شرکتی که یک تراشه هم ندارد، حالا ستون فقرات زیرساخت آنتروپیک و گوگل شده و از دل گمنامی به ارزش ۱۸ میلیارد دلار رسیده است.

لیست مطالب
بخش ۱: چرا نام فلوئیداستک ناگهان همهجا شنیده میشود؟
تا همین چند هفته پیش، کمتر کسی نام فلوئیداستک را شنیده بود. اما هفتهٔ گذشته این شرکت با بستن دوری تازه از سرمایهگذاری به ارزش ۱.۵ میلیارد دلار، ارزش کل خود را به ۱۸ میلیارد دلار رساند؛ رقمی که مجموع سرمایهٔ جذبشدهٔ آن را از ابتدای فعالیت به ۲.۶ میلیارد دلار رساند. صندوق جین استریت، یکی از شناختهشدهترین بازیگران بازارهای مالی، هدایت این دور را برعهده داشت؛ نکتهای که بهتنهایی نشان میدهد سرمایهگذاران غیرفناوری هم اکنون چشم به بازار زیرساخت هوش مصنوعی دوختهاند.
جهش ارزشگذاری فلوئیداستک داستانی نیست که یکشبه اتفاق افتاده باشد. طبق گزارشها، این شرکت در ماههای اخیر پیش از این هم دورهایی با ارزشگذاری حدود ۷.۵ میلیارد دلار پشت سر گذاشته بود؛ یعنی در فاصلهٔ چند ماه، ارزش شرکت بیش از دو برابر شده است. چنین رشدی در میان استارتاپهای زیرساخت فناوری کمسابقه است و نشان میدهد رقابت برای در اختیار گرفتن ظرفیت محاسباتی هوش مصنوعی تا چه اندازه داغ شده است.
بخش ۲: فلوئیداستک دقیقاً چه کاری انجام میدهد؟
برخلاف شرکتهایی که تراشه طراحی و تولید میکنند، فلوئیداستک اصلاً وارد کسبوکار ساخت تراشه نمیشود. کار اصلی این شرکت ساخت، راهاندازی و مدیریت دیتاسنترهای بزرگ است؛ فضاهایی که مشتریان بزرگ فناوری تراشههای خودشان را در آن نصب میکنند. فلوئیداستک از طریق دو پلتفرم داخلی به نامهای اطلساواس برای مدیریت زیرساخت فیزیکی و لایتهاوس برای پایش عملکرد، امکان بهرهبرداری از تراشههای نسلهای مختلف را برای مشتریانش فراهم میکند. آشنایی بیشتر با نقش اینگونه زیرساختها در اهمیت روزافزون هوش مصنوعی برای کسبوکارها کمک میکند بفهمیم چرا شرکتهای بزرگ حاضرند اینقدر روی زیرساخت سرمایهگذاری کنند.
بخش ۳: مدل عجیب؛ دیتاسنتر بدون مالکیت تراشه
نکتهٔ عجیب و در عین حال هوشمندانهٔ مدل کسبوکار فلوئیداستک همینجاست: شرکتی که صفر تراشهٔ هوش مصنوعی در ترازنامهٔ خود دارد، توانسته درآمدش را طی چند سال بهشکل انفجاری رشد دهد. بر اساس گزارشهای مالی منتشرشده، درآمد فلوئیداستک از حدود ۱.۸ میلیون دلار در سال ۲۰۲۲ به ۶۶.۲ میلیون دلار در سال ۲۰۲۴ رسید و پیشبینی میشود امسال به رقم ۶۶۰ میلیون دلار برسد؛ رشدی نزدیک به چند صد برابر در طول چهار سال.
راز این رشد، مدلی است که برخی تحلیلگران آن را «نئوکلاود» مینامند: بهجای خرید و مالکیت تراشههای گرانقیمت، فلوئیداستک صرفاً ساختمان، برق، خنککننده و شبکه را فراهم میکند و ریسک نوسان قیمت و تأمین تراشه را به مشتریانش منتقل میکند. همین رویکرد به شرکت اجازه میدهد بدون نیاز به سرمایهٔ کلان برای خرید سختافزار، در مقیاسی بسیار بزرگ فعالیت کند. برای دیدن نمونههای دیگری از رقابت مدلهای هوش مصنوعی و زیرساخت آنها، خواندن مقایسهٔ چتجیپیتی و دیپسیک خالی از لطف نیست.

بخش ۴: پیمان ۵۰ میلیارد دلاری آنتروپیک؛ تگزاس و نیویورک
بزرگترین و مهمترین مشتری فلوئیداستک، شرکت آنتروپیک، سازندهٔ چتبات کلود، است. آنتروپیک آبانماه گذشته (نوامبر ۲۰۲۵) از تعهدی ۵۰ میلیارد دلاری برای گسترش زیرساخت هوش مصنوعی در آمریکا خبر داد؛ طرحی که بخش مهمی از آن قرار است از طریق کمپهای اختصاصی فلوئیداستک در ایالتهای تگزاس و نیویورک اجرایی شود. طبق برآوردها، این همکاری چیزی نزدیک به ۵۰ میلیارد دلار درآمد قراردادی بلندمدت برای فلوئیداستک به همراه دارد؛ رقمی که بهتنهایی توضیح میدهد چرا سرمایهگذاران اینقدر مشتاق ورود به این شرکت هستند.
آنتروپیک در کنار فلوئیداستک، از چند مسیر موازی دیگر هم برای تأمین ظرفیت محاسباتی استفاده میکند؛ از جمله قرارداد مستقیم با آمازون برای دسترسی به حدود یک میلیون تراشهٔ Trainium2، همکاری با اسپیسایکس برای بهرهبرداری از ظرفیت مجموعهٔ کولوسوس، و قراردادی چندینمیلیارد دلاری با شرکت نسکیل. مجموع این سرمایهگذاریها نشان میدهد آنتروپیک قصد دارد ظرفیت محاسباتی خود را از حدود ۱.۴ گیگاوات در پایان سال ۲۰۲۵ به بیش از ۱۵ گیگاوات تا سال ۲۰۲۸ برساند؛ رشدی بیش از ده برابر در کمتر از سه سال.
نقشهٔ جغرافیایی زیرساخت آنتروپیک
بر پایهٔ گزارشهای منتشرشده، کمپهای دیتاسنتری آنتروپیک اکنون در ایالتهایی مانند کنتاکی، تگزاس، لوئیزیانا، ایندیانا، نیویورک، ویرجینیای غربی، میسیسیپی و پنسیلوانیا در حال ساخت یا بهرهبرداری هستند؛ پراکندگی جغرافیاییای که ریسک وابستگی به یک منطقهٔ خاص برای تأمین برق و زمین را کاهش میدهد.
بخش ۵: پنج مسیر موازی برای تأمین محاسبات کلود
واقعیت این است که آنتروپیک همهٔ تخممرغهای خود را در سبد فلوئیداستک نگذاشته است. بررسی قراردادهای این شرکت نشان میدهد دستکم پنج الگوی متفاوت برای تأمین ظرفیت محاسباتی همزمان دنبال میشود: اجارهٔ مستقیم بیستساله از شرکتهایی مانند تراوولف و رایوت، کولوکیشن در کمپهای فلوئیداستک با تضمین گوگل، ظرفیت اختصاصی نزد آمازون بهعنوان ارائهدهندهٔ اصلی ابری از سال ۲۰۲۳، رزرو ششسالهٔ محاسبات نسل بعدی نزد نسکیل، و درنهایت دسترسی انعطافپذیر و قابلفسخ به ظرفیت اسپیسایکس در مجموعهٔ کولوسوس. همین تنوع باعث شده نرخ درآمد سالانهٔ آنتروپیک تا میانهٔ سال جاری به بیش از ۶۵ میلیارد دلار برسد؛ رقمی که بخش بزرگی از آن صرف بازپرداخت همین تعهدات زیرساختی میشود.
در کنار این پنج مسیر، ابزارهای مالی تازهای هم وارد میدان شدهاند تا ریسک خرید تجهیزات گرانقیمت را پوشش دهند. برای نمونه، پلتفرم مالی برودکام موسوم به AI XPV چیزی نزدیک به ۳۵ میلیارد دلار از خرید تراشه برای این اکوسیستم را تأمین مالی میکند و شرکت بیمهٔ آتنی هم حدود پانزده درصد از ریسک تأمین مالی تراشههای فلوئیداستک را تضمین کرده است. به بیان ساده، پشت هر اعلامیهٔ خبری دربارهٔ مدل جدید کلود یا جمینای، شبکهای پیچیده از بانکها، صندوقهای بیمه و شرکتهای لیزینگ قرار دارد که کمتر دیده میشود.
بخش ۶: نقش پنهان گوگل و تراشههای TPU
در این معادلهٔ پیچیده، گوگل هم نقشی کلیدی اما کمتردیدهشده ایفا میکند. غول جستوجو با تضمین تعهدات اجارهٔ فلوئیداستک نزد شرکتهای زیرساختی مانند تراوولف (به ارزش حدود ۳.۲ میلیارد دلار) و سایفر ماینینگ (نزدیک به ۱.۷۳ میلیارد دلار)، بخش بزرگی از ریسک مالی این مدل نوظهور را جذب کرده است. علاوه بر این، گوگل از طریق شرکت مکواری، ظرفیت تأمین مالی نزدیک به ۱۰ میلیارد دلار مبتنی بر وثیقهٔ تراشه برای بازیگران این حوزه فراهم کرده است.
در سوی دیگر، آنتروپیک برای بخشی از محاسبات مدل کلود به تراشههای تنسور گوگل (TPU) هم متکی است؛ از جمله نسل «آیرنوود» و نسلهای بعدی که با همکاری برودکام توسعه مییابند. به گفتهٔ برخی گزارشها، مجموع تراشههای TPU در اختیار آنتروپیک اکنون به رقمی نزدیک به یک میلیون واحد رسیده است؛ عددی که جایگاه گوگل را از یک رقیب ساده به یکی از تأمینکنندگان اصلی زیرساخت کلود تبدیل کرده است. همین همپوشانی عجیب رقبا و شرکا، یکی از ویژگیهای بارز اقتصاد امروز هوش مصنوعی است.
بخش ۷: جایگاه اوپنایآی و رقبا در این رقابت زیرساختی
رقابت زیرساختی محدود به آنتروپیک و گوگل نیست. شرکت اوپنایآی، سازندهٔ چتجیپیتی، همزمان با معرفی مدل تازهٔ خود موسوم به جیپیتی-۶ آسترا، روی گسترش ظرفیت محاسباتی خود از طریق شرکای متعدد سرمایهگذاری کرده است. مدیرعامل انویدیا اخیراً حتی مدعی شد این مدل نشانهای از فرارسیدن هوش مصنوعی عمومی است؛ ادعایی جنجالی که بسیاری از کارشناسان صنعت به چالش کشیدهاند. برای آشنایی با ریشههای این رقابت و نقش اوپنایآی در شکلگیری بازار هوش مصنوعی مولد، خواندن این مطلب دربارهٔ اوپنایآی پیشنهاد میشود.
چنین فضایی باعث شده هر شرکتی که بتواند سریعتر و ارزانتر ظرفیت محاسباتی تأمین کند، عملاً یک قدم جلوتر از رقبا در آموزش نسل بعدی مدلهای زبانی بزرگ قرار بگیرد. همین موضوع سبب شده استارتاپهای زیرساختی مانند فلوئیداستک، نسکیل و همتایانشان، بدون اینکه حتی یک مدل هوش مصنوعی عرضه کرده باشند، در کانون توجه بازار سرمایه قرار بگیرند. علاقهمندان به کاربرد عملی این ابزارها میتوانند سری آموزشهای چتجیپیتی را هم دنبال کنند.

بخش ۸: تحلیل؛ نئوکلاود، فرصت طلایی یا حباب بعدی؟
پاتریک مورهد، تحلیلگر مؤسسهٔ مور اینسایتس، دربارهٔ این مدل هشدار داده و گفته است مدل نئوکلاود «در دوران رونق تقاضا و ارزانبودن سرمایه، بهشکل درخشانی کار میکند»؛ اما پرسش اصلی این است که اگر روزی رشد تقاضای هوش مصنوعی کند شود یا هزینهٔ تأمین مالی افزایش یابد، چه بر سر این مدل خواهد آمد. از آنجا که حدود هفتاد درصد از ظرفیت هنوز تحویلنشدهٔ این کمپها به زیرساختهایی مانند خطوط انتقال برق و نیروگاههای محلی وابسته است که هنوز تکمیل نشدهاند، ریسک تأخیر و مازاد ظرفیت بهطور کامل از بین نرفته است.
با اینهمه، شواهد فعلی نشان میدهد سرمایهگذاران بزرگ همچنان روی این مدل شرطبندی میکنند. رشد چشمگیر درآمد فلوئیداستک، ورود صندوقهایی مانند جین استریت به این حوزه و تعهدات چند دهمیلیارددلاری شرکتهایی مثل آنتروپیک، همگی نشانههایی از اعتماد بازار به تداوم این روند هستند. همانطور که در بررسی پتانسیل و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی هم اشاره شده، رشد سریع هر فناوری معمولاً با دورهٔ اصلاح و بازنگری همراه میشود و صنعت زیرساخت هوش مصنوعی هم از این قاعده مستثنا نیست.
بخش ۹: پرسشهای متداول
فلوئیداستک دقیقاً چه شرکتی است؟
فلوئیداستک شرکتی است که دیتاسنترهای اختصاصی برای اجرای بارهای کاری هوش مصنوعی میسازد و راهاندازی میکند، بدون اینکه خودش مالک تراشههای موجود در آن باشد؛ مشتریانش تراشهها را تأمین میکنند.
چرا آنتروپیک با فلوئیداستک همکاری میکند؟
آنتروپیک برای اجرای مدلهای خانوادهٔ کلود به ظرفیت محاسباتی عظیمی نیاز دارد و همکاری با شرکتهایی مانند فلوئیداستک، این امکان را میدهد که بدون ساخت مستقیم دیتاسنتر، بهسرعت به ظرفیت مورد نیاز دست پیدا کند.
آیا این مدل کسبوکار پایدار است؟
نظر کارشناسان دراینباره یکسان نیست؛ برخی آن را نوآوری هوشمندانه در تأمین مالی زیرساخت میدانند و برخی دیگر نسبت به تمرکز بیشازحد ریسک در صنعتی که هنوز الگوی درآمدی کاملاً اثباتشدهای ندارد، هشدار میدهند.
فرق فلوئیداستک با شرکتهای نئوکلاود دیگر چیست؟
ویژگی متمایز فلوئیداستک نسبت به بسیاری از رقبا این است که این شرکت حتی یک تراشه هم مالک نیست و صرفاً روی ساخت و بهرهبرداری از خود ساختمان دیتاسنتر، برق و شبکه تمرکز کرده است؛ در حالی که بسیاری از رقبای نئوکلاود بخشی از تراشهها را هم مستقیماً میخرند یا لیزینگ میکنند.
