سهم ۱.۵ میلیارد دلاری نویسندگان از بزرگترین توافق کپیرایت تاریخ هوش مصنوعی، حالا به یک دعوای داخلی میان خود نویسندگان، ناشران و ایجنتهای ادبی تبدیل شده است.

لیست مطالب
۱. زمینهی پرونده؛ از دادگاه تا توافق ۱.۵ میلیارد دلاری
ریشهی این ماجرا به پروندهی معروف Bartz v. Anthropic برمیگردد که یکی از تأثیرگذارترین دعاوی حقوقی صنعت هوش مصنوعی در چند سال اخیر بود. قاضی این پرونده در رأیی که بازتاب گستردهای در رسانهها داشت، اعلام کرد آموزش مدلهای زبانی روی کتابها و آثار دارای کپیرایت، بهخودیخود میتواند مصداق «استفادهی منصفانه» یا fair use باشد؛ اما دانلود غیرقانونی و دزدیدهشدهی همان آثار برای همین منظور، مصداق نقض حق مؤلف است. همین تفکیک دقیق حقوقی، پایهی توافق نهایی شد.
براساس این توافق که در تابستان ۱۴۰۵ بهطور رسمی از سوی دادگاه تأیید شد، آنتروپیک متعهد شد برای نزدیک به ۵۰۰ هزار عنوان کتابی که بهصورت غیرقانونی در مجموعهدادههای آموزشی کلود استفاده شده بودند، غرامت بپردازد. رقم کلی این غرامت ۱.۵ میلیارد دلار اعلام شد؛ عددی که آن را به بزرگترین توافق حقمؤلف در کل تاریخ صنعت هوش مصنوعی تبدیل کرد. برای آشنایی بیشتر با ابعاد گستردهتر این حوزه، میتوانید معرفی کامل OpenAI و رقبای اصلیاش را هم در سایت ما بخوانید.
۲. ساختار پرداخت؛ چه کسی چقدر میگیرد؟
روی کاغذ، فرمول پرداخت نسبتاً ساده طراحی شده بود. هر نویسنده به ازای هر کتابی که بهصورت دزدی در آموزش مدل استفاده شده، مبلغ ثابت ۳۰۰۰ دلار دریافت میکند. اما نحوهی تقسیم این مبلغ به وضعیت حقوقی کتاب بستگی دارد.
اگر کتاب همچنان زیر قرارداد یک ناشر سنتی باشد، مبلغ بهطور مساوی، یعنی پنجاه به پنجاه، میان نویسنده و ناشر تقسیم میشود. اما اگر حقوق کتاب پیشتر، بهطور مشخص پیش از تاریخ ۱۰ اوت ۲۰۲۲، به نویسنده بازگردانده شده باشد، یا کتاب از همان ابتدا بهصورت خوداشر (self-published) منتشر شده باشد، کل مبلغ باید بدون هیچ کسری به حساب خود نویسنده واریز شود. همین قاعدهی بهظاهر ساده، بعدتر منشأ اصلی اختلاف شد.
۲.۱. چرا این ساختار مهم است
در صنعت نشر، حقوق بسیاری از کتابهای قدیمی طی سالها بارها دستبهدست میشود؛ گاهی حقوق به نویسنده بازمیگردد، گاهی ناشر آن را به ناشر دیگری منتقل میکند و گاهی رکوردهای مالکیت بهروزرسانی نمیشوند. وقتی چنین سیستم پرمخاطرهای باید در مقیاس نیممیلیون عنوان کتاب و در بازهای فشرده اجرا شود، احتمال خطای انسانی و سیستمی بهشدت بالا میرود؛ دقیقاً همان اتفاقی که این روزها رخ داده است.
۳. اعتراض نویسندگان به ادعای ناشران
پس از آغاز ارسال ایمیلهای اطلاعرسانی سامانهی توافق، شماری از نویسندگان متوجه شدند ناشرانشان برای کتابهایی ادعای سهم کردهاند که سالها پیش حقوقشان به نویسنده بازگشته بوده است. نمونهای که بازتاب زیادی پیدا کرد، مربوط به نویسندهی ژانر رمز-و-راز، اپریل هنری، بود. او علنی پرسید چرا ناشر بزرگی مثل HarperCollins باید برای کتابی که حقوقش دستکم هفده سال پیش به او بازگشته، ادعای پرداخت داشته باشد.
این تنها یک مورد منفرد نبود. ویراستار و فعال شناختهشدهی صنعت نشر، ویکتوریا اشتراوس، اعلام کرد حجم گزارشهایی که از سوی نویسندگان مختلف دریافت کرده، «بسیار فراتر از چند اشکال فنی پراکنده» است و به باور او نشانهی یک مشکل سیستمی و گستردهتر در نحوهی ثبت اطلاعات مالکیت کتابهاست، نه صرفاً چند خطای تصادفی.

۴. وقتی ایجنتهای ادبی هم وارد ماجرا میشوند
مشکل به ناشران محدود نماند. شماری از نویسندگان گزارش دادند آژانسهای ادبی و ایجنتهای شخصیشان نیز، بدون آنکه خودشان دارندهی حق کپیرایت اثر باشند، در فرایند تخصیص غرامت برای خود درصدی مطالبه کردهاند. نویسندهای بهنام کورتنی میلان در واکنشی صریح نوشت که ایجنتها «دارند تلاش میکنند درصدی از این پول را برای خودشان بردارند» و تأکید کرد بههیچوجه چنین حقی برای آنها قائل نیست.
این نکته از منظر حقوقی اهمیت دارد؛ چون برخلاف ناشران که دستکم در برخی قراردادها سهم رسمی در حقوق نشر دارند، ایجنتهای ادبی معمولاً صرفاً واسطهی تجاری میان نویسنده و ناشر هستند و بهطور معمول هیچ مالکیتی روی خود اثر ندارند. به همین دلیل، مطالبهی سهم از سوی آنها در نگاه بسیاری از فعالان صنعت نشر، فاقد پایهی حقوقی روشن است.
۵. توجیه انجمن نویسندگان آمریکا؛ اشتباه یا سوءاستفاده؟
مدیرعامل انجمن نویسندگان آمریکا (Authors Guild)، مری رازنبرگر، در واکنش به این گزارشها گفته دلیل اصلی این خطاها را بیشتر «ثبتونگهداری ضعیف اطلاعات مالکیت» در سیستمهای ناشران میداند، نه یک تلاش هماهنگ و عمدی برای تصاحب سهم نویسندگان. برخی ناشران هم پس از انتشار این گزارشها، اشتباه را پذیرفته و رسماً از آنتروپیک خواستهاند تخصیص پرداختی مربوط به آن آثار را اصلاح کند.
با این حال، دیدگاه رازنبرگر برای همهی طرفهای ماجرا قانعکننده نبوده است. برخی نویسندگان معتقدند وقتی حجم خطاها در این سطح گسترده تکرار میشود، صرفاً «ضعف بایگانی» توضیح کافی نیست و باید فرایند تخصیص از ابتدا شفافتر و قابلرصدتر طراحی میشد.
۶. نویسندگان چگونه میتوانند اعتراض کنند؟
خبر نسبتاً امیدوارکننده برای نویسندگان این است که فرایند رسمی اعتراض به تخصیص پرداختی در همین توافق پیشبینی شده است. نویسندگانی که فکر میکنند سهمشان اشتباه محاسبه شده یا بهاشتباه به ناشر یا ایجنتی دیگر تخصیص یافته، میتوانند از طریق سامانهی رسمی توافق، اعتراض خود را ثبت کرده و مدارک مالکیت یا بازگشت حقوق را ارائه دهند. هم انجمن نویسندگان آمریکا و هم خود کورتنی میلان، راهنماهای عملی و گامبهگامی برای طی این فرایند در اختیار نویسندگان قرار دادهاند.
نکتهی مهم برای نویسندگانی که کتابشان در فهرست تحت پوشش این توافق قرار دارد، این است که صرفِ دریافت یک ایمیل تأییدیه بهمعنای درستبودن مبلغ یا گیرندهی نهایی نیست؛ بررسی دقیق جزئیات و در صورت لزوم، اعتراض بهموقع، تنها راه تضمین دریافت سهم واقعی است.
۷. این دعوا در کجای نقشهی بزرگتر دعاوی کپیرایت هوش مصنوعی قرار میگیرد؟
توافق آنتروپیک تنها یکی از چندین پروندهی بزرگ کپیرایت است که این روزها صنعت هوش مصنوعی را درگیر خود کرده است. برای نمونه، غولهای رسانهای سیاتلتایمز و نیوزدی بهتازگی از OpenAI و مایکروسافت بهدلیل استفادهی بدون مجوز از محتوای خبری شکایت کردهاند؛ ماجرایی که در بخش اخبار هوش مصنوعی سایت ما بهطور مفصل پوشش داده شده است. هر یک از این پروندهها، هرچند در جزئیات با هم متفاوتاند، همگی حول یک پرسش مشترک میچرخند: وقتی مدلهای هوش مصنوعی روی حجم عظیمی از محتوای انسانی آموزش میبینند، سهم عادلانهی صاحبان اصلی آن محتوا چگونه باید تعیین و پرداخت شود؟
برای کسانی که میخواهند ابعاد گستردهتر تأثیر هوش مصنوعی بر اقتصاد و کسبوکارهای خلاق را بهتر بشناسند، مطالعهی مقالهی چرا هوش مصنوعی برای کسبوکارها اهمیت دارد میتواند دیدی کاملتر از این تحولات به دست دهد.
۸. چرا این ماجرا برای همهی صنعت خلاق مهم است
ماجرای دعوای نویسندگان و ناشران، یک نکتهی کلیدی را دربارهی موج غرامتهای چندمیلیارددلاری صنعت هوش مصنوعی روشن میکند: وقتی پول واقعی روی میز قرار میگیرد، دعوای اصلی همیشه میان شرکت فناوری و صاحبان محتوا نیست. گاهی زدوخورد واقعی درون همان زنجیرهی حقوق مالکیت، یعنی میان نویسنده، ناشر و ایجنت، شکل میگیرد؛ زنجیرهای که سالها پیش از ظهور هوش مصنوعی مولد هم پیچیده و مبهم بوده است.
برای علاقهمندان به درک محدودیتها و پیامدهای واقعی هوش مصنوعی در دنیای واقعی، مقالهی پتانسیل واقعی و محدودیتهای هوش مصنوعی در سایت ما این موضوع را از زاویهای گستردهتر بررسی کرده است. همچنین اگر به مسائل مربوط به اعتبارسنجی و شناخت مرز میان کار انسانی و خروجی هوش مصنوعی علاقه دارید، مقالهی توهم هوش مصنوعی؛ توسعهدهندهی تنها در برابر مهندس واقعی را از دست ندهید.

۹. پرسشهای متداول
توافق کپیرایت آنتروپیک دقیقاً شامل چه کتابهایی میشود؟
این توافق نزدیک به ۵۰۰ هزار عنوان کتاب را در بر میگیرد که بهصورت غیرقانونی و از منابع دزدیدهشده، در آموزش مدلهای زبانی آنتروپیک از جمله کلود استفاده شده بودند؛ نه کتابهایی که از منابع قانونی و مجاز خریداری یا اسکن شدهاند.
چرا ناشران و ایجنتها ادعای سهم میکنند؟
ناشرانی که هنوز قرارداد رسمی روی کتاب دارند، طبق توافق حق قانونی به نیمی از مبلغ دارند؛ اما مشکل زمانی رخ میدهد که این حق سالها پیش منقضی شده اما در سوابق سیستم بهروزرسانی نشده باشد. ایجنتهای ادبی از نظر حقوقی معمولاً چنین حقی ندارند و ادعای آنها محل مناقشه است.
نویسندگان چطور میتوانند به تخصیص اشتباه اعتراض کنند؟
نویسندگان میتوانند از طریق سامانهی رسمی توافق، با ارائهی مدارک بازگشت حقوق یا مالکیت اثر، درخواست بازبینی و اصلاح تخصیص پرداختی خود را ثبت کنند؛ راهنمای این فرایند از سوی انجمن نویسندگان آمریکا در دسترس است.
آیا این تنها پروندهی کپیرایت مرتبط با هوش مصنوعی است؟
خیر؛ در کنار این پرونده، دعاوی مشابه دیگری از جمله شکایت رسانههای خبری از OpenAI و مایکروسافت نیز در جریان است که نشان میدهد چالش کپیرایت در آموزش مدلهای هوش مصنوعی، مسئلهای فراگیر در کل صنعت است.
۱۰. چه درسی برای کاربران عادی هوش مصنوعی دارد؟
شاید در نگاه اول بهنظر برسد این دعوای حقوقی فقط به نویسندگان و ناشران مربوط است، اما پیام گستردهتری هم دارد: هر خروجی هوش مصنوعی، در پسزمینهی خود یک زنجیرهی پیچیده از داده، مالکیت و مسئولیت دارد. کسانی که میخواهند از ابزارهایی مثل کلود و ChatGPT بهشکل حرفهای و آگاهانه استفاده کنند، بهتر است هم با نحوهی کارکرد این مدلها و هم با چالشهای حقوقی پشتصحنهشان آشنا باشند. برای شروع این مسیر، میتوانید سری آموزشی آموزشهای تخصصی ChatGPT در سایت ما را دنبال کنید، و برای نوشتن پرامپتهای دقیقتر و مؤثرتر، راهنمای پرامپتنویسی برای مبتدیان نقطهی شروع خوبی است.
نسخهٔ فوری این مطلب در تلگرام: اینجا بخوانید
