جایی که روزگاری اورانیوم برای برنامهی هستهای آمریکا غنیسازی میشد، قرار است به بزرگترین پردیس هوش مصنوعی تاریخ تبدیل شود. دو غول سرمایهگذاری و انرژی، بروکفیلد و نکستارا انرجی، توافق کردهاند روی یک سایت متروکهی وزارت انرژی آمریکا در ایالت کنتاکی، پروژهای ۱۰۰ میلیارد دلاری بسازند. این پروژه نه فقط از نظر پول، بلکه از نظر برق هم رکورددار است: تا ۴.۶ گیگاوات نیروگاه اختصاصی، معادل مصرف چند شهر بزرگ. اما یک نکتهی عجیب هنوز باقی است؛ هیچکس نمیداند مشتری نهایی این همه قدرت محاسباتی کیست.

لیست مطالب
۱) ماجرا از کجا شروع شد؟
در چهارم نوامبر ۲۰۲۵، وزارت انرژی آمریکا فراخوانی رسمی منتشر کرد و از بخش خصوصی خواست برای استفاده از زمینهای بلااستفادهی این وزارتخانه پیشنهاد بدهد. ایده ساده بود: دولت آمریکا دهها سایت صنعتی قدیمی دارد که زیرساخت برق، آب، فیبر نوری و جادهشان از قبل آماده است، اما کارکرد اصلیشان سالهاست از بین رفته. اگر شرکتهای خصوصی حاضر باشند روی این زمینها مرکز داده بسازند و هزینهی برقشان را خودشان بدهند، هم زمینهای مرده احیا میشوند و هم فشار تازهای به شبکهی برق عمومی وارد نمیشود.
مهلت پاسخ به این فراخوان ۳۰ ژانویه ۲۰۲۶ بود. حالا، شش ماه بعد، نتیجه اعلام شده است: کنسرسیومی به رهبری بروکفیلد و نکستارا انرجی برندهی سایت پادوکا شدهاند. قرار است بروکفیلد زمین را با یک اجارهی بلندمدت و بر اساس اختیارات قانون انرژی اتمی آمریکا در اختیار بگیرد.
نکتهی مهم اینجاست که این پروژه با پول مالیاتدهنده ساخته نمیشود. کریس رایت، وزیر انرژی آمریکا، این طرح را «نقشهی راهی برای توسعهی زیرساخت هوش مصنوعی در آینده» توصیف کرد و تأکید داشت که هزینهها به دوش جوامع اطراف نمیافتد. جان کچام، مدیرعامل نکستارا انرجی، همین نکته را با جملهای خلاصه کرد: این پردیس «برق خودش را با خودش میآورد و پول زیرساخت برقش را خودش میدهد».
۲) سایتی که برای بمب ساخته شده بود
زمین این پروژه کارخانهی قدیمی غنیسازی اورانیوم به روش پخش گازی در پادوکا است؛ تأسیساتی که از دههی ۱۹۵۰ برای تولید اورانیوم غنیشده کار میکرد و سالهاست از رده خارج شده. مساحت این سایت ۳٬۵۵۶ ایکر (بیش از ۱۴ کیلومتر مربع) است و بیش از ۵۰۰ ساختمان و تأسیسات روی آن قرار دارد.
اما ارزش واقعی این زمین ساختمانهایش نیست؛ زیرساخت آن است. غنیسازی اورانیوم یکی از پرمصرفترین فرایندهای صنعتی تاریخ بود و به همین دلیل خطوط انتقال برق فوقسنگین، سیستمهای تصفیهی آب صنعتی، شبکهی فیبر نوری و جادههای دسترسی از قبل روی این سایت وجود دارد. برای یک مرکز دادهی هوش مصنوعی، این دقیقاً همان چیزهایی است که ساختنشان از صفر سالها طول میکشد.
به بیان دیگر، آمریکا در حال بازیافت زیرساخت جنگ سرد برای رقابت هوش مصنوعی است. سایتی که برای غنیسازی اورانیوم طراحی شده بود، حالا قرار است تراشههای گرافیکی را خنک کند.
۳) اعداد برق: ۴.۶ گیگاوات یعنی چقدر؟
بخش انرژی این پروژه بر عهدهی نکستارا انرجی است و ترکیب آن دو بخش دارد:
- تا ۲ گیگاوات نیروگاه گاز طبیعی متصل به شبکه
- تا ۲.۶ گیگاوات سیستم ذخیرهسازی انرژی با باتری
مجموع این دو، تا ۴.۶ گیگاوات ظرفیت تولید اختصاصی میشود. برای درک بهتر، یک نیروگاه هستهای بزرگ معمولاً بین یک تا ۱.۵ گیگاوات برق تولید میکند؛ یعنی این پردیس بهتنهایی به اندازهی سه تا چهار نیروگاه هستهای برق نیاز دارد.
ظرفیتی که در نهایت به خود پردیس تحویل داده میشود تا ۱.۸ گیگاوات است و از این مقدار، بیش از ۱.۲ گیگاوات به بار محاسباتی خالص (یعنی سرورها و تراشهها) اختصاص پیدا میکند. بقیه صرف خنکسازی، تلفات و زیرساخت پشتیبان میشود.
شرکای محلی برق هم مشخص شدهاند: شرکت بیگ ریورز الکتریک بهعنوان تأمینکنندهی عمده، تعاونی جکسون پرچیس انرجی برای توزیع خرده و سامانهی برق پادوکا در نقش حامی محلی.

۴) چرا باتری، و چرا اینقدر زیاد؟
یکی از عجیبترین اعداد این پروژه، حجم ذخیرهسازی باتری است: ۲.۶ گیگاوات، یعنی بیشتر از ظرفیت نیروگاه گازیاش. این انتخاب تصادفی نیست.
بار مصرفی مراکز دادهی هوش مصنوعی برخلاف تصور عمومی ثابت نیست. وقتی یک خوشهی آموزش مدل شروع به کار میکند یا متوقف میشود، مصرف برق در عرض چند ثانیه میتواند صدها مگاوات بالا و پایین برود. این نوسان برای شبکهی برق سمی است و میتواند باعث ناپایداری ولتاژ شود. باتریها این ضربهها را جذب میکنند و بار را صاف میکنند.
دلیل دوم اقتصادی است. با ذخیرهی برق ارزان در ساعات کممصرف و استفاده از آن در اوج مصرف، هزینهی هر کیلوواتساعت بهشکل معناداری پایین میآید. برای مرکز دادهای که برق بزرگترین هزینهی عملیاتیاش است، این تفاوت میلیاردها دلار در طول عمر پروژه است.
۵) اشتغال و اثر اقتصادی برای کنتاکی
طبق گزارشها این پروژه در اوج ساختوساز حدود ۸٬۰۰۰ شغل ایجاد میکند و پس از راهاندازی، حدود ۶۰۰ موقعیت شغلی دائمی خواهد داشت. این نسبت — هشت هزار در برابر ششصد — تصویری واقعی از اقتصاد مراکز داده به دست میدهد: ساخت آنها کاربر است، اما بهرهبرداریشان بهشدت خودکار.
غرب کنتاکی سالهاست با تعطیلی صنایع سنگین دستوپنجه نرم میکند و همین سایت پادوکا زمانی یکی از بزرگترین کارفرمایان منطقه بود. برای اقتصاد محلی، بازگشت هشت هزار کارگر ساختمانی و ششصد شغل فنی دائمی رویدادی مهم است، حتی اگر با دوران اوج صنعت هستهای قابل مقایسه نباشد.
برای مقایسه، پروژهی مشابهی که وزارت انرژی برای سایت پورتسموث در نظر گرفته، طبق گزارشها حدود ۳۵ هزار شغل ساختوساز و ۲٬۵۰۰ موقعیت دائمی خواهد داشت.
۶) تیمی که هنوز مشتری ندارد
عجیبترین بخش این خبر همین است: تا امروز هیچ مشتری اصلی یا مستأجر لنگری برای این پردیس اعلام نشده. صد میلیارد دلار سرمایهگذاری، ۴.۶ گیگاوات برق، و هیچ نامی از اوپنایآی، آنتروپیک، متا، مایکروسافت یا گوگل در میان نیست.
این وضعیت دو تفسیر دارد. تفسیر خوشبینانه میگوید تقاضا برای ظرفیت محاسباتی چنان زیاد است که توسعهدهندگان دیگر منتظر امضای قرارداد نمیمانند و پیشدستانه میسازند؛ همان الگویی که در دورههای رونق زیرساختی تکرار میشود.
تفسیر محتاطانه اما هشدار میدهد که ساخت ظرفیت بدون مشتری قطعی، همان تعریف کلاسیک حباب زیرساختی است. اگر رشد تقاضای هوش مصنوعی کند شود، این پردیس میتواند به یک دارایی نیمهخالی گرانقیمت تبدیل شود. بحث دربارهی تواناییها و محدودیتهای واقعی هوش مصنوعی دقیقاً از همین نقطه شروع میشود.
باید توجه داشت که پروژه هنوز منوط به مذاکرهی قراردادهای نهایی و اخذ مجوزهای قانونی است و تاریخ دقیق آغاز ساخت هم اعلام نشده.
۷) جدول زمانی: از ۲۰۲۶ تا ۲۰۳۲
بر اساس اعلام رسمی، تکمیل ساخت پردیس برای سال ۲۰۳۱ هدفگذاری شده و بهرهبرداری کامل با ظرفیت نهایی ۱.۸ گیگاوات تا سال ۲۰۳۲ خواهد بود. این یعنی حدود شش سال فاصله میان اعلام خبر و آماده شدن کامل پروژه.
شش سال در صنعت هوش مصنوعی زمان بسیار طولانی است. تراشههایی که در سال ۲۰۳۲ در این پردیس نصب خواهند شد هنوز طراحی هم نشدهاند و معماری مدلهایی که روی آنها اجرا میشوند احتمالاً با آنچه امروز میشناسیم تفاوت بنیادی خواهد داشت. همین عدم قطعیت، ریسک اصلی پروژههای زیرساختی بلندمدت در این حوزه است.

۸) این خبر برای ایران و کاربران فارسیزبان چه معنایی دارد؟
در نگاه اول، ساخت یک پردیس داده در کنتاکی ربطی به کاربر فارسیزبان ندارد. اما زنجیرهی تأثیر مستقیمتر از چیزی است که به نظر میرسد.
هر مدلی که امروز از آن استفاده میکنید — از چتجیپیتی گرفته تا کلود و جمینای — روی سختافزاری اجرا میشود که در همینگونه مراکز داده قرار دارد. هزینهی هر توکن، سرعت پاسخ، و حتی اینکه یک مدل رایگان باشد یا نه، مستقیماً تابع فراوانی یا کمیابی همین ظرفیت است. وقتی گیگاواتها ظرفیت تازه وارد بازار میشود، فشار قیمتی کاهش پیدا میکند.
از سوی دیگر، تمرکز این ظرفیت در آمریکا شکاف زیرساختی جهانی را عمیقتر میکند. کشورهایی که دسترسی به این ظرفیت ندارند، ناچار به مصرفکنندهی خدمات ابری دیگران تبدیل میشوند. اگر میخواهید بدانید این معادله چطور بر اهمیت هوش مصنوعی در کسبوکار اثر میگذارد، این خبر یکی از قطعههای اصلی پازل است.
۹) رقابتی که به زمین و برق رسیده است
چند سال پیش، رقابت هوش مصنوعی دربارهی الگوریتم بود؛ بعد دربارهی داده شد؛ سپس به تراشه رسید. حالا به آخرین لایه رسیده است: زمین و برق.
این تغییر معنای مهمی دارد. الگوریتم را میشود در چند ماه بهبود داد و تراشه را میشود خرید، اما ساخت یک نیروگاه ۲ گیگاواتی سالها طول میکشد و به مجوزهای دولتی نیاز دارد. به همین دلیل است که بازیگران اصلی این حوزه دیگر فقط شرکتهای نرمافزاری نیستند؛ صندوقهای سرمایهگذاری زیرساختی مثل بروکفیلد و شرکتهای برق مثل نکستارا انرجی به بازیگران اصلی تبدیل شدهاند.
برای دنبالکردن ادامهی این رقابت، بخش اخبار هوش مصنوعی را از دست ندهید و اگر میخواهید بدانید این شرکتها از کجا آمدهاند، مطلب اوپنایآی چیست نقطهی شروع خوبی است.
پرسشهای پرتکرار دربارهی پردیس هوش مصنوعی پادوکا
این پروژه دقیقاً کجاست و چه کسی آن را میسازد؟
پروژه در سایت پادوکا وزارت انرژی آمریکا در غرب ایالت کنتاکی قرار دارد؛ همان کارخانهی قدیمی غنیسازی اورانیوم به روش پخش گازی. شرکت بروکفیلد توسعهدهنده و بهرهبردار پردیس داده است و نکستارا انرجی نیروگاهها و سیستمهای ذخیرهسازی اختصاصی را میسازد و مالکشان میماند.
آیا این پول از بودجهی دولت آمریکا میآید؟
خیر. طبق اعلام رسمی، سرمایهگذاری ۱۰۰ میلیارد دلاری کاملاً خصوصی است. نقش وزارت انرژی اجارهی بلندمدت زمین بر اساس اختیارات قانون انرژی اتمی است، نه تأمین مالی. مسئولیت ساخت، بهرهبرداری، از رده خارجسازی و توافقهای اتصال به شبکه هم بر عهدهی خود شرکتهاست.
چرا هنوز مشتری این پردیس مشخص نیست؟
تا زمان انتشار این خبر هیچ مستأجر لنگری اعلام نشده است. توسعهدهندگان معمولاً در پروژههای چندساله ابتدا زمین و برق را قفل میکنند و مذاکره با مشتریان نهایی را به مراحل بعدی موکول میکنند، اما این رویکرد ریسک خالیماندن ظرفیت را هم به همراه دارد.
چه زمانی این پردیس به بهرهبرداری میرسد؟
تکمیل ساخت برای سال ۲۰۳۱ و بهرهبرداری کامل تا سال ۲۰۳۲ هدفگذاری شده است. با این حال تاریخ دقیق آغاز عملیات اجرایی هنوز اعلام نشده و پروژه منوط به نهاییشدن قراردادها و مجوزهاست.
آیا این پروژه به محیطزیست آسیب میزند؟
بخش عمدهی تولید برق پردیس بر پایهی گاز طبیعی است که انتشار کربن دارد، هرچند ۲.۶ گیگاوات ذخیرهسازی باتری امکان استفادهی بهینهتر از منابع را فراهم میکند. از سوی دیگر، استفادهی مجدد از یک سایت صنعتی آلودهی قدیمی بهجای تصرف زمین بکر، از منظر کاربری زمین امتیاز مثبتی محسوب میشود. ارزیابی نهایی به مجوزهای زیستمحیطی بستگی دارد که هنوز صادر نشدهاند.
