اسنادی که بهتازگی از طریق قانون آزادی اطلاعات آمریکا منتشر شدهاند، پرده از قراردادهای میلیوندلاری چهار غول هوش مصنوعی با پنتاگون برداشتهاند؛ قراردادهایی که به گفتهی رسانهها حتی پای فناوری کلود را به عملیات هدفگیری حملهی هوایی به ایران هم باز کرده است.

لیست مطالب
۱. ماجرا از کجا شروع شد؟
داستان از جایی آغاز میشود که خبرنگاران رسانهی مستقل The Intercept، که سابقهی طولانی در افشای اسناد امنیتی و نظامی آمریکا دارد، یک درخواست رسمی بر اساس قانون آزادی اطلاعات (FOIA) برای وزارت دفاع آمریکا ثبت کردند. هدف، دسترسی به جزئیات قراردادهایی بود که پنتاگون در سالهای اخیر با شرکتهای بزرگ هوش مصنوعی بسته است. پاسخ این درخواست، مجموعهای از اسناد بود که نشان میداد همکاری وزارت دفاع با صنعت هوش مصنوعی، بسیار فراتر از چیزی است که تا امروز عمومی شده بود.
برای کسانی که مسیر تحولات هوش مصنوعی را دنبال میکنند و میخواهند بدانند این فناوری از کجا آمده و به کجا میرود، صفحهی معرفی OpenAI و مسیر شکلگیری آن میتواند نقطهی شروع خوبی برای درک بازیگران اصلی این ماجرا باشد.
۲. قرارداد ۲۰۰ میلیون دلاری؛ چهار شرکت، یک هدف
بر اساس اسناد منتشرشده، در تیرماه ۱۴۰۴ هرکدام از چهار شرکت OpenAI، Anthropic، Google و xAI قراردادهایی تا سقف ۲۰۰ میلیون دلار با وزارت دفاع آمریکا امضا کردهاند. هدف رسمی این قراردادها، ساخت نمونهاولیهی ابزارهای هوش مصنوعی برای کمک به فرآیندهای تصمیمگیری نظامی عنوان شده است؛ ابزارهایی که قرار است در حوزههایی مثل تحلیل دادههای میدانی، پردازش اطلاعات ماهوارهای و پشتیبانی از فرماندهان در زمان تصمیمگیریهای حساس بهکار گرفته شوند.
نکتهی مهم این است که این چهار شرکت، دقیقاً همان چهار نام بزرگی هستند که میلیونها کاربر روزانه در قالب دستیارهای مکالمهای مثل ChatGPT، Claude، Gemini و Grok با آنها سروکار دارند. همین موضوع باعث شده بحث تازهای دربارهی «دوگانگی کاربرد» این فناوریها شکل بگیرد؛ فناوریای که همزمان میتواند برای نوشتن یک ایمیل ساده و هم برای پشتیبانی از عملیات نظامی استفاده شود.
۳. تبادل دادهی دوطرفه و مهندسان جاسازیشده
یکی از جزئیات کمتردیدهشدهی این اسناد، بند مربوط به «تبادل دوطرفهی داده» است. طبق این بند، شرکتهای امضاکننده متعهد شدهاند معیارهای عملکرد (بنچمارک) مدلهای پیشرفتهی خود را در اختیار پنتاگون قرار دهند؛ دادههایی که معمولاً حتی برای بسیاری از مشتریان تجاری هم فاش نمیشوند. علاوه بر این، بخشی از قراردادها شامل اعزام مهندسان فنی این شرکتها برای حضور مستقیم در پروژههای وزارت دفاع بوده است؛ رویهای که در صنعت فناوری به آن «مهندس جاسازیشده» گفته میشود.
این سطح از نزدیکی میان آزمایشگاههای هوش مصنوعی و نهادهای نظامی، برای بسیاری از پژوهشگران اخلاق فناوری هشداردهنده است؛ چرا که مرز میان توسعهی یک محصول تجاری و مشارکت مستقیم در زیرساخت دفاعی یک کشور را کمرنگ میکند.

۴. کلود و پروندهی حساس هدفگیری در ایران
بخشی که بیشترین جنجال را بهپا کرده، ادعای مستند در گزارش The Intercept دربارهی نقش فناوری Anthropic است. طبق این گزارش، سوابق نشان میدهند فرماندهی مرکزی ارتش آمریکا (سنتکام) از فناوری کلود در بخشی از فرآیند هدفگیری یک حملهی هوایی به تأسیسات در ایران بهره برده است. این ادعا اگر تأیید شود، اولین مورد مستند و علنیشدهای خواهد بود که نشان میدهد یک مدل زبانی بزرگ تجاری، مستقیماً در زنجیرهی تصمیمگیری یک عملیات نظامی واقعی نقش داشته است.
آنتروپیک، شرکت سازندهی کلود، همواره خود را در جایگاه شرکتی «ایمنیمحور» معرفی کرده و سیاست استفادهی قابلقبول (Usage Policy) این شرکت بهطور صریح استفاده از کلود برای توسعهی سلاح یا اقدامات مرگبار مستقیم را ممنوع کرده است. با این حال، همکاری با نهادهای دفاعی برای «پشتیبانی تحلیلی» یا «کمک به تصمیمگیری» در چارچوب قراردادهای دولتی، در دستهبندی جداگانهای قرار میگیرد که مرزهای آن هنوز بهروشنی برای عموم تعریف نشده است.
۵. واکنش شرکتها و ابهامهای باقیمانده
تا لحظهی انتشار این خبر، هیچکدام از چهار شرکت واکنش رسمی و مشروحی دربارهی جزئیات فاششده منتشر نکردهاند. این سکوت، خودش به بخشی از داستان تبدیل شده؛ چرا که با توجه به حساسیت بالای موضوع، سکوت طولانی میتواند هم به معنای تأیید ضمنی باشد و هم نشانهای از در جریان بودن بررسیهای داخلی یا مذاکرات حقوقی. رسانهها گزارش دادهاند که تلاش برای دریافت پاسخ از سخنگویان این شرکتها تاکنون بینتیجه مانده است.
این سکوت در حالی است که پیشتر نیز آنتروپیک با پنتاگون درگیر یک اختلاف حقوقی علنی بوده؛ جایی که یک قاضی فدرال حکم داد که قرار دادن این شرکت در فهرست «ریسک امنیتی» توسط وزارت دفاع فاقد مبنای قانونی کافی بوده است. این پیشینه نشان میدهد رابطهی میان آنتروپیک و نهادهای نظامی آمریکا، پیچیدهتر از یک همکاری سادهی تجاری است.
۶. نگرانیهای اخلاقی و حقوقی اینهمکاریها
ورود مستقیم مدلهای زبانی بزرگ به چرخهی تصمیمگیری نظامی، پرسشهای حقوقی و اخلاقی جدیای را پیش میکشد. پژوهشگران حوزهی مسئولیتپذیری هوش مصنوعی هشدار میدهند که مدلهای زبانی، حتی پیشرفتهترینشان، همچنان مستعد خطای واقعیتی (hallucination) هستند و اتکای بیشازحد به خروجی این سامانهها در تصمیمهایی با پیامد جانی، ریسک بسیار بالایی به همراه دارد. از سوی دیگر، سازمانهای حقوق بشری نسبت به کاهش «مسئولیت انسانی» در تصمیمات نظامی هشدار دادهاند؛ وقتی بخشی از تحلیل به یک سامانهی خودکار سپرده میشود، مشخصکردن مسئول نهایی در صورت بروز خطا دشوارتر میشود.
برای علاقهمندانی که میخواهند دید واقعبینانهتری از تواناییها و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی داشته باشند، مقالهی پتانسیل واقعی و محدودیتهای هوش مصنوعی در دنیای واقعی نگاهی متعادل به این موضوع دارد؛ نگاهی که در بحثهای حساسی مثل کاربرد نظامی هوش مصنوعی هم میتواند راهنما باشد.

۷. نقش OpenAI، Google و xAI در این پازل
گرچه بیشترین توجه رسانهای معطوف به کلود شده، اما سه شرکت دیگر هم بخشی از همین تصویر بزرگتر هستند. OpenAI که پیشتر هم قراردادهای دولتی جداگانهای با نهادهای آمریکایی داشته، اکنون با یک قرارداد مشابه در چارچوب همین برنامه دیده میشود. گوگل نیز که در کنار خدمات هوش مصنوعی تجاری خود، زیرساخت ابری گستردهای هم در اختیار نهادهای دولتی قرار میدهد، در فهرست چهار شرکت حاضر است. xAI، شرکت ایلان ماسک و سازندهی Grok، جوانترین عضو این جمع محسوب میشود؛ حضوری که نشان میدهد پنتاگون تمایل دارد پرتفوی همکاری خود با صنعت هوش مصنوعی را متنوع نگه دارد و به یک تأمینکنندهی واحد وابسته نباشد.
این الگوی همکاری همزمان با چند شرکت رقیب، در دنیای کسبوکار هم بیسابقه نیست؛ همانطور که در مقالهی چرا هوش مصنوعی برای کسبوکارها اهمیت روزافزون دارد بررسی شده، سازمانهای بزرگ ترجیح میدهند بهجای وابستگی به یک ارائهدهنده، از چند فناوری موازی بهره ببرند تا هم ریسک را پخش کنند و هم از رقابت میان آنها سود ببرند؛ رویکردی که ظاهراً وزارت دفاع آمریکا هم در پیش گرفته است.
۸. این ماجرا در ادامهی چه روندی قرار میگیرد؟
افشای این قراردادها در بستری اتفاق میافتد که رقابت میان مدلهای زبانی بزرگ هر روز داغتر میشود. برخی تحلیلگران معتقدند وقتی رقابت تجاری میان چند مدل به این شدت بالا میگیرد، بخشی از این شرکتها ممکن است برای تأمین منابع مالی و زیرساختی لازم جهت آموزش مدلهای نسل بعد، به سمت قراردادهای دولتی و نظامی هم کشیده شوند؛ رابطهای مشابه آنچه در مقایسههای رقابتی معروفی مثل مقایسهی ChatGPT و DeepSeek در میدان رقابت دیده میشود، اما اینبار میدان رقابت از حوزهی تجاری فراتر رفته و وارد حوزهی امنیت ملی شده است.
کارشناسان سیاستگذاری فناوری پیشبینی میکنند در ماههای آینده شاهد فشار بیشتر نهادهای نظارتی و رسانهها برای شفافسازی کاملتر این نوع قراردادها خواهیم بود؛ بهویژه که افکار عمومی نسبت به کاربرد نظامی فناوریهایی که روزانه در خانهها هم استفاده میشوند، حساسیت بالایی نشان میدهد.
۹. جمعبندی موضوع برای مخاطب عمومی
برای کاربر عادی که هر روز از ChatGPT، کلود یا Gemini برای نوشتن، کدنویسی یا یادگیری استفاده میکند، این خبر یادآوری مهمی است: پشت هر مدل زبانی بزرگ، یک شرکت تجاری با قراردادها و ذینفعان متعدد قرار دارد که تصمیماتشان همیشه در دسترس عموم نیست. آشنایی با نحوهی نوشتن پرامپتهای دقیق و درک بهتر از نحوهی عملکرد این مدلها، به کاربران کمک میکند نگاه واقعبینانهتری به این فناوری داشته باشند؛ برای شروع میتوانید سری آموزشهای عملی ChatGPT یا راهنمای نوشتن پرامپت برای مبتدیها را دنبال کنید.
سوالات متداول
آیا Anthropic رسماً استفادهی نظامی از کلود در ایران را تأیید کرده است؟
خیر؛ تا لحظهی انتشار این خبر، آنتروپیک واکنش رسمی و مشروحی به این ادعا نداده و ماجرا صرفاً بر اساس اسناد بهدستآمده از طریق درخواست FOIA رسانهی The Intercept گزارش شده است.
چرا این قراردادها تا امروز محرمانه بودند؟
بسیاری از قراردادهای دفاعی آمریکا به دلیل ماهیت امنیتیشان از انتشار عمومی معاف هستند؛ اسناد این ماجرا هم تنها از طریق یک درخواست رسمی و قانونی FOIA و پس از بررسی طولانی در دسترس رسانه قرار گرفتهاند.
آیا این موضوع روی استفادهی روزمرهی کاربران از این ابزارها اثر میگذارد؟
در کوتاهمدت خیر؛ نسخههای عمومی این دستیارها همچنان طبق سیاستهای استفادهی هرکدام از شرکتها در دسترس هستند، اما این خبر میتواند بر سیاستگذاریهای آینده و سطح شفافیت شرکتها دربارهی مشتریان دولتی اثر بگذارد.
