌قدر مهم است؟

فرود ویرود یکی از شناخته‌شده‌ترین چهره‌های حوزهٔ رمزنگاری تاریخی است و پایگاه‌دادهٔ Crypto Cellar که او نگهداری می‌کند، مرجع اصلی محققان مستقل و دانشگاهی برای بررسی اسناد رمزی جنگ جهانی دوم به شمار می‌رود. تأیید او روی هر دو رمزگشایی، اعتبار علمی قابل‌توجهی به این دستاورد می‌دهد؛ چیزی که در دنیای پرهیاهوی اخبار هوش مصنوعی کمتر پیش می‌آید. او در توصیف عملکرد مدل Astra گفته این مدل «مثل یک رمزشناس و پژوهشگر آرشیو حرفه‌ای» رفتار کرده است. با این حال، او همچنین نکته‌ای احتیاط‌آمیز را مطرح کرده: این احتمال وجود دارد که مدل در جریان جست‌وجوی خود، به نوعی به آرشیو رسمی بایگانی فدرال آلمان (Bundesarchiv) دسترسی پیدا کرده باشد، موضوعی که هنوز به‌طور کامل روشن نشده و بخشی از گزارش‌های اجرای مدل نیز در دسترس عموم نیست.

۵. آیا این یعنی هوش مصنوعی به‌تنهایی رمز جنگ را شکست؟

پاسخ کوتاه، نه است. نکته‌ای که تقریباً در همهٔ گزارش‌های تخصصی روی آن تأکید شده، این است که هیچ‌کدام از این دو مدل بدون دانش تاریخی انسان، مهارت برنامه‌نویسی و هدایت مستقیم کاربر نمی‌توانستند به این نتیجه برسند. در مورد Astra، انتخاب پیام، جهت‌دهی اولیهٔ جست‌وجو و تأیید نهایی نتیجه همگی با نظارت Carter Leffen انجام شد. در مورد Opus 5، دخالت انسانی حتی پررنگ‌تر بود. برای درک بهتر مرز میان توانایی واقعی مدل‌های زبانی و محدودیت‌های آن‌ها، خواندن مطلب پتانسیل واقعی و محدودیت‌های هوش مصنوعی در دنیای واقعی در مرچت‌جی‌پی‌تی می‌تواند دیدگاه روشن‌تری بدهد.

۶. چرا این خبر برای دنیای امنیت سایبری هم مهم است؟

گرچه انیگما یک سیستم رمزنگاری متعلق به هشتاد سال پیش است و هیچ ربطی به الگوریتم‌های رمزنگاری امروزی مثل AES ندارد، اما روش کار این مدل‌ها -یعنی ترکیب استدلال زبانی، نوشتن کد اختصاصی و جست‌وجوی سیستماتیک در فضای بزرگی از حالت‌های ممکن- دقیقاً همان مهارت‌هایی است که در حملات سایبری واقعی و تحلیل بدافزار هم کاربرد دارد. به همین دلیل، بسیاری از کارشناسان امنیت این رویداد را نه‌فقط یک کنجکاوی تاریخی، بلکه یک نشانهٔ هشداردهنده از توانایی رو‌به‌رشد مدل‌های زبانی در حوزهٔ تحلیل و رمزنگاری می‌دانند. اگر می‌خواهید بدانید چرا کسب‌وکارها این روزها این‌قدر روی هوش مصنوعی سرمایه‌گذاری می‌کنند، مطلب چرا هوش مصنوعی برای کسب‌وکارها مهم است را هم بخوانید.

کارشناسان امنیت و رمزنگاری در حال بررسی نتیجه‌ی رمزگشایی تاریخی توسط هوش مصنوعی از اسناد جنگ جهانی دوم

۷. مقایسه با دستاوردهای مشابه در سال ۲۰۲۶

سال ۲۰۲۶ برای رقابت میان آزمایشگاه‌های بزرگ هوش مصنوعی، سال پرحادثه‌ای بوده است. اگر بخواهید عقب‌تر بروید و ببینید این رقابت‌ها قبلاً هم به چه شکل‌هایی خودش را نشان داده، مقالهٔ مقایسهٔ ChatGPT و DeepSeek در میدان شطرنج نمونهٔ خوبی از رقابت فنی میان مدل‌های مختلف است. تفاوت این‌بار در این است که رقابت دیگر محدود به بازی یا تست‌های استاندارد نیست، بلکه وارد حوزه‌ای شده که تا همین چند سال پیش کاملاً در انحصار متخصصان انسانی بود: رمزنگاری کلاسیک و تاریخی. جالب اینجاست که این دو آزمایش کاملاً مستقل از هم و بدون هماهنگی میان OpenAI و Anthropic انجام شدند؛ موضوعی که نشان می‌دهد این توانایی، محصول یک ترفند خاص یا یک مدل منحصربه‌فرد نیست، بلکه بخشی از روند کلی پیشرفت مدل‌های استدلالی نسل جدید در هر دو آزمایشگاه به شمار می‌رود.

۸. هفت پیام باقی‌مانده و آیندهٔ رمزگشایی تاریخی

به گفتهٔ فرود ویرود، با وجود این دو موفقیت، هنوز هفت پیام دیگر از دوران جنگ جهانی دوم در آرشیو Crypto Cellar بدون پاسخ باقی مانده‌اند؛ به‌علاوهٔ یک پیام که متن اصلی‌اش از منابع دیگر شناخته شده، اما کلید رمزنگاری‌اش هنوز کشف نشده است. حالا با ورود رقابتی OpenAI و Anthropic به این حوزه، بسیاری از پژوهشگران تاریخی و رمزنگاران آماتور امیدوارند این هفت پیام باقی‌مانده هم در ماه‌های آینده گشوده شوند. اگر تازه با دنیای پرامپت‌نویسی برای چنین کارهای تخصصی آشنا می‌شوید، راهنمای نوشتن پرامپت برای مبتدیان نقطهٔ شروع خوبی است.

۸.۱. نقش انسان در این میان کجاست؟

بسیاری نگران‌اند که پیشرفت‌هایی از این دست، جای متخصصان انسانی را بگیرد؛ اما واقعیت این ماجرا چیز دیگری را نشان می‌دهد. Carter Leffen و Jack Willis، هردو، متخصصانی بودند که دانش کافی برای هدایت درست مدل و ارزیابی نتیجهٔ نهایی داشتند. برای بحث دقیق‌تر دربارهٔ تفاوت میان کار یک توسعه‌دهندهٔ واقعی و توهم شایستگی که گاهی هوش مصنوعی ایجاد می‌کند، مطلب توهم هوش مصنوعی؛ توسعه‌دهندهٔ تنها در برابر مهندس واقعی در مرچت‌جی‌پی‌تی خواندنی است.

۹. جمع‌بندی ماجرا در چند خط

خلاصهٔ این رویداد این است: دو مدل زبانی رقیب، هرکدام با هدایت یک متخصص انسانی، توانستند دو پیام رمزی برجامانده از جنگ جهانی دوم را بشکنند؛ دستاوردی که ترکیبی از قدرت استدلال زبانی، توانایی برنامه‌نویسی و دسترسی به آرشیو تاریخی را به نمایش گذاشت. برای دنبال‌کردن آخرین تحولات مشابه در دنیای هوش مصنوعی، سری اخبار هوش مصنوعی مرچت‌جی‌پی‌تی بهترین منبع است.

پرسش‌های متداول

آیا هوش مصنوعی به‌تنهایی رمز انیگما را شکست؟

نه. هر دو رمزگشایی با راهنمایی مستقیم یک متخصص انسانی انجام شد؛ مدل‌ها ابزار قدرتمندی برای تحلیل و اجرای محاسبات بودند، اما انتخاب مسیر و تأیید نهایی بر عهدهٔ انسان بود.

چرا این پیام‌ها تا حالا حل نشده بودند؟

یکی از پیام‌ها از سال ۲۰۰۵ در دسترس پژوهشگران بود، اما نبود سرنخ متنی مناسب یا کریب، رمزگشایی دستی یا نیمه‌خودکار آن را تقریباً غیرممکن کرده بود؛ چیزی که مدل‌های هوش مصنوعی با جست‌وجوی گسترده در آرشیو توانستند جبران کنند.

آیا این روش برای رمزنگاری امروزی هم خطرناک است؟

خیر، دستگاه انیگما یک سیستم رمزنگاری مکانیکی متعلق به دههٔ ۱۹۴۰ است و هیچ ارتباطی به الگوریتم‌های رمزنگاری مدرن مانند AES یا RSA ندارد؛ اما روش کار این مدل‌ها نشان می‌دهد توانایی آن‌ها در تحلیل الگو و کد‌نویسی در حال رشد است.

چند پیام دیگر از این دوران هنوز حل‌نشده باقی مانده؟

طبق آخرین گزارش فرود ویرود، هفت پیام دیگر بدون پاسخ مانده، به‌علاوهٔ یک پیام که متنش شناخته شده اما کلید رمزش هنوز کشف نشده است.

جمع‌بندی. این رویداد بار دیگر نشان داد مرز میان دستیار زبانی ساده و همکار پژوهشی واقعی روز‌به‌روز کم‌رنگ‌تر می‌شود؛ هرچند نقش هدایت و ارزیابی انسانی همچنان جایگزین‌ناپذیر است. برای نخواندن هیچ خبر مهمی از دنیای هوش مصنوعی، کانال تلگرام @MrChatGPT_IR را دنبال کنید.

نسخهٔ فوری این مطلب در تلگرام: اینجا بخوانید

— (0 رأی)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *